در خرمشهر با دست خالي چه كرديم؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۵۶۶۹

در خرمشهر با دست خالي چه كرديم؟

وقتی در مرز زندگی می کنی، وقتی جایگاهت خاص است، وقتی کنارکشیدنت راه دشمن را باز می کند، نباید منتظر بمانی. باید بجنگی، حتی با دست خالی.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛
 
بسم الله

سخت تر از این دیگر نمی شود، داری زندگی ات را می کنی. یک روز یک عالمه تانک هجوم می آورند به خانه های مردم.
 
شهر گلوله باران می شود. خانه ها خراب می شوند. ارتش سروسامان درستی ندارد. فرمانده کل قوا حواسش نیست انگار (و بعداً معلوم می شود دستش با دشمن های ما توی یک کاسه بوده.) کسی نیرو نمی فرستد. اسلحه نمی فرستد. از پشتیبانی خبری نیست. شهر دارد سقوط می کند. سخت تر از این دیگر نمی شود.

این وسط یک سری جوان می¬آیند وسط میدان، هرکاری بلدند می كندد تا شهر سقوط نکند، با دست خالی. خالیِ خالی. وقتی هیچ کس هم حواسش نیست. از پشتیبانی خبری نیست. می ایستند و می گویند شهر نباید سقوط کند، هرطور که شده. فکر کن اگر نیامده بودند وسط میدان، اگر منتظر نیروی کمکی مانده بودند، شاید محاسبه فرماندهان ارتش عراق عملی می شد.

خیلی وقت ها می بینیم، می بینیم که دشمن حمله می کند، جلو می آید. می بینیم که خانه ها خراب می شوند. تلفات می دهیم. می بینیم دشمن پله به پله جلو می آید و کسی جلودارش نیست.
 
امّا بهانه می آوریم، که ما الآن با دست خالی مگر چه کار می توانیم بکنیم؟ ما که بلد نیستیم. ما که کارمان این نیست. مگر نباید مسئول ها حواسشان باشد؟

محمد جهان آرا و بچه هایش اگر این طوری فکر می کردند، شاید من و تو الآن اینجا نبودیم.

وقتی در مرز زندگی می کنی، وقتی جایگاهت خاص است، وقتی کنارکشیدنت راه دشمن را باز می کند، نباید منتظر بمانی. باید بجنگی، حتی با دست خالی.

خیلی وقت ها وقت کم است. خطر سقوط هست. حتی با دست خالی باید آمد به میدان. خیلی وقت ها باید یک گروهی بیایند، مثل جهان آرا و بچه هایش، بگویند ما می ایستیم و دفاع می کنیم، و منتظر هیچ چیز نمانند. می شود نقشه های دشمن را نقش بر آب کرد، حتی با دست خالی.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار