سیاست جذب فشن با رویکرد سیاه به دفاع مقدس
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۰۸۵۰
نقدي بر آلبوم «دلصدا»؛

سیاست جذب فشن با رویکرد سیاه به دفاع مقدس

ما در این سال‌ها شاهد دو نوع نگاه خاص در تولید محتوای دفاع مقدس بوده ایم؛ اولین نگاه سیاه نمایی و نشان دادن چهره جنگ صرف جنگ و خونریزی که مسلما برای همه کریه و ناپسند است و...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ 16 اسفند 1390 مجموعه «دلصدا» به طور بسیار گسترده‌ای در سراسر شهر تهران و برخی شهرستان ها توزیع شد.

مجموعه ای که با عبارت «ترانه هایی دلتنگ مردان جنگ» نوید آن را می داد که شاید بعد از گذشت 22 سال از پایان جنگ شاهد تولید ترانه هایی نو، جاودانه و انقلابی در عرصه آثار دفاع مقدس باشیم.

اما متاسفانه آنچه پیش روی ماست ترانه های جنگی است که مشابهش را در خاطرات هیچ کدام از فرماندهان و قهرمانانش نمی یابید. ترانه هایی که به من و شما به عنوان جوانان امروز  یادآوری می کند که پدرانمان جنگجویان سخت و بی احساسی بودند که صرف جنگیدن و در حد اعلای آن به خاطر خاک وطنشان بدون اثری از آرزوی شهادت و نقش ولی، بدون هیچ عشق و احساسی پا در این راه شوم گذاشتند. و تنها نتیجه اش خستگی و اندوه و تنها ماندن بازماندگان این جنگ بود.

«نفرین به جنگ، نفرین به ظلم
دنیا که دنیا نیست زندونه
سلام به صلح، سلام به عشق
بی عشق از دنیا چی می مونه!!!!!» (سلام به صلح- خواننده محسن چاوشی)

می توانید خط به خط متن مکتوب ترانه های مجموعه (در کتابچه ای ضمیمه سی دی شده است ) را به دنبال نشانه ای از مظلومیت و غربت والفجر مقدماتی و یک، کانال کمیل و حنظله بخوانید.

یا در پی نشانه ای از روح بیت المقدس و حماسه آزادسازی خرمشهر و حتی اشاره ای هر چند کوچک به شهادت دسته جمعی 90 نفر از گردان فجر شهرستان بهبهان را در تاریخ 20/10/65 در عملیات کربلای 5 در نبرد نابرابر گازهای شیمیایی، شجاعت قهرمانان فتح المبین در نبردی سنگر به سنگر و بصیرت دانشجویان پیرو خط امام که با خیانت بنی صدر در هویزه تکه تکه شدند، چندین بار ترانه ها را گوش دهید.

حماسه ای که امام(ره)  آن را عامل آگاهی، حرکت و خروج از فترت و سستی می‌دانست: «وقتی یک جنگی شروع شود، ملت ما بیدار می‌شود، بیشتر متحرک می‌شود.» (صحیفه نور،ج13، ص157)

مجری طرح مجموعه دلصدا «جناب آقای میثم محمد حسنی» در گفتگویی مخاطبان این مجموعه را اینچنین معرفی می کنند و در پاسخ به وجود برخی انتقادات می فرمایند:

«ما این آلبوم را برای مخاطبی تولید کردیم که به اصطلاح به آن فَشِن یا امروزی می‌گویند، یعنی کسانی که مسئله جنگ برای آنها مهم نیست و شاید هم اگر مهم باشد نتوانند ابراز علاقه کنند، ما این آلبوم را برای آنها تولید کردیم، حالا ممکن است که بخشی از بدنه حزب‌اللهی‌ها از بعضی قسمت‌های آن راضی نباشند، یا اصلا خیلی‌ها با موسیقی روی خوشی ندارند، ولی من با علم به این اتفاقات رفتم جلو و این آلبوم را ساختم به هر حال ما باید از تمام ابزار ها استفاده میکردیم و لازم هم بود یک کسی سر این موضوع قربانی بشود و من دارم می‌بینم که مثلا در یوتیوب روی کلیپ محسن چاووشی تصویر گذاشتند که این کار، این را میگوید که احترام این بچه‌ها به خانواده شهید و جنگ خیلی بیشتر شده. بالاخره هر کاری یکسری ها خوششان میاید و یکسری ها هم به آن انتقاد میکنند.»
 
خاص کردن مخاطبین از میان مردم یک جامعه برای عرضه یک کالای فرهنگی و ارزشی به هیچ عنوان توجیه مناسبی برای ارائه دیدگاه غلط در مورد آن مقوله نمی باشد و البته ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که مخاطبین یک محصول فرهنگی که در این سطح در جامعه توزیع می شود مسلما از گروه هدف مورد نظر شما گسترده تر خواهند بود و شما نمی توانید آنها را نادیده بگیرید.

ما در این سال‌ها شاهد دو نوع نگاه خاص در تولید محتوای دفاع مقدس بوده ایم. اولین نگاه سیاه نمایی و نشان دان چهره جنگ صرف جنگ و خونریزی که مسلما برای همه کریه و ناپسند است و نگاه بعدی که شاید درجه انحرافش از نگاه اول بیشتر است، عاشقانه هایی است که منجر به تخریب فضای جبهه ها و شخصیت کسانی می شود که خالق حماسه هایی بی بدیل بودند. سریال «همچون سرو» شاهدی بر این مدعا است که پاییز سال  89 از شبکه دو سیما پخش گردید.

این دو رویکرد با اینکه از همان سال‌های آغازین روایت دفاع مقدس در بعضی از آثار تولید شده در این عرصه(بخصوص در مدیوم سینما) دیده می شد اما گسترش و فراگیر شدندنش در این سالهای اخیر بسیار نگران کننده و تأمل برانگیز است.

سیاست تقلیل دفاع مقدس به جنگی ماتریالیستی که نتیجه اش بدبختی و تلخی و غم است و کاستن عمق و بصیرتِ  اندیشه و آرمان قهرمانان این دفاع صرفِ حفظ خاک وطن برای علاقمند کردن مخاطبین «فَشن و امروزی» نگاه ساده انگارانه ای است که نتیجه اش تحریف ذهن مخاطب است حتی اگر این مخاطب به اصطلاح «فَشن و امروزی» باشد.

چگونه فعالین عرصه فرهنگی می توانند انتظار داشته باشند که با سیاست ترسیم تصویرِ جنگی (جنگ و نه دفاع!!) سیاه و پر از تلخی بدون اشاره به تمام معنویاتی که حاکم بر فضای 8 سال دفاع مقدس در کشور بود، می توانند مخاطبین خود را به "مسئله جنگ!" علاقمند کنند؟!

و بر فرض مثال آیا این علاقمندی به تصویری موهوم از دفاع مقدس می تواند در راستای انتقال فرهنگ دفاع مقدس به گروه ویژه ای که شما به عنوان مخاطبین اصلی خود از آنها یاد می کنید قدمی بردارد؟!

بیان تصویر واقعی از جنگ با تمام مصائب و سختی هایی که به هیچ عنوان قابل کتمان کردن نیست، نباید باعث گردد که تمام ارزش‌ها و آرمان‌هایی را که به خاطرش فرزندان این آب و خاک جوانی شان را تقدیم دین و رهبر خود کردند نادیده گرفته شود. آن هم جنگی که امام (ره) به سرداران آن توصیه کردند به جای واژه شکست از «عدم فتح» استفاده کنند چرا که حزب الله در راه دفاع از دین و ارزش ها هیچ گاه شکست نمی خورد.
 
گروهی که شما از آنها با اصطلاح فَشن یاد می کنید قرار است عظمت و جهان بینی نگاه و تفکر حاج احمد متوسلیان، حاج همت، حاج حسین خرازی، شهید برونسی، شهید زین الدین و ... را با عبارت های زیر بشناسد؟!

«ای جنگ جو، با من از عشق صحبت کن
من عاشق صلحم، با من رفاقت کن
باور کن این دنیا، می تونه زیبا شه
دنیا بدون جنگ، از هم نمی‌پاشه (هم سنگر- خواننده شهاب رمضانی)

بسیار ساده انگارانه است که گمان کنیم صِرف استفاده از خوانندگانی که این روزها نُقل مجالس جوانان هستند (و از صدقه سر ویژه برنامه های شب تحویل سال پای مبارکشان هم به رسانه ی ملی باز شد) با مضامینی حداقلی و بی ارزش میتوانیم مخاطبین «فشن و امروزی» را به عرصه دفاع مقدس علاقمند کنیم.
 
بر فرض مثال هم اگر این علاقه ایجاد شود با ارائه این تصاویر جعلی و دروغین مرتکب خیانتی بزرگ به فرهنگ وارزش های دفاع مقدس شده ایم. ارزش هایی که رهبر انقلاب نسبت به ترویج صحیح و درست آن بارها تاکید کرده اند. و ذکر شهیدان را منوط به تدبر و عبرت گیری از شهدا فرموده اند.

اینگونه عملکردها انسان را به این نتیجه می رساند که مدیران فرهنگی باورشان شده است که در دفاع مقدس ما هیچ چیز جذاب و قابل عرضه ای برای نسل جوان وجود ندارد و فعالان این مجبورند با هر ابزاری و پرداخت هزینه هایی هر چند گزاف رسالت خویش را در جهت اشاعه ی فرهنگ شهید و شهادت انجام دهند.
پربازدیدترین آخرین اخبار