از بین بردن خانواده؛ آخرین ضربه فرهنگی غرب
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۷۸۵۳
فرهنگ و تهاجم فرهنگی در کلام رهبر انقلاب - 4

از بین بردن خانواده؛ آخرین ضربه فرهنگی غرب

امروز، توده مردم آمريكا و اروپا- نه قدرتمندها و تبليغاتچي‌هايشان- از سست بودن بنيان خانواده رنج مي‌برند؛ زن‌ها و مردها، در يك حد از متلاشي شدن خانواده‌ ناراحتند و اين، هر روز تشديد مي‌شود و البته آخرين ضربه است.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، دشمنان ايران با توجه به ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی، به خوبی دریافته اند که برای فروپاشی این بنیان، راهی جز نابودی پایه های فکری و اعتقادی آن وجود ندارد، از این رو در این سلسله یادداشت ها قصد داریم تا بحث فرهنگ و تهاجم فرهنگی را از کلام رهبر معظم انقلاب به عنوان یک نقشه راه بررسی کنیم.

شروع تهاجم فرهنگی و نقش روشنفکران در آن

تهاجم، اگر چه دارای سابقه دیرینه ای است، لاکن در تاریخ معاصر، از دوران رضاخان و با نقش موثر روشنفکران وابسته آغاز شد و تغییر لباس جلوه مشخص آن بود.

«اين تهاجم فرهنگي از چه وقت شروع شد؟ مشخصاً از دوران‏‎ ‎رضاخان شروع شد. البته قبل از او، مقدمات آن فراهم شده بود. كارهاي فراواني شده‎ ‎بود. روشنفكرهاي وابسته در كشور ما كاشته شده بودند. نمي دانم آيا جوان هاي نسل ما‎ ‎و نسل انقلابي، تاريخچه اين 200 - 150 سال را درست خوانده اند يا نه؟ من همه دغدغه‏‎ ‎ام اين است كه جوان انقلابي امروز، نداند ما بعد از چه دوراني، امروز در ايران‎ ‎مشغول چنين حركت عظيمي هستيم. تاريخچه اين 200 - 150 سال اخير -‏‎ ‎از دوران اواسط‎ ‎قاجار به اين طرف، از دوران جنگ هاي ايران و روس به اين طرف‏‎ - ‎را بخوانيد و‎ ‎ببينيد چه حوادثي بر اين كشور گذشته است.

جریان روشنفکری ایران، بیمار و وابسته متولد شد

يكي از اين حوادث، ايجاد جريان روشنفكري‎ ‎وابسته است. نمي شود بگوييم در ايران روشنفكر نداشتيم. هميشه و در همه عصرها و‏‎ ‎دوره ها، روشنفكرهايي بوده اند؛ مردماني كه جلوتر از زمان خود را مي ديدند و بر‎ ‎همين اساس مي انديشيدند و حركت مي كردند.

اما غرب مسلط به تكنولوژي و علم، روزي‎ ‎كه خواست در ايران، پايگاه تسلط خودش را مستحكم كند، از راه روشنفكري وارد شد‎. از میرزا ملکم خان ها و امثال اینها تا تقی زاده ها. حریان روشنفکری ایران، متاسفانه بیمار و وابسته متولد شد. ‎

تهاجم از آنجا شروع شد و‎ ‎اين تهاجم در دوران جديد پهلوي، شكل هاي گوناگوني پيدا كرد. يعني در دوران 20- 30 سال آخر حكومت پهلوي ها، اين تهاجم، شكل هاي خطرناكتري پيدا كرد.»

ماهیت فرهنگ غربی و سررشته‌داران این فرهنگ

شالوده و ماهیت فرهنگ غربی بر سلطه طلبی، فساد و شهوت‌رانی، اختلاط زن و مرد و برهنگی، مصرف گرایی، فساد اخلاقی و دین گریزی است و بر همین منوال است که با تمدن و فرهنگی که درخشندگی هایی الهی و فضیلت های انسانی را ارائه و ترویج می كند، از در عناد و مخالفت درآمده و پروژه تهاجم فرهنگی را علیه آن نظام فکری و دینی به اجرا می گذارد.
 
اوضاع غرب و اعترافات اندیشمندان و گاه سیاستمداران غربی به خوبی ماهیت فرهنگ غرب و آسیب پذیری آنان را نشان می دهد و آستانه فروپاشی این فرهنگ را نزدیک، ترسیم می نماید.
 
سررشته این فرهنگ انسان ستیزانه و در آستانه فروپاشی، در دست صاحبان سرمایه های کلان و تشکیلات صهیونیستی است که تنها به منافع مادی و برتری طلبی و نژادپرستی قومی خود می اندیشند.

فرهنگ غرب، فرهنگ برنامه‌ريزي براي فساد انسان است

«فرهنگ غرب، فرهنگ برنامه ريزي براي فساد انسان است، فرهنگ دشمني و بغض با ارزش ها و درخشندگي ها و فضيلت هاي انساني است، فرهنگي است كه همچون ابزار در اختيار خداوندان زور و زر و امپراتوران قدرت است.
 
با اين فرهنگ، در صددند نسل بني آدم را از همه فضايل انساني تهيدست كنند و انسان ها را به موجودات فاسد و مطيع و تسليم و غافل از ياد خدا و معنويت تبديل نمايند. منافع آنها، جز از طريق گسترش اين فرهنگ تأمين نمي شود.

در اين فرهنگ، برهنگي و اختلاط و امتزاج بي قيد و شرط زن و مرد با هم است كه يكي از پايه هاي اصلي فرهنگ غربي مي باشد و از روز اول، براي فساد انسان ها و خروج انسانيت از دايره فضايل انساني بنيانگذاري شد. آنها كه دلشان براي انسانيت نسوخته است.

امروز، وضع فساد اخلاقي مردم كشورهاي استعمارزده دنيا در آفريقا و آمريكاي لاتين، در نهايت درجه است؛ آنها به خودي خود، اين گونه فاسد نشدند، بلكه استعمار و استكبار براي افساد اينها برنامه ريزي كردند تا از شر و تعرض و مقابله به مثل و بيداري آنها جلوگيري كنند و امپراتوري قدرت شيطاني و اهريمني دستگاه هاي استعماري و استكباري خود را حفظ نمايند.»

رسمي شدن همجنس‌بازي

«امروز، ببينيد كه در آمريكا و انگليس، همجنس بازي رسمي و قانوني شده است و خجالت هم نمي كشند! كاري را انجام دادند كه ما از نقل و حكايت آن شرم داريم و حيا مي كنيم. مردم ما بدانند، آيا وقتي در كشوري ازدواج دو همجنس با هم قانوني مي شود، بنيان خانواده در اين جامعه باقي خواهد ماند؟!»

سست بودن بنيان خانواده

«امروز، توده معمولي مردم آمريكا و اروپا - نه قدرتمندها و تبليغاتچي هايشان- از سست بودن بنيان خانواده رنج مي برند. زن ها و مردها، در يك حد از متلاشي شدن خانواده ها رنج مي برند و ناراحتند و اين، روز به روز تشديد مي شود و البته آخرين ضربه است. خانواده، محل آسايش انسان است. هيچ انساني، بدون داشتن يك خانواده آسوده و آرام و راحت، مزه زندگي و طعم واقعي حيات انساني را نخواهد چشيد. اينها، اين بنيان اصيل را متلاشي و منهدم مي كنند و از بين مي برند. اين، فرهنگ غربي است. نتيجه اين آزادي و بي بندوباري و فرهنگ برهنگي و اختلاط زن و مرد همين مسائل است.»
پربازدیدترین آخرین اخبار