آقاي بيضايي! اين چي بود؟!
محمد رضا محقق:
مهم ترين اتفاق دومين روز جشنواره فيلم فجر، همانطور كه پيش بيني مي شد، نمايش فيلم بهرام بيضايي با نام «وقتي همه خوابيم» بود.
فيلم تقريباً تمام نشانه هاي آثار پيشين بيضايي را دارد، از ميزانسن و بازي هاي تائتر تا جلوه هاي هنري شبه اكسپرسيونيسمي فيلم؛ گرچه ساختار منسجمي دارد اما گريز به لايه هاي زيرين درام، نيازمند دقت مضاعف و فهم عميق تر آن است.
فيلم گريزي است به بخشي از فرهنگ و در عين حال، پرداختي اقتصادي از آنچه بر نيت پرده سينما حاكم است و جريان دارد.
سيطره سرمايه و قدرت به قول بيضايي، نوعي نظارت صنفي كه تلاش ها و اساساً مفهوم وجودي و غايب آمالش لطمه ديدن سينماي ايران، در جريان درست، واقعي و اصيلش است.
اما بايد گفت فيلم بيضايي، فيلم خوبي نبود. فيلم، كند بد ريتم و جذابيت هاي بصري و جلوه پردازي هاي روايتي و حتي بازيگريش بسيار پايين تر از سطحي بود كه از بيضايي توقع مي رفت، بخش هايي از فيلم، چه به لحاظ روايت و چه ميزانسن و اساساً پرداخت سينمائيش كهنه و كند و نامفهوم بود.
بيضايي به عنوان سينماگر، مولف و صاحب سبكي كه متعلق به نسل پيش از انقلاب است، اساساً فيلمسازي كم كار و آثارش سخت و گاه سترگند. اما آنچه به عنوان «وقتي همه خوابيم» پس از هشت سال از او به نمايش درآمد تا حدودي نا اميد كننده بود.
اين فيلم آخرين نقطه از سه گانه اي با نام هاي اعتراف لبه پرتگاه ، آفرينش و وقتي همه خوابيم بود كه اولي مجوز ساخت نگرفت، دومي فيلنامه اش منتشر شد و سومي تبديل به فيلم شد.
بيضايي در نشست پرسش و پاسخ فيلمش، در سالن سينما فلسطين سالن (اهالي قلم و مطبوعات و رسانه ها) باز هم از محدوديت هايش براي ساخت فيلم ياد كرد و از اينكه از هيچكدام از فيلم هايش راضي نيست و هنوز آرزو دارد كه بتواند فيلم دوست داشتني اش را بسازد. ما هم اميدواريم!/انتهاي پيام/