کد خبر:۱۸۲۶۸۱
روايتي متفاوت از حضور فاطميون در ميدان هفتم تير؛
آمدهايم تا فاطمه(س) نگاهمان كند ...
همه جاي ميدان هفت تير سياه پوش شده، هر طرف را كه نگاه ميكني پرچمهاي «يا زهرا» است، همه به عشق بانوي دو عالم آمدهاند؛ آمدهاند تا نگاهشان كند ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ از مترو هفت تير كه بيرون آمدم، سيل جمعيت كه به سمت بالاي ميدان در حال حركت بود جلب توجه مي كرد؛ جمعيت در گوشه و كنار خيابان در انتظار شروع مراسم بودند.
امروز همه فاطمه گويان آمدند پير و جوان، زن و مرد و حتي كودك دو ماههاي كه مادرش ميگويد: پسرم را از خانم فاطمه زهرا(س) دارم و اسمش را محسن گذاشتهام به ياد محسن شهيد خانم زهرا(س).
پيرمردي لباس سقايي پوشيده بود و بلند بلند از جمعيت طلب صلوات مي كرد و آب را به ياد حسين فاطمه(ع) براي مردم ميريخت و مي گفت: از زماني كه يادم ميآيد كارم همين بود كه مردمي را كه عاشق اهل بيت (ع) هستند و در همچين مراسمي توفيق حضور پيدا ميكنند سيراب كنم، چقدر اين پيرمرد مرا ياد حاجي بخشي جبههها انداخت.
چيزي كه زياد جلب توجه ميكند، كودكاني هستند كه سر تا پا مشكي پوشيدهاند و پرچمهاي عزاداراي را در دست دارند كه با «يا حسين»، «يا زهرا» منقش شده است.

پيرزني با ظرف اسفند در طول خيابان راه مي رود و اسفند دود مي كند و به كودكان كه ميرسد دستي به سرشان مي كشد و اسفند دور سرشان مي چرخاند و صلواتي براي سلامتيشان ميفرستد، علت كارش را مي پرسم، ميگويد: اينها كه از كودكي پرچم زهرا(س) و اهل بيت(عليهم السلام) را بالا بردهاند و به مراسم هاي عزاداري ميآيند بايد به كوري دشمن كه مي خواهد اين نسل را از ما دور كند، برايشان اسفند دود كرد و آرزوي سلامتي كرد.
همه جاي ميدان هفت تير سياه پوش شده، هر طرف را كه نگاه ميكني پرچم هاي «يا زهرا» است، همه به عشق تو آمده اند بانو؛ نگاهشان كن.

بين اين جمعيت عزادار و سياه پوش، زن و مردي را ميبينم كه مشخص است ايراني نيستند و شالهايي كه به گردن دارند مشخص ميكند كه عرب زبان هستند.
جلوتر رفتم و به سختي و با كمك يك نفر كه زبانشان را متوجه ميشد فهميدم فلسطيني هستند و تازه يك سال است كه شيعه شدند.
راضي به صحبت نميشدند، فقط از آنها خواستم كه علت حضورشان را در اين جمع بگويند كه زن گفت: يكي از دوستان ايرانيشان به آنها گفته كه امروز براي حضرت فاطمه(س) و در روز شهادتش مراسمي در اينجا برگزار ميشود و آنها به خاطر خانوم آمدهاند.
زن به گريه ميافتد و مي گويد: دلم از اين ميسوزد كه خانوم را دير شناختم.
ميبيني بانو از فلسطين آمده، براي مظلوميت تو گريه مي كند؛ براي تو و فرزندانت كه مظلوم هميشه تاريخيد.
يواش يواش به تعداد جمعيت اضافه ميشود و ميدان و خيابانهاي اطراف شلوغتر ميشود، مراسم شروع شده و مجري از حاج آقا صديقي براي سخنراني دعوت مي كند.
حاج آقاي صديقي از حضرت زهرا و مظلوميتش صبرش و دفاع از ولايتش مي گويد.
بين جمعيت پرچمي از كشور بحرين دست به دست ميشود، مردم با شعار مرگ بر آل سعود و مرگ بر اسرائيل پرچم را تا جلوي سن مراسم ميآورند.

زني كنارم بلند مي شود و با گريه گل هاي نرگس را بين خانمها پخش مي كند و مي گويد: دختري داشتم به اسم فاطمه كه دو سال است از دست دادمش در اين دو سال به خاطر عشق به حضرت فاطمه(ش) به اين مراسم ميآيم و گل پخش ميكنم شايد خانم آن دنيا مراقب دخترم باشد.
مراسم با سينه زني ادامه پيدا مي كند و جمعيت عزادار الوداع با فاطمه را هم صدا مي خوانند و يك صدا اعلام كردند كه جان نثار رهبرند و تا ظهور حضرت، فدايي رهبرشان ميمانند.

جمعيت عزادار فاطمي دغدغه آخرشان را از زبان مجري مراسم گفتند و از مسئولان فرهنگي كشور تقاضا كردند تا حجاب كه دغدغه اصلي حضرت زهرا(س) بوده را در جامعه برقرار كنند و فرهنگ كشور را با فرهگ فاطمي گره بزنند.
اينجا ميدان هفت تير است به تاريخ ششم ارديبهشتماه 1391؛ همه آمدند و فاطمه(س) را صدا زدند تا فاطمه نگاهشان كند.
بانو نگاهم كن كه محتاج نگاهت هستم ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰