کد خبر:۱۷۷۹۹۵
ایران، ملی شدن صنعت نفت و نظام سلطه
همزمان با صنعتي شدن جهان و نفوذ استعمار در اوايل قرن نوزدهم، كشورهاي استعمارگر به دنبال گسترش سلطه خود در كشورهاي جهان سوم، بخصوص در زمينه پردرآمد نفت برآمدند.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ بعد از تحکیم صنعتی شدن غرب و روی آوردن کشورهای صنعتی به استعمار، بویژه در قرن 19، نظام بین الملل شاخصه های کارکردی خود را به گونه ای سامان داد که کلیت جهان تحت الشعاع خواست ها و رقابت های چند قدرت بزرگ قرار گرفت؛ نتیجه این وضعیت ایجاد نوعی تبعیت و انفعال در سیاست خارجی و امنیتی سایر کشورها، بویژه کشورهای جهان سوم شد. در این حالت این کشورها به نظامی شکل دادند که سلطه و بهره گیری از تعاملات قهری و دیپلماتیک به ویژگی اصلی آن تبدیل شد و شکل گیری هر گونه ساز و کار بین المللی از نهادهای بین المللی گرفته تا تعیین وضعیت اقتصادی بین املل تابعی از منافع ملی آنها گرديد و در این شرایط تصور هر گونه خدشه به این وضعیت امکان ناپذیر بود، بویژه آن جا که آنها سربلند از جنگ دوم جهانی و تحقیر آلمان، خود را یکه تاز میدان می دیدند.
وضعیت ایران در قرن 19 و نیمه نخست سده بیستم نیز در شرایط فوق رقم می خورد، در حالی که در دوران قاجار بنا به موقعیت کنش و عملکرد سیاستمداران ایرانی از رهگذر مصالحه و تاراج منابع ملی معنا می یافت، در دوران رضاشاه پهلوی نیز علیرغم اقدام وحدت آفرین، همچنان سیاست خارجی ایران بشدت متاثر از رقابت های جهانی بود.
این موضوع زمانی در دوره آغازین پهلوی دوم (محمدرضا شاه) هویدا شد که مسئله نفت و رقابت قدرت ها برای تاراج این ثروت ملی ایران اوج گرفته بود. وضعیت بین المللی و شرایط داخلی فضایی را به وجود آورده بود که تصور هر گونه ایستادگی و مقاومت در برابر قدرت ها را از بین می برد. با این حال از نخستین روزهای سال 1328 بتدریج با تضعیف موقعیت پادشاه و قدرت گرفتن مصدق و با حمایت عمومی جامعه ایران، كمكم نشانه های اولیه اتخاذ سیاست مستقلانه در عرصه خارجی نمود یافت.
در حالی که انگلستان سال ها به تاراج ثروت ملی ایران پرداخته و در مقابل آن روس ها به دنبال شرایط تشابه بودند، ملی شدن صنعت نفت به یکباره به مانند آتشی بر پیکره نظام سلطه تمامی معادلات قرون پیشین در تفوق قدرت های اروپایی و غرب را برهم زد.
گر چه در مراحل اولیه ملی شدن صنعت نفت هیچ یک از قدرت ها تصور این مقابله جدی ایران را نداشتند، اما پیرو وحدت و انسجام داخلی میان اقشار و لایه های مختلف حکومت و مردم، اولین ضربه ایران به عنوان پیشگام تقابل با نظام غیرعادلانه بین المللی به هیمنه قدرت ها وارد شد؛ نمونه برجسته و شاهد عینی این وضعیت زمانی است که آمریکا با وجود اینکه در مراحل اولیه جنبش به حمایت از مصدق و حرکت وی برخاست، اما با مشاهده روند رو به تزاید استقلال طلبی ایران تاب تحمل نیاورده و در قالب یک توطئه به کودتایی شکل بخشید که ماحصل آن اعاده وضعیت منفعلانه پیشین برای ایران بود.
ایجاد یک مبنا و زمینه برای جنبش عدم تعهد، وارد کردن ضربه ای کاری بر توسعه طلبی انگلستان در ایران و حتی در عرصه بین المللی، نشان دادن ماهیت مصالحه جویانه آمریکا در عدم تحمل استقلال و ناسیونالیسم در ایران، الهام بخشی به جنبش ضد استعماری در دوران بعد از جنگ جهانی دوم، ایجاد زمینه برای تحولات بعدی و مقاومتی، بویژه انقلاب اسلامی در سال 1979 و نمایاندن فواید انسجام و اتحاد ملی در مقابله با سلطه خارجی و پیش رو نشان دادن ایران در عرصه بین المللی در مقابله با زیاده خواهی و رفتارهای غیرتعاملی همه از پیامدهای ملی شدن صنعت نفت ایران در دوره حکومت مصدق است.
هر چند ملی شدن صنعت نفت در نتیجه برخی فشارهای خارجی و تفرقه افکنی های داخلی تحت الشعاع آرزوها و منویات فردی قرار گرفت، اما مظاهر و جلوه های اثرگذار آن علاوه بر ارتقای جایگاه ایران و نشان دادن پایه های سست نظام پهلوی مهم ترین تاثیر خود را در هویدا کردن ضعف بنیادی نظام سلطه نشان داد؛ نظامی که بعدها با انقلاب اسلامی و تحولات بعدی همچنان ریشه ها و بنیان های خود را در معرض ضربه و آسیب پذیری می دید.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰