کد خبر:۱۹۰۸۳۳
نقد فيلمهاي در حال اکران؛
«شور شيرين»؛ شيرين، اما قدري هم شور
درست است که برای فیلم «شور شیرین» زحمت زیادی کشیده شده و تردیدی نیست که یکی از ارزشمندترین و غنی ترین جلوه های رشادت و شهامت و بزرگی در سال های دفاع مقدس یعنی زندگی شهید کاوه در آن مورد توجه قرار گرفته، اما متأسفانه...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ درست است که برای فیلم «شور شیرین» زحمت زیادی کشیده شده و با نیت خیر به تولید رسیده و تردیدی نیست که یکی از ارزشمندترین و غنی ترین جلوه های رشادت و شهامت و بزرگی در سال های دفاع مقدس یعنی زندگی شهید کاوه در آن مورد توجه قرار گرفته، اما متأسفانه فیلم نتوانسته آن طور که باید و شاید اثری قابل دفاع، چه به لحاظ ساختار و پرداخت تصویری و چه از جهت جلوه یابی مفاهیم معنوی و بخصوص شناخت سینماورزانه شهید کاوه به موفقیت درخوری دست یابد.
در ادامه این نوشتار به این موضوع خواهیم پرداخت، اما بد نیست پیش از آن به یک زمینه و فضای مهم و مرتبط با این بحث اشاره ای داشته باشیم.
زندگی رادمردان عرصه جنگ و جهاد، بخصوص رزمندگان سال های دفاع مقدس عمیقاً تأثیرگذار و تکان دهنده است.
حتی گاهی اوقات مطالعه زندگینامه این بزرگمردان دلیر و رشید می تواند تأثیرات شگرف و سترگی بر روح و روان انسان داشته باشد، همچنان که وقتی زندگی شهید زین الدین، باکری، صیادشیرازی و البته شهید کاوه و نیز دیگر رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را مرور می کنیم با چنین موقعیتی روبرو می شویم.
زندگی این افراد اساساً بسیار دراماتیک و پر فراز و نشیب و البته خواندنی است و آنها را می توان به مثابه کاراکترهایی در نظر گرفت که در طول دوران حیات طیبه شان توانسته اند در روندی متعالی به بالاترین و والاترین جایگاه های بشری برسند و به قول معروف مصداق این مصرع زیبا شوند که: رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند ...
حقیقت آن است که هر یک از این آدم ها برای خودشان دنیایی بدیع و جذاب و زیبا داشته و منظومه ای بزرگ و دیدنی و قابل تأمل بوده اند؛ در عین حال که در اوج سادگی می زیستند و بشدت افتاده و خاکی بودند.
آنها مصادیق تام و تمام خاک نشینان افلاکی بودند و این هویت برجسته ایمانی و شرح حیرت آور زیست آسمانی را می توان از خلال زندگینامه و سیره این عزیزان همیشه پاینده دریافت و دید؛ البته هم به دیده سر و هم به دیده دل!
این پتانسیل بالا و ارزشمند دراماتیک و گنجینه ایمانی منتشر در این زندگی ها و آدم ها، می تواند زمینه و دستاویز خوبی باشد برای پرداخت سینمایی و تولید محصولات قابل دفاع و دیدنی تا از دل آن، روایت های حقیقی و واقعی و ملموس برای مردم ایران درآید و عرضه گردد.
آن هم در مدیوم جذاب و پرمخاطبی مثل سینما؛ كه سینما با مخاطب معنا می یابد، فلذا این فیلم ها در عرصه تولید و چرخه ساختشان حتماً باید به مولفه های مخاطب پسند - به معنای درست و اصولی کلمه و نه معنای مبتذل و نازلش - توجه و دقت کافی و وافی داشته باشند.
در واقع فیلم های سینمایی باید جایزه و تقدیرشان را از مردم و در روند طبیعی سینما یعنی دیده شدن توسط مخاطب بگیرند و الا اگر فیلمی را مردم نبینند و تحویل نگیرند و به خاطرش بلیت نخرند و به سینما نروند، حتی اگر صدها جایزه دولتی و رسانه ای هم بگیرد و در بوق و کرنا شود، ابداً به درد نمی خورد و کاری از پیش نمی رود.
جایزه حقیقی و واقعی را باید مردم بدهند با فیلم دیدنشان و نه هیچ کس و جای دیگری.
گاه دیده می شود فیلم هایی که در جذب مخاطب عمومی شکست خورده اند، از این مراسم سفارشی به آن گعده دولتی و نهادی و سازمانی می روند و برای خودشان کسب فضل می کنند!
این بیشتر به یک فرار به جلو و عقده گشایی شبیه است و هیچ ارزشی ندارد و مادامی که فیلمی مورد توجه و اقبال مردم قرار نگیرد، قطعاً نه در تاریخ ماندگار می شود و نه اساساً ارزشی دارد؛ چرا که اصل سینما، بدون مخاطب بی معناست و کسی که فیلمش را برای غیر مخاطب می سازد معلوم می شود که یا سینما را از اساس نشاخته و تلقی غلط و بی ارزش از آن دارد و یا اینکه چون از قدرت جذب مخاطب عاجز است، به چیزهای من درآوردی و کاذب رو می آورد؛ مثل همین گعده های جور واجوری که برای فیلم های شکست خورده در عملیات جذب مخاطب تدارک می بینند!
تمام آنچه بدان اشاره کردیم مستقیم و غیرمستقیم با فیلم «شور شیرین» هم ارتباط می یابد.
گفتیم که قبول داریم برای این فیلم زحمت زیادی کشیده شده و با نیت خیر به تولید رسیده و تردیدی نیست که یکی از ارزشمندترین و غنی ترین جلوه های رشادت و شهامت و بزرگی در ساله ای دفاع مقدس یعنی زندگی شهید کاوه در آن مورد توجه قرار گرفته، اما متأسفانه فیلم نتوانسته آن طور که باید و شاید اثری قابل دفاع، چه به لحاظ ساختار و پرداخت تصویری و چه از جهت جلوه یابی مفاهیم معنوی و بخصوص شناخت سینماورزانه شهید کاوه به موفقیت درخوری دست یابد.
فیلم در چهره ای که از شهید کاوه نشان می دهد، او را در حد یک قهرمان جنگی و مغز متفکر عملیاتی پایین می آورد؛ هر چند در این زمینه هم چندان موفق و جذاب نیست.
علاوه بر این، صحنه های گل درشت و زمخت و شعاری فیلم در تلفیق با ساده انگاری و تعجیلی که در پرداخت سینماورزانه کار وجود دارد، به کلیت فیلم آسیب جدی رسانده است.
حتی صحنه های مهمی که به طور بالقوه از کشش و اثربخشی قابل توجهی برخوردار است، مثل صحنه آتش زدن مسجد یا گروگان گیری ناموسی و از اين قبيل، هم در فیلم خوب از آب درنیامده و خلاصه بسیاری از لحظه های فیلم در نوعی از سطحیت و تعجیل و بی رمقی و زمختی دست و پا می زند و البته عنصر جذابیت به معنای جامع و مانع کلمه بشدت در فیلم مورد غفلت واقع شده و «شور شیرین» از این ناحیه لطمات سنگینی را متحمل گشته است.
ای کاش جواد اردکانی، کارگردان فیلم به همان اندازه که زندگی و شخصیت شهید کاوه برایش مهم بود و ارزشمند، سینما را هم به معنای درست و عمیق و استاندارد کلمه جدی می گرفت و نتیجه کارش محصول قابل دفاع تری از آب در می آمد.
با امید به اینکه فیلم های بعدی اردکانی در حوزه بازنمایی ارزش های والای دفاع مقدس، آثار بهتر و دینی تری باشند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰