نقد دلسوزانه را تعريف کنيد و شکل آنرا بکشيد!
محمدرضامحقق
ظاهرا بايد در جشنواره امسال منتظر فيلم هاي قابل توجهي باشيم، و البته حضور چهره هاي شاخصي مثل بهرام بيضايي، واروژ کريم مسيحي، بهروز افخمي،فرزاد مؤتمن و... .
البته اگر نوع برنامه ريزي ها و ميزان کارت هاي توزيع شده به اسم خبرنگاران، تجربه ديدن اين فيلم هاي احتمالا خوب را به کاممان تلخ نکند و مجبور نشويم از فرط فشار و کمبود جا و... عطاي فيلم ها را به لقايشان ببخشيم چنين مباد!
جشنواره فيلم فجر ويترين يک ساله سينماي ماست. ويتريني شلوغ، نه چندان پر و پيمان، به شدت بي نظم و گاه نااميد کننده.
در طول جشنواره، مگر در دوره هايي استثنايي، تعداد فيلم هاي خوب و دوست داشتني به تعداد انگشتان يک دست هم نميرسد! و اين يعني:
نبودن آموزش سينمايي به صورت استاندارد و با برنامه ريزي بلند مدت
حيف و ميل شدن بيت المال با اختصاص بودجه براي ساخت فيلم به کساني که با روابط و نه ضوابط فيلم ساز شده اند
بي سوادي و بي بهره بودن بسياري از مدعيان سينماداني از ابتدائيات اين هنر –صنعت-رسانه
پهن شدن سفره اي براي خيرات بودجه کشور بين يک عده آدم به مدت ده روز به اشکال و انواع مختلف و...
مطمئنم خيل عظيمي از فيلمسازهاي ما فيلمبين حرفه اي نيستند. فکر کن! اين يعني فاجعه!
و بدتر از آن اينکه خيلي هايشان فيلم نميبينند مگر براي سرقت هنري!
از کجا ميگويم؟ خب، فهميدنش خيلي سخت نيست. به قول آن حکايت معروف؛ خود همي پيداست از زانوي تو...!
کسي که اهل خوب فيلم ديدن و فيلم خوب ديدن باشد، اصلا وجدانش اجازه نميدهد که چنين چيزهايي بسازد و بعد به عنوان اثر سينمايي تحويل دهد به خلق الله.
اصلا چرا بايد اين آدم ها جرات کنند آثار تهي از هنرشان را به جشنواره ارائه دهند؟ يکي از دلايل اين روند و اقدام اين آدم ها، خرفتي و سستي و تعارفاتي است که در جماعت منتقد وجود دارد.
همه چيز در اينجا به تعارف برگزار مي شود. والا اگر افراد و گروههاي منتقد جدي و هوشمند و ستيهنده که مجيز کسي را نگويند و از کسي هم نهراسند و تيغ نقد را در کنج عافيت،غلاف نکرده باشند، با تمام وجود حضور جدي داشته باشند، ديگر هر کسي به خود اين جرئت را نمي دهد که با پول بي زبان مردم و صرف هزينه مملکت، اين آثار سخيف و غيرقابل تحمل را بسازد و به خورد ملت دهد.
البته اين جماعت شبه هنرمند بي هنر، بيکار نمينشيند و مدام براي پوشاندن بيهنري خود تمهيداتي مي انديشد. يکي هم اينکه مترادفهايي براي تعارف و زير سيبيلي رد کردن و بي خيالي و مماشات و خود را به نفهمي زدن مي سازد و از آن جمله؛ عبارت "نقد دلسوزانه"!
حتما شما هم زياد شنيده ايد. اين عبارت البته به جاي خود درست است و قابل قبول. ولي در اينجا مصداق تام و تمام "کلمه حق يراد بها الباطل" است.
در واقع معني نقد دلسوزانه در منظر حضرات، نابودي صراحت و ستيهندگي است که لازمه اوليه نقد است در کنار فهم فن. به عبارت ديگر دلسوزانه مترادف مؤدبانه ايست براي نقد خنثي که به هيچ چيز و هيچ کس برنخورد.
اينگونه است که بيش از 70درصد فيلمهاي جشنواره را نمي شود تحمل کرد ولي البته همه چيز خوب و بر وفق مراد است!
اين يعني جريان داشتن جدي و قدرتمند "نقد دلسوزانه" در جامعه هنري! /انتهاي پيام/