کد خبر:۱۷۶۳۵۱
فرهنگ و تهاجم فرهنگی در کلام رهبر انقلاب -3
تهاجم فرهنگی؛ تزریق تفالههای فرهنگ غرب به بدن ملت ایران است
در تبادل فرهنگي هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملي نيست؛ ولي در تهاجم فرهنگي هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملي است، در تهاجم فرهنگی دشمن با مدرنترين شيوهها، آنچه را كه خودش مىخواهد، از تفالههاى دست دوم فرهنگش به جسم ملت ايران تزريق میكند.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ دشمنان ايران با توجه به ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی، به خوبی دریافته اند که برای فروپاشی این بنیان، راهی جز نابودی پایه های فکری و اعتقادی آن وجود ندارد، از این رو در این سلسله یادداشت ها قصد داریم تا بحث فرهنگ و تهاجم فرهنگی را از کلام رهبر معظم انقلاب به عنوان یک نقشه راه بررسی کنیم.
اهمیت فرهنگ و استقلال فرهنگی
با دانست تعریف و حوزه و ارکان فرهنگ، به اهمیت آن واقف می شویم. پی بردن به قدر و ارزش و تاثیرگذاری فرهنگ در تعالی جامعه، و ضرورت پاسداری از فرهنگ کشور از نفوذ موج های مسموم و مخرب فرهنگ غربی – که به استقلال فرهنگی تعبیر می شود- سایر ابعاد شخصیتی و هویتی جامعه و استقلال اقتصادی و سیاسی و نظامی را تضمین خواهد کرد.
• هویت هر ملت فرهنگ اوست
«هويّت ملي با فرهنگ» شکل ميگيرد. هويت هر ملتي، فرهنگ اوست؛ اين را نبايستي زخمي و جريحهدار کرد. علت مقابله ملت ايران با فرهنگ غربي اين است، والا بله، فرهنگ غربي محسّنات و زيبايي هايي هم دارد. البته زشتي هايي هم دارد که آن زشتي ها بيخ ريش خودشان! اشکالي ندارد که ما زيبايي هاي فرهنگ آنها را فرا بگيريم. اين که حالا آن زيبايي ها چيست، ميتواند مورد بحث قرار گيرد.»
• محیط زیست فرهنگی باید پاک باشد
«مىدانند كه جنگ نظامى علاج كار ايران نيست؛ چون مردم را متّحدتر مىكند؛ لذا از راه ديگرى وارد مىشوند. اين كه من اينقدر روى مسأله فرهنگ و فضاى فرهنگى كشور تكيه و تأكيد مىكنم، به خاطر اين است. وقتى محيط زيستِ جسمانى آلوده مىشود، همه احساس خطر مىكنند و هشدار مىدهند - مثلاً مىگويند آلايندههاى هواى تهران يا فلان شهرِ ديگر اينقدر زياد شد - البته اين آلايندهها مضرّ است و تنفّس مردم در اين فضا، به زيان جسم آنها، ريه، خون و اعصاب آنها تمام مىشود؛
اين درست؛ اما محيط زيست فرهنگى چه؟ آيا محيط زيست فرهنگى اهميت ندارد؟ جوان مسلمان در محيطى رشد كند كه در آن، انواع و اقسام تحريك به شهوت، تحريك به فساد، تشويق به بيكارگى و بىعارى، تشويق به اعتياد و گرفتاريهاى گوناگون، تشويق به وابستگىِ سياسى و فرهنگى به بيگانگان موج بزند و در اين فضاى فرهنگى معلّق باشد. آيا اين براى كسى كه در فضاى فرهنگى كشور تنفّس مىكند، مضر نيست؟»
این اهمیت تا بدانجاست که رهبر معظم انقلاب اسلامی، در صورت عدم تکلیف از سوی امام خمینی (ره)، ترجیح می دانند در میان مسئولیت ها و کارهای مختلف به کارهای فرهنگی بپردازند. کسانی که توان کار فرهنگی دارند یا در مسئولیت های فرهنگی کشور قرار گرفته اند، بایستی از این رویکرد رهبری، قدر و تاثیر حوزه کار خود را بدانند و با تساهل و ولنگاری با این مقوله برخورد ننمایند.
«قبل از رحلت حضرت امام که دوران ریاست جمهوری در حال اتمام بود. دست و پایم را جمع می کردم. مکرر مراجعه می کردند و بعضی از مشاغل را پیشنهاد می نمودند. آد مهای بی مسئولیت این مشاغل را پیش خودشان، به قد و قواره ی من بریده و دوخته بودند! ولی من گفتم که اگر یک وقت امام به من واجب کنند و بگویند شما فلان کار را انجام دهید. چون دستور امام تکلیف است و برو برگرد ندارد، آن را انجام می دهم. اما اگر تکلیف نباشد – و من از امام خواهش خواهم کرد که تکلیفی به من نکنند تا به کارهای فرهنگی بپردازم – دنبال کارهای فرهنگی می روم.»
تعریف تهاجم فرهنگی و تفاوت آن با تبادل فرهنگی
شناخت پدیده تهاجم فرهنگی و تمیز دادن آن با تبادل فرهنگی، مسئله مهمی است. متاسفانه روشنفکران که عوامل ورود فرهنگ غرب به داخل کشور و ممزوج کردن آن با فرهنگ خودی بوده اند در این شناخت و تمیز موفق نبودند. آنان تحت عنوان ضرورت و تبادل و تعامل فرهنگی، زشتی های فرهنگ غرب را اخذ و سوغات آوردند و نتوانستند از نفوذ، القاء و تزریق و تحمیل فرهنگ بیگانه و مخالف با مصالح ملت که با دخاالت عوامل قدرت های استکباری، که امروز علاوه بر دخالت، هدایت امواج و ابزارهای متنوع و گسترده تبلیغی فرهنگی انجام شود، جلوگیری کنند.
• تهاجم فرهنگی تزریق تفاله های فرهگ غرب
«من يك وقت گفتم كه فرق تهاجم فرهنگى و تبادل فرهنگى چيست. تهاجم فرهنگى، يك امر منفى است؛ اما تبادل فرهنگى، يك امر مثبت است. يك وقت هست كه يك انسان براى اينكه كمبودى را در بدن خودش برطرف كند، مىگردد و غذا و داروى مناسب را - آن چيزى كه به دردش مىخورد - از هر جايى كه گيرش آمد، پيدا مىكند و با ميل خود آن را داخل كالبدش مىريزد. يك وقت هم هست كه نه، ما انتخاب نمىكنيم؛ دست و پاى ما را مىگيرند، يا بيهوشمان مىكنند، يا مستمان مىكنند و چيزى را كه خودشان مىخواهند - نه آن چيزى كه ما لازم داريم - در بدن ما تزريق مىكنند. آيا اينها با هم فرق ندارد؟! من مىگويم ملت ايران نبايد خودش را لخت بيندازد تا دشمن با مدرنترين شيوهها، آنچه را كه خودش مىخواهد، از تفالههاى دست دوم فرهنگش به جسم ملت ايران تزريق كند.»
• تهاجم فرهنگی از بین بردن فرهنگ ملی کشور است
«در تبادل فرهنگي هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملي نيست؛ ولي در تهاجم فرهنگي هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملي است در تبادل فرهنگي ملت گيرنده فرهنگ، چيزهاي مطبوع، دلنشين، خوب و مورد علاقه را مي گيرد. در تهاجم فرهنگي چيزهايي را كه به ملت مورد تهاجم مي دهند خوب نيست و بد است. مثلاً وقتي اروپايي ها تهاجم فرهنگي را به كشور ما شروع كردند روحيه دقت شناسي، شجاعت، خطر كردن در مسايل و تجسس و كنجكاوي علمي را براي ما نياوردند. آن ها فقط بي بند و باري جنسي را وارد كشور كردند.
ملت ما در طول هزاران سال دوران اسلامي، داراي مبادلات جنسي معيني و رعايتهاي مربوط به زن و مرد بود. اروپايي ها كه هميشه و در تمام مدت شبانه روز ميخانه ها و ميگساريهايشان برقرار بود مي خواستند اين عادت شوم و فاسد را وارد جامعه ما بكنند. در تهاجم فرهنگي دشمن نقطه اي از فرهنگ خود را به اين ملت مي دهد و وارد اين كشور مي كند كه خود مي خواهد و معلوم است كه دشمن چه چيز را مي خواهد.
در بحث تبادل فرهنگي ملت فراگيرنده به آدمي تشبيه مي شود كه مي رود در كوچه و بازار تا غذا و داروي مناسبي را تهيه و آن را مصرف كند ولي در بحث تهاجم فرهنگي ملت مورد تهاجم به بيماري تشبيه مي شود كه به زمين افتاده و نمي تواند حركتي انجام دهد. دشمن مي آيد و به او آمپول تزريق مي كند معلوم نيست آمپولي كه دشمن تزريق مي كند چيست. تبادل فرهنگي از طرف ما است ولي تهاجم فرهنگي از طرف دشمن است تا فرهنگ خودي را ريشه كن كند. تبادل فرهنگي خوب است ولي تهاجم فرهنگي نه. تبادل فرهنگي در هنگام قوت و توانايي يك ملت است ولي تهاجم فرهنگي در روزگار ضعف يك ملت است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰