«فكه» شاهد همه چيز بود
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۶۳۰۲

«فكه» شاهد همه چيز بود

فكه شاهد بود كه چگونه رزمندگان در تكاپو و تلاش سعی می‌كردند تا آخرين توان مبارزه كنند؛ فكه شاهد بود كه چه می‌كردند تا دشمن نتواند ذره‌ای از خاك ميهن پاكشان را اشغال كند؛ فكه شاهد همه چيز بود.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ از ابتدای پيشروی نيروهای خودی از نقطه رهايی تا رسيدن به خط دوم دشمن بيش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبيه و ايجاد شده بود و يا به صورت عارضه طبيعی منطقه وجود داشت، دشمن با اين اقدامات در واقع آن‌چه را به صورت تجربه از عمليات‌های گذشته به دست آورده بود، تقريبا به صورت كامل در منطقه عملياتی والفجر مقدماتی اجرا كرد.

عمليات والفجر مقدماتی، توسط ارتش اسلام در 18 بهمن‌ماه سال 61 با هدف پاكسازی ميدان مين انجام شد؛ اما متاسفانه تمام اهداف عمليات تامين نشد.

اين عمليات در ساعت 21:30، 17 بهمن‌ماه سال 61 پس از اعلام رمز «ياالله، ياالله، ياالله»، از پنج محور شمال و جنوب «رشيده»، «صفريه» و ارتفاعات «چرمر» آغاز شد و نيروها در تاريكی مطلق شب به منظور پاكسازی ميادين مين و شكستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در اين خطوط پيشروی كردند.

وسعت و عمق موانع و استحكامات دشمن و وجود كانال‌‌های متعدد كه دشمن برای ايجاد آن‌ها تلاش بسياری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نيروها گرفت. در نتيجه، اگر چه خط اول دشمن شكسته شده بود، ليكن به دليل عدم پاكسازی منطقه، در حالی كه تاريكی شب رو به پايان بود، طبيعی به نظر می‌رسيد كه امكان استقرار كامل وجود نداشته باشد.

در واقع تاريكی مطلق شب، عدم الحاق نيروها و پاكسازی منطقه، عمق و وسعت زياد ميادين مين، هوشياری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عمليات، عوامل بازدارنده‌ای بودند كه به عدم تامين كامل اهداف مرحله اول عمليات منجر شدند.

به رغم وضعيت موجود، به خاطر موقعيت خاصی كه به تبع آغاز عمليات در ميان مردم ايجاد شده بود و از طرفی به دليل اميدواری مسئولان و نيز تبليغات سوء دشمن و ... مرحله دوم عمليات در ساعت 21 روز بيستم بهمن‌ماه سال 61 به منظور انهدام نيرو و تجهيزات دشمن آغاز شد. اما اين بار نيز عدم هماهنگی در نيروهای عمل كننده و همچنين هوشياری دشمن و احاطه او بر راه كارهای خودی، مانع از پيشرفت رزمندگان شد.

از ابتدای پيشروی نيروهای خودی از نقطه رهايی، تا رسيدن به خط دوم دشمن بيش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبيه و ايجاد شده بود و يا به صورت عارضه طبيعی منطقه وجود داشت. دشمن با اين اقدامات در واقع آن‌چه را به صورت تجربه از عمليات‌های گذشته به دست آورده بود، تقريبا به صورت كامل در منطقه عملياتی والفجر مقدماتی اجرا كرد.

ارتش عراق سعی داشت با موانع ياد شده تا حد امكان در پيشروی نيروهای ايرانی تاخير ايجاد كند. از اين رو، موانع مزبور به منزله زنگ خطر و عامل هشدار دهنده محسوب می‌شد. از طرفی به طور طبيعی توان نيروها را جهت تامين اهداف در شب می‌گرفت. علاوه بر اين، گرفتن جناح و به كارگيری نيروی احتياط، دو موضوع قابل توجه بود كه در تاكتيك‌های دشمن در عمليات والفجر مقدماتی مشاهده شد.

موضوع ديگر اين‌كه در گذشته نيروهای هجومی و اصلی دشمن در خطوط حضور داشتند و به طور طبيعی در معرض آسيب پذيری نيروهای مهاجم بودند؛ ليكن در اين عمليات، نظر به اين‌كه دشمن شكستن خط را برای خود مفروض می‌دانست، نيروهای هجومی‌اش را در احتياط قرار داد و با گذاردن نيروهای پدافندی در خط و عمق بخشيدن به ميادين مين و ايجاد موانع ديگر، عملا سعی بر اين داشت كه پس از گرفتن توان نيروهای مهاجم، با وارد كردن نيروهای اصلی خود، مناطق تصرف شده را باز پس گيرد.

با اين عمليات، طراحان نظامی خودی دريافتند كه عمليات‌های بعدی بايد در مناطق عاری از نقاط قوت دشمن ( موانع، آتش توپخانه و ...) انجام شود. از سوی ديگر، مناطق انتخابی بايد به گونه‌ای باشند كه ضعف‌های خودی در آن كمتر بوده و جنگ متكی به نيروهای انسانی در آن مناطق عملی باشد. همچنين با توجه به اين‌كه فرماندهان سپاه پاسداران به اين نتيجه رسيدند كه بايد ضمن پرهيز از انتخاب مناطق با عمق زياد، اين انتخاب متناسب با قوای خودی باشد.

در اين عمليات، علاوه بر انهدام قابل توجه تيپ‌های 905 و 704 و يك گردان از نيروهای سودانی، تعداد 113 تن از نيروهای دشمن اسير شدند. ارگان‌های‌ عمل‌كننده در اين عمليات، رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و نيروی‌ زمينی‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ بودند.

اهداف‌ عمليات نيز تصرف‌ پل‌ غزيله‌ و پيشروی‌ به‌ سوی‌ شهر العماره‌ عراق‌ بود. در اين‌ عمليات‌ بيش‌ از 80 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر، 120 دستگاه‌ خودرو و تعداد زيادی‌ سلاح‌ سبك‌ و نيمه‌ سنگين، 5 فروند هواپيما منهدم‌ و 4620 نفر از نيروهای‌ دشمن‌، كشته، زخمی‌ و اسير شدند.

شهيد «جعفر عيدی كوتيانی»، يكی از شهدای اين عمليات است كه در اول شهريور سال 44 در منطقه «كوتيان» به دنيا آمد. محل شهادت وی، منطقه‌ عمومی فكه بوده است. گرچه خانواده‌اش دلواپس حضورش در عمليات محرم بودند، اما برگشت. كمی بعد در 21 بهمن سال 61 در عمليات والفجر مقدماتی شركت كرد؛ با اتمام عمليات، همه انتظار وی را می‌كشيدند.

اما نيامد و هنوز هيچ‌ كس از جعفر 17 ساله‌ كوتيانی كه در منطقه‌ فكه بوده، خبری ندارد. نمی‌دانم خاك فكه تو را در خود نگه داشته است يا وجودت جای ديگری را متبرّك كرده است؛ اما چشم‌های ما هنوز در انتظار گام‌هايی است كه محكم و استوار برداشته شوند، تا ما به اميد آن‌ها، صبورتر ايستادگی كنيم.

شهيد «عبدالرضا كوچك» ديگر مفقود الجسد اين عمليات است. فكه شاهد بود كه چگونه در تكاپو و تلاش سعی می‌كردند تا آخرين توان مبارزه كنند؛ فكه شاهد بود كه چه می‌كردند تا دشمن نتواند ذره‌ای از خاك ميهن پاكشان را اشغال كند؛ فكه شاهد همه چيز بود. حالا چندين سال است كه از آن روزها می‌گذرد و او هنوز نيامده؛ و ما هنوز در انتظار آمدن او روزها را می‌شماريم.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار