کد خبر:۱۷۸۶۵۲
درنگي در متن و حواشي اكران دو فيلم ضد ارزشي؛
علاج واقعه بعد از وقوع بايد كرد؟!
به راستي چرا دو فيلم ضدارزشي بايد بتوانند همه مراحل كسب مجوز را به راحتي پشت سر گذاشته و با هزينههاي هنگفت به توليد برسند و بعد در اكران آن هم با اعتراضهاي مردمي به چنين نتايج تاسفباري منجر شوند؟
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ شايد بتوان گفت مهمترين واقعه و اتفاقي كه در طول روزهاي اخير و به ويژه در اولين روزهاي سال نو در سينماي ايران رخ داد مربوط ميشد به اكران دو فيلم «گشت ارشاد»، ساخته سعيد سهيلي و «خصوصي»، ساخته حسين فرحبخش كه هر دو اثر به نوعي توانستند متن سينماي ايران را طي روزهاي گذشته تحتالشعاع حواشي خود قرار دهند به ويژه وقتي كه اعتراضهاي عمومي با برگزاري راهپيماييهاي قشر ارزشي جامعه وارد مرحله جديدي شد و سينماي ايران را با چالشي جديد روبهرو كرد.
چالشي كه مدتها بود نمونهاي از آن را در هنر هفتم ايران شاهد نبوديم و سالها بود كه چنين اعتراضاتي با چنين حجمي نسبت به يك اثر سينمايي رخ نداده بود و در واقعه ميتوان گفت دو فيلم «گشت ارشاد» و «خصوصي» به احياي يكي از عكسالعمل هاي سنتي قشرهاي ارزشي جامعه نسبت به آثار سينمايي ايران كمك شايان توجهي كرد.
در واقع ميتوان گفت دو فيلم «گشت ارشاد» و «خصوصي» ضمن تمام اين حواشي به وجود آمده حول آنها بار ديگر به بازگويي يكي از موقعيتهاي عجيب و غريب و تاسفبار مديريت فرهنگي جامعه منجر شد كه به نحو حيرتآوري به هدر دادن انرژي و سرمايههاي اهالي سينما و مخاطبان آن در ايران منتهي ميشود براي مرور اين وضعيت و شرح اين موقعيت ميتوان بررسي فضايي كه توليد و اكران اين دو فيلم در آن شكل گرفت را مدنظر قرار داد و طبق آن و بر اساس مدل و نمونه برآمده از اين واقعيت عيني به تحليل و بررسي اين شرايط پرداخت.
شرح ماجرا از اين قرار است كه دو فيلم در مراحل مختلف ميتوانند با لطايفالحيلي از سد مميزيها و تصويب مراحل مختلف فيلم بگذرند و حتي در جشنواره هم به نمايش در آيند و بالاخره پروانه نمايش بگيرند و در بهترين موقعيت ممكن و بالاترين حجم سينما به روي پرده بروند و تمام اين وقايع در موقعيتي رخ ميدهد كه اين دو فيلم در اولين روزهاي اكران دچار يك موج اعتراض عمومي آن هم از سوي قشر ارزشي جامعه ميگردند كه موجبات دستپاچگي و انفعال مسئولان و مديران فرهنگي را در حوزه سينما موجب ميشود و آنها يك بار ديگر تصميم ميگيرند با اظهارنظرها و رفتارهاي منفعلانه و وارونه در مقابل موج اعتراضي ايستادگي كنند و اوضاع را به بدترين شكل ممكن و مقطعيايترين و ظاهريترين حالت قابل تصور به حالت تعليق در آورند و به اصطلاح غائله را بخوابانند.
اما سوالي كه در اين مواقع هميشه بيپاسخ و ناگفته باقي ميماند اين است كه به راستي چنين رويكردي و پديد آوردن چنين فضايي چه هزينههاي هنگفتي را بر سينماي ايران تحميل ميكند و چه انرژيها و سرمايههايي را آن هم به بدترين شكل ممكن بر باد ميدهد؟!
به راستي چرا دو فيلم ضدارزشي بايد بتوانند همه مراحل كسب مجوز را به راحتي پشت سر بگذرانند و با هزينههاي هنگفت به توليد برسند و بعد در موقعيت اكران آن هم با اعتراضهاي مردمي به چنين نتايج تاسفباري منجر شوند چه كسي بايد پاسخگوي چنين نحوه مديريت و هدايت سينماي ايران باشد آيا به راستي راهي وجود ندارد كه در مقابل چنين آثاري بتوان از مراحلي زودتر از اين اقدامي اصولي و استاندارد به انجام رساند و كار را به جايي نرساند كه اعتراضهاي مردمي خياباني شكل بگيرد و هزينههايي كه به هيچ وجه به نفع سينماي ايران نيست به هنر هفتم اين سرزمين تحميل شود؟!
به جرات ميتوان گفت مقصر اصلي در اين زمينه مديريت سينمايي كشور است كه هنوز و پس از گذشت بيش از 3 دهه از پيروزي انقلاب نميداند و نميتواند در برابر چنين موقعيتهايي تدبير و رفتار صحيح از خود نشان دهد و همچنان، كار را به شكلي منفعلانه و با تحويل بالاترين و بدترين هزينهها و سرانجامي ظاهري و مقطعي ميرساند سوالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه به راستي چنين وضعيتي و چنين رويكردي تا كي و تا كجا قابل ادامه است و آيا زمان آن فرا نرسيده كه مديريت سينماي كشور خيلي زودتر از آنكه فيلمنامه به مرحله اكران برسد علاج واقعه كند و قبل از وقوع آن را تدبير نمايد؟
دو فيلم «گشت ارشاد» و «خصوصي» جزو حيرتآورترين آثار توليد شده در سينماي ايران طي سالهاي اخير است كه در فهم و هجو ارزشهاي ديني و ملي از هيچ تلاشي فروگذار نكرده است به ويژه فيلم «گشت ارشاد» كه در سخاوت و وقاهت هم نمونهاي كم نظير است.
بيشك حضور قشر ارزشي جامعه و عكسالعمل آنها نسبت به چنين وقايعياي ميتواند همچون آبي بر آتش، فاجعه را فرو نشاند و فتنه را بخواباند اما به راستي در اين ميان وظيفه مديران و مسئولان فرهنگي چيست آيا آنها جز انفعال و سكوت و رفتارهاي مقطعي راهبرد ديگري در چنته ندارند؟!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰