کد خبر:۱۹۲۷۲۸
نقد فیلمهای در حال اکران؛
«آزمایشگاه»؛ فيلمي چندپاره و بيهويت
آزمایشگاه اساسا یک فیلم چندپاره بی هویت است که نه ریتم درستی دارد و نه بازی های درخشانی و نه اساسا موفق می شود داستانش را درست تعریف کند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فیلم سینمایی آزمایشگاه به عنوان اولین تجربه سینمایی حمید امجد که او را بیشتر در نقش بازیگر فیلم ماندگار «مسافران» ساخته بهرام بیضایی و اصلا به عنوان یک تئاتری می شناسیم گرچه تلاش کرده تا یک بداعت تصویری و یک بیان نوآمد در عرصه سینما باشد اما متأسفانه نه تنها به هیچ یک از این دستاوردها نرسیده بلکه از بیان عادی یک داستان معمولی هم عاجز مانده و همه چیزش به طرزی وحشتناک در عدم توازن و یکدستی، به نوعی آنارشیسم تصویری منجر شده است.
خلأ شخصیت پردازی درست در کنار حفره های عمیق و بی مهابای فیلمنامه ای باعث شده آزمایشگاه یک فیلم لغزان و بی مبنا از آب درآید و در جذب مخاطب از هر طیف و سطح سلیقه ای موفق نباشد.
داستان در فضایی فانتزی و طنز شروع می شود و به تدریج حالتی تراژیک به خود می گیرد و در این میانه باید بازی های باسمه ای و خلل های فضاسازی و ریتم بد فیلم را در یک منظومه نچسب و بی رمق تا آخر تحمل کرد.
داستان یک عده دانشجو در فضای یک آزمایشگاه که با یک ارتباط عاشقانه و عاطفی پیوند می خورد و این موقعیت به یک رقابت و جنگ نه چندان مسالمت آمیز و خطیر منجر می شود و این میدان نبرد وسیله ای می گردد برای آنکه کارگردان هم به معرفی آدم هایش آنطور که باید و شاید دست نزند و هم در خلق فضای طنز و فانتزی و تراژدی، به طور یکپارچه ای ناکام بماند.
آزمایشگاه اساسا یک فیلم چندپاره بی هویت است که نه ریتم درستی دارد و نه بازی های درخشانی و نه اساسا موفق می شود داستانش را درست تعریف کند یا به فضایی یکدست در لحن و بیان اثر نائل آید ضمن آنکه عنصر جذابیت از حلقه های مفقوده اصلی این فیلم است که گویی کارگردان هیچ تدبیری برای تأمین و تدارک این مهم نداشته است و این ها مجموعا می شود فاجعه ای به نام آزمایشگاه.
بازی رامبد جوان، باران کوثری، افشین و هدایت هاشمی و دیگران در فیلم آزمایشگاه به سوهان روح می ماند و وسیله ای برای زجر مخاطب که در تعلیق بی مبنا و بی هویت این صحنه های بی جذابیت و باسمه ای باید یک مجموعه تصاویر خسته کننده را تحمل کند آنهم با آن روپوش های سفید و لوکیشن آزمایشگاه سفید و همه چیزهای سفید دیگر!
گذشته از همه اینها این نکته هم جای سوال دارد که اساسا چرا تعریف و تصویر آدم های مختلف این فیلم اینقدر کج و معوج و ناموزون و بی ربط است.
مثلا این چه جور دانشجوی ممتاز و نابغه ای است که اینقدر پخمه و بی دست و پا می نماید یا این چه رقابت عشقی-عاطفی-دانشجویی- سینمایی(!) است که اصلا داستان را به پیش نمی برد و یا اصلا چرا نقش آفرینان این اثر اینقدر دفرمه و بی کشش و بی جذابیت ظاهر می شوند و بازی هایشان از نوعی دافعه برانگیزی مفرط رنج می برد و... .
فیلم خسته کننده و بلکه می توان گفت عذاب آوری بود این آزمایشگاه جناب امجد. فیلمی که از فیلمنامه و بازیگری و کارگردانی و طراحی صحنه و موسیقی و سایر چیزهای بی اهمیت سینمایی تهی یا به طرز اشتباه و نامربوطی در آن بکار رفته بود که البته نتیجه ای جز ثبت گذرا و مقطعی یک خاطره و حس ناخوشایند در ذهن مخاطب نداشت.همین!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰