ماركس و تبلور انديشه بين‌المللي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۷۳۶۰
به بهانه 14 مارس و سالگرد درگذشت كارل ماركس:

ماركس و تبلور انديشه بين‌المللي

 انديشه كارل ماركس صرف‌نظر از تغيير و تحولات طبقاتي و داخلي جوامع، پيرو تفسير نظريه‌پردازان حامي وي در سال‌هاي بعد باعث تحولات و رخدادهاي عظيمي در نظام بين‌المللي شد كه آثار آن هنوز جامعه بشري را به خود مشغول داشته است.
گروه بين الملل خبرگزاري دانشجو»، ابوذر بهزادی: رابطه ميان انديشه و عمل امري غيرقابل كتمال است. با اين حال در تناسب ميان اين دو، دو ارتباط وجود دارد؛ در برخي مواقع اين انديشه است كه بر عمل مقدم شده و از اين جهت به زندگي و سامان سياسي – اجتماعي بشر شكل مي‌دهد و در برخي مواقع ديگر اين اين عمل و حوزه اجتماعي زندگي انسان‌هاست كه در ابتدا شكل گرفته و سپس متناسب با آن انديشه‌ورزي براي توجيه و تبيين آن صورت مي‌گيرد.
 
تبيين اينكه انديشه و نگاه كارل ماركس به حيات سياسي، اجتماعي و اقتصادي بشر در كدام دسته قرار مي‌گيرد بسيار دشوار است.
 
از يك سو وي با دغدغه تاريخي و نگاه به تحولات نظام سرمايه‌داري و صنعتي شده، رويكردي را ارائه مي‌دهد كه بر اساس آن در نتيجه تداوم اين نظام زندگي و حالات ابنا بشري رو به سقوط مي‌رود و در اين بين، اين طبقات مسلط و سرمايه‌دار جوامع هستند كه در نتيجه انباشت سرمايه و استثمار نيروي كار طبقات ضعيف به زندگي در معناي واقعي ادامه مي‌دهند. در اين معنا انديشه وي موخر بر زندگي و حيات سياسي زمانه (قرن نوزدهم) است.
 
در طرف ديگر معادله ماركس با توصيف و تبيين شرايط ناعادلانه ميان طبقات و نيز در سطح بين‌المللي، بيانيه ای (مانيفست) ارائه مي‌دهد كه بر اساس آن تحرك و فعاليت طبقات ضعيف و استعمار شده در برابر سرمايه‌داران مي‌تواند در يك سير متوالي به جامعه‌اي آرماني تبديل شود؛ جامعه‌اي كه فارغ از بنيان‌هاي ظالمانه نظير انباشت سود و بهره‌كشي افراد در يك راستا و در يك شانه به كار و فعاليت در كنار يكديگر مي‌پردازند. در اين تفسير انديشه وي بر عمل مقدم مي‌شود.
 
تبلور اين تقدم و تاخر انديشه كارل ماركس صرف‌نظر از تغيير و تحولات طبقاتي و داخلي جوامع پيرو تفسير نظريه‌پردازان حامي وي در سال‌هاي بعد باعث تحولات و رخدادهاي عظيمي در نظام بين‌المللي شد كه آثار آن هنوز جامعه بشري را به خود مشغول داشته است.

تلاش افرادي مانند مائو و لنين در چين و شوروي براي اجرايي كردن كعبه آمال ماركس نمونه بارز كم‌نظير نمود انديشه‌هاي كارل ماركس در قالب يك نظام حكومتي است.
 
با وجود اينكه آرمان‌گرايانه بودن اين تفكرات در گذر زمان رهبران و گروه‌هاي وابسته به انديشه ماركسيستي را ناگريز از توجه به واقعيات زمانه و اتخاذ رويكرد عمل گرايانه کرد اما درگيري نظام حكمراني شوروي (به مثابه عالي‌ترين نماد نظام سوسياليستي) در جنگ دوم جهاني، چالش نزديك 45 ساله مسكو (نماد نظام سوسياليستي) با واشنگتن (به عنوان نماد نظام سرمايه‌داري) در دوران جنگ و ظهور قدرت عظيم اقتصادي چين با حفظ شاخصه‌‌هاي حداقلي سوسياليستي تنها گوشه‌ها و جنبه‌هاي عيني است از تبعات فكري ماركس در عصر جديد .
 
اما در سطحي فكري و بنيادي تر، شناساندن شاخصه‌هاي استعماري و استثماري نظم بين‌المللي، لزوم تلاش براي مقابله با وضعيت موجود ناعادلانه ،الهام‌بخشی فكري برخي انقلاب ها، تسهيل دستيابي به استقلال در دوران استعمارزدايي از طريق كاربرد در بسيج توده‌ها، شناساندن جنبه‌هاي ناقص و ناكارآمد نظام سرمايه‌داري و تاثيرگذاري بر تحولات حزبي در جوامع غربي از ديگر نمونه‌هاي عيني رويكرد كارل ماركس در سده اخير است.
 
مجموعه این تحولات فکری و عملی برآمده از اندیشه مارکس به ویژه در عرصه بین المللی باعث شده است تا در عصر کنونی قضاوت های متفاوتی در مورد پیامدهای کارهای وی صورت گیرد و از این جهت ستایش و نکوهش در همراهی پیوسته با وی و اندیشه اش است.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار