هزینه‌های دخالت آمریکایی؛ سیاست جهان‌گرایی در برابر منطقه‌گرایی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۷۷۶۳

هزینه‌های دخالت آمریکایی؛ سیاست جهان‌گرایی در برابر منطقه‌گرایی

«هنری بینن»، متخصص آفریقایی دانشگاه پرینسون طي مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز که دوم فوریه 1981 منتشرشد جهانی سازی و بومی سازی را دو رویکرد متفاوت سیاست خارجی آمریکا دانسته است.
گروه بین الملل «خبرگزای دانشجو»: مارك كاتز، استاد علوم سياسي در دانشگاه جورج میسون در مقاله در وب سايت «نشنال اينترست» مي نويسد: جنگ سرد بالاخره به پایان رسید اما آنچه «هنري بینن» در مورد آمریکا در سال 1981 نوشته است در خصوص سیاست خارجی ایالات متحده بعد از  حملات یازده سپتامبر نیز حقیقیت دارد.

جهانی سازی در درجه اول در مورد تهدید جهانی که توسط گروه القاعده و همدستانش و مقابله با آن مطرح شد واقعیت پیدا کرد. در مقابل منطقه گرایی به دنبال آن بود که حمله نظامی آمریکا به عراق و افغانستان آنچنان جلوه آمریکا در منطقه را خدشه دار می کند که بیشتر از اینکه دشمنان او را از بین ببرد، برایش دشمن ایجاد کند.

اما در زمان جنگ سرد جهانی گرایی در مقابل منطقه گرایی کنترل سیاست خارجی آمریکا بخصوص درزمان جرج  دبلیو بوش را بدست داشت.

اكنون پس از حدود یک دهه نتیجه جنگ آمریکا برعیله ترورچه بوده است؟ از جنبه مثبت آن رژیم صدام و طالبان برانداخته شده و انتخابات آزاد در این دو کشور برگزار شد و اخیراً اسامه بن لادن و چند رهبر دیگر القاعده حذف شده اند.

اما از جنبه دیگر آمریکا و متحدانش هزینه های زیادی را برای آن پرداخت کردند و میلیاردها دلار هزینه بر دوش مالیات دهندگان آمریکایی و تعداد زیادی کشته و زخمی نتیجه ای بود که جنگ عراق و افغانستان پس از یک دهه برای آمریکا به همراه داشته است.

البته هزینه هایی که مردم افغانستان و عراق متحمل شدند بسیار بیشتر از این بوده است. از طرفی دولت های منتخب دو کشور نه تنها از تلاش های آمریکا قدردانی نکردند، بلکه از همکاری با واشنگتن نیز سر بازمی زنند.

درجریان انتخابات عراق اقلیت سنی این کشور به اکثریت شیعه اجازه دادند کنترل قدرت را بدست بگیرند و در نتیجه یک ناهمگونی بین جامعه سه بخشی شیعی، سنی و کرد ایجاد شد، اما با خروج نیروهای نظامی آمریکایی از این کشور در پایان سال 2011  درگیری ها و ناآرامی ها در عراق شدت گرفت.

در افغانستان نیز علیرغم اینکه تعداد زیادی نیروهای نظامی آمریکایی در آنجا حضور دارند طالبان و همدستانش فضای ناامنی را دراین کشور ایجاد کرده اند و به نظر نمی رسد تا سال 2014 و زمان خروج نیروهای نظامی از این کشور، افغانستان ثبات لازم را پیدا کند و تنها خروج نیروهای نظامی عرصه را برای قدرت گرفتن مجدد طالبان باز خواهد کرد.

می توان تصور کرد که با درگیرشدن آمریکا و متحدانش درعراق و افغانستان، نیروهای وابسته به القاعده خواهند توانست در مناطق دیگری مانند سومالی و یمن نفوذ خود را گسترش دهند.

واضح است که تصمیم جهانی گرایی در زمان جرج دبلیو بوش اتخاذ شد و اوباما و احتمالا رئیس جمهورهای آتی ایالات متحده ناچار به ادامه آن هستند اما اکنون سوال اینجاست که آیا آمریکا در حال حاضر نیز باید سیاست جهانی گرایی خود را همانند دوران پس از یازده سپتامبر دنبال کند و یا به رویکرد منطقه گرایانه و اجتناب از دخالت بیشتر درعراق و افغانستان بپردازد؟

رئیس جمهور آمریکا در حال حاضر نیروهای نظامی خود را از عراق خارج کرده و قول داده که تا دو سال دیگر نیز آماده تحویل به  افغان ها نماید اما این اقدام وی را نمی توان ناشی از رویکردی منطقه گرایانه در مقابل رویکرد جهانی گرایی بوش دانست.

آنچه مسلم است آمریکا نتوانسته است تاکنون صلح و ثبات را برای این دو کشورایجاد نماید و خروج آمریکا نیز نخواهد توانست چنین نتیجه ای را به همراه داشته و افزایش درگیری ها و حملات تلافی جویانه را برای آمریکا به همراه خواهد داشت.

لازم است ایالات متحده روشی مابین  دخالت و خروج نظامی را در پیش بگیرد و روشی را که هنری بینن بیش از سه دهه پیش ارائه داده سرلوحه کار خود قراردهد، شاید در موارد خاصی  صحبت وی کارساز نبوده باشد اما طی این دهه ما به وضوح دیده ایم که نادیده گرفتن نظر وی به کجا انجامیده است.
پربازدیدترین آخرین اخبار