فرهادی، آفرین! این بود فرهنگ ایران زمین؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۴۲۹۰
حاشيه‌اي بر جايزه اصغر فرهادي؛

فرهادی، آفرین! این بود فرهنگ ایران زمین؟!

فرهادی رفت بالا، اسکار هم گرفت، مشکل مردم ایران زمین را هم حل کرد! مشکل سینمای سیاست‌زده و غرب‌زده ما را هم حل کرد!

گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فرهادی رفت بالا، اسکار هم گرفت، مشکل مردم ایران زمین را هم حل کرد!  مشکل سینمای سیاست زده و غرب زده ما را هم حل کرد! گفت سیاست و سنگینی آن فرهنگ ایران زمین را مدفون کرده است! اما آقای فرهادی! یک سوال مهم، این همه دم از فرهنگ ایران زمین زدی، کجا آن را به تصویر کشیدی؟! 

اصلا کاری ندارم به این حرف ها، که بعضی ها می گویند اسکار سیاسی است، اینکه می گویند اسکار را سران هالیوودیسم می دهند! کاری ندارم به این که وزارت خارجه آمریکا در صفحه توئیتر خود می نویسد: ما در انتخاب جایزه اسکار دخالت نمی کنیم، اما برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» آرزوی موفقیت می کنیم!

 

آقای فرهادی من اصلا کاری ندارم که پخش کننده فیلم شما رفته در اسرائیل فیلم را می فروشد! من به این حرف ها کاری ندارم! این ها همه حرف است! چشم ندارند شما را کنار زنان برهنه ببینند! دوست دارند فرهادی زمین بخورد! اصلاً سیاست را به فرهنگ چه! امام هم که گفت سیاست ما عین دیانت ماست برای خودش بوده حتماً!

 

کاری نداریم که همه دنیای امروز در سیاست خلاصه می شود و دلاری بدون اهداف سیاسی و استعماری به کسی اهدا نمی شود! این ها همه به کنار!

 

یک بار هم که شده می خواهیم فیلم و حرف های آقای فرهادی را بدون سیاست بررسی کنیم! همان سوال مهم بالا را تکرار می کنیم؛ آقای فرهادی این همه دم از فرهنگ ایران زمین زدی، کجا آن را به تصویر کشیدی؟!

کمی می خواهیم از زاویه دید صرفاً فرهنگی به حرکت آقای فرهادی و فیلم ایشان نگاه کنیم:

 
ابتدا فیلم 


در فیلم قرار است داستان چه چیزی گفته شود؟! قرار است فضای چه کشوری به نمایش درآید، قرار است آخر فیلم چه اتفاقی بیفتد؟! همه تحلیل ها کم و بیش داستان فیلم را به نقد کشیده اند و قصد آن نیست که تکرار مکررات شود، فقط یک حرف: آقای فرهادی! اگر ایران شما بهترین فرهنگ را دارد، پس چرا آن خانم دارد از این همه فرهنگ فرار می کند و به خارج از كشور مي رود؟! فرهنگ کشوری که سرتاسر آن را دروغ فراگرفته، خیلی متعالیست؟! یعنی نمی شود انسان سختی های مختلف زندگی را تحمل کند و از مکانی که اوج فرهنگ است به اوج بی فرهنگی نقل مکان نکند؟!

 

مراسم جايزه

 

می رویم سر وقت داستان جایزه اسکار و گلدن گلوب شما! وقتی عکس های دست دادن شما با خانم آنجلیناجولی را دیدیم، گفتیم آقای فرهادی! در فرهنگ ما ایرانی ها این حرکت شما زشت و گناه تلقی می شود!


آقای فرهادی وقتی دختر شما بدون حجاب که جزوی از فرهنگ ایران زمین است، در مراسم اسکار حاضر می شود، دیگر چه جای دفاع از فرهنگ ایران زمین است!


آقای فرهادی! فرهنگ ایران زمین عفت دارد، حجاب دارد، حیا دارد و روحیه ضد ظلم دارد.

حالا شما کلاه خودت را قاضی کن، کجای قیافه و اعمال و افکار شما و دوستانتان در این مراسم نماینده فرهنگ بزرگ ایران زمین است؟! 


تا آنجا که در داستان ها و کتاب های بزرگ خوانده ایم، حتی در زمان کورش و هخامنشیان هم ایرانیان دوستدار صلح و آرامش بوده اند، اما سوال بزرگ این است: آقای فرهادی! در کشور آتش افروز و رسانه های صهیونیزم جنایتکار چه کار می کنید؟!


آقای فرهادی! مردم کشور ما از دیرباز جلوی ظلم ظالمان سر فرود نمی آوردند، فرهنگشان را حفظ می کردند، حتی بعد از حمله اسکندر و جنایات بزرگ او، متجاوزان را وادار به پذیرش فرهنگ خود کردند، آنها را مسلمان کردند و هزار داستان دیگر که نشان می دهد ایرانی از فرهنگ خود جلوی متجاوز فرهنگی دفاع می کند، آن گاه شما رفته ای این جایزه را از دستان دشمن بزرگ فرهنگ خود می گیری و می گویی مردمم دارای فرهنگی بزرگ هستند! می گویی سنگینی سیاست باعث رخ ننمودن فرهنگ ایران است؟!

 

حالا داستان را می توان این گونه تقسیم کرد:


حالت اول، این که فرهادی خود می داند چه می گوید و عملش را خود انتخاب کرده که در این جا باید گفت،
آقای فرهادی قسم حضرت عباست را باور کنیم يا دم خروست را!

 

در حالت دوم نیز باید گفت فرهادی از فرهنگی دم می زند که در ذهن خود پرورش داده است؛ در اين فرهنگ خودساخته از اسلام و فرهنگ اسلامی خبری نیست، در حالي كه فرهادي خود را نماینده فرهنگ ایران اسلامی می داند! در اینجا باید گفت، آقای فرهادی آن فرهنگی که تو از ایران مخابره می کنی فرهنگ منهای اسلام است که مخالف صد درصد انقلاب اسلامی و آرمان های امام است، پس لطف کن از این به بعد از ایران منهای اسلام صحبت کن تا مردم ماهیت ذهنی تو و امثال تو را بهتر بشناسند و خود تصمیم بگیرند.

 

نمی دانم چرا، اما در آخر نگارش این متن یاد مصاحبه  علی استون، کارگردان تازه مسلمان آمریکایی افتادم که به خبرنگار «سی. ان. ان» گفته بود: اگر احمدی نژاد گفته است که اسرائیل باید از بین برود، منظور او لزوما از بین بردن با سلاح نیست، درست همان گونه که شوروی سابق هم بدون هیچ گونه جنگ و دخالت هیچ گونه سلاح فروپاشید. از بین بردن اسرائیل لزوماً نیازمند سلاح نیست!


آری این بود که امام می گفت باید انقلاب ما به جهان صادر شود و این که انقلاب ما بیش از این که یک انقلاب سیاسی باشد یک انقلاب فرهنگی و اعتقادی بود.
 

و چه زيبا گفت سيد شهيدان اهل قلم براي اين روزها كه:


اما حقیقت این است كه كسب توفیق در جشنواره های خارج از كشور ارزشی را اثبات نمی كند. آنها به تكنیك محض جایزه نمی دهند و راهشان نیز با ما متفاوت است. تكنیك و محتوا را نیز نمی توان از یكدیگر تفكیك كرد و چون این چنین است، پر روشن است كه آنها كدامین فیلم ها را خواهند پذیرفت. كسی مخالف شركت در جشنواره های خارج از كشور نیست، اما آنچه كه اصلاً در شأن ما نیست، شیفتگی و مقهوریت و مرعوبیت در برابر آنهاست.

آیا فیلم هایی كه به فستیوال های خارجی می روند نباید بویی از حقیقت انقلاب اسلامی و معتقدات ما داشته باشند؟ ... و تو گویی این بیماری اصلاً همه گیر است، چرا كه در زمینه هنرهای تجسمی نیز هنوز كه هنوز است، تابلوهایی برای شركت در بی ینال های خارجی انتخاب می شوند كه رنگ و بویی از انقلاب و مردم و جنگ ندارند و بعضاً مخالف با آرمان های غایی جمهوری اسلامی و انقلاب هستند.  

 

ما باید بنشینیم و یك بار برای همیشه تكلیف خود را بفهمیم. به راستی این همه هیاهو برای چیست؟ هیاهوی بسیار برای هیچ و یا حتی كمتر از هیچ؟!!!

پربازدیدترین آخرین اخبار