کد خبر:۱۹۵۱۶۹
پاتوق دانشجويان انقلابي كجاست؟ - 6
مسجدجوادالائمه؛اولين و قديميترين پاتوقدانشجويانانقلابي
كوچه پس كوچههاي جنوب غرب تهران را كه قدم بزني، چند قدم كه از راه رفتنت نگذشته باشد، يك دفعه ميرسي به پاتوق اين هفته ما ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ مخاطبيني كه اين ستون ما را مي خوانند همگي مي دانند مدتي است به دنبال معرفي پاتوق دانشجويان انقلابي هستيم.
شايد براي شما كه اين چند خط را مي خوانيد، خواندن اين جملات ساده باشد، اما ما براي نوشتن و معرفي هركدام از اين پاتوق ها مدت زيادي به اين در و آن در مي زنيم تا بتوانيم اطلاعات خوب و جديدي آماده كنيم.
پاتوق اين هفته ما شايد يكي از قديمي ترين پاتوق هاي جوانان انقلابي اين مرزو بوم باشد؛ پاتوقي كه حقيقتا اصالتي دارد ار جنس انقلاب.
شايد برخلاف برخي پاتوق ها كه ظاهر لوكس و مدرن و شكيلي دارند؛ پاتوق اين هفته ما خانه اي است از جنس آجر و كاه گل كه با گنبدي كه دور نماي بنايش شده اين مكان را از مابقي خانه ها متمايز كرده.

كوچه پس كوچه هاي جنوب غرب تهران را كه قدم بزني، چند قدم كه از راه رفتنت نگذشته باشد، يك دفعه مي رسي به پاتوق اين هفته ما يعني مسجد جواد الائمه.
جايي كه نطفه خيلي از فعاليت هاي فرهنگي انقلابي درونش شكل گرفت.
خود من خيلي وقت نيست كه با اهالي اين مسجد آشنا شدم، شايد قدمت آشنايي من با اهالي اين مسجد برسد به اختتاميه جشنواره داستان نويسي حبيب غني پور، جشنواره اي كه همين اهالي مسجد جواد الائمه به ياد دست نوشته ها و فعاليت هاي ادبي شهيد حبيب غني پور راه انداخته اند.
مسجد جواد الائمه مسجدي است كه با خيلي از مسجدهاي ما فرق مي كند؛ البته شايد يهتر است بگوييم مسجدهاي الان ما با مسجدهاي زمان انقلاب و زمان جنگ فرق كرده اند.
زمان انقلاب و جنگ يكي از كارهايي كه در مساجد انجام مي شد خواندن قرآن و برگزاري نماز جماعت بود، آن زمان مساجد وظيفه داشتند علاوه بر برگزاري اعمال ديني بچه انقلابي تحويل اين مملكت بدهند، بچهاي كه اگر بلد شده نماز جماعت و قرآن بخواند بايد تفنگ دستش بگيرد و قلم داستان نويسي هم ياد بگيرد.
مسجد جواد الائمه مادر مساجد تهران بود، سلحشور كه دوران نوجواني اش را در اين مسجد گذرانده در خصوص مرجعيت اين مسجد در بين مابقي مساجد تهران مي گويد: خاطرم هست در محرم محل قرار همگي دسته ها مسجد جواد الائمه بود و دسته جات از اين مسجد به سمت خيابان ها حركت مي كردند.

دفتر ذهن خاطرات اهالي مسجد را كه ورق بزنيم همگي معتقدند پايه همه كارهاي خوب مسجد جواد الائمه به دليل نوع نگاه درست پيش نمار اين مسجد يعني حاج آقاي مطلبي است.
البته از زحمات حاج صابري، خادم مسجد هم نبايد بدون توجه گذشت، چرا كه خيلي از مسجديها معتقد بودند فعاليت هاي فرهنگي كه درون مسجد رخ مي داد به خاطر زحمات حاج صابري به دليل باز نگه داشتن شبانه روزي مسجد بوده.
از همه اين حرف ها كه بگذريم؛ خوب است كمي راجع به حال و هواي فرهنگي مسجد حرف بزنيم.
مسجد جواد الائمه گروه سرود و گروه تئاتري داشت كه خيلي از هنرمندان امروزي ما تربيت شده اين گروه هاي فرهنگي هستند.
فرج الله سلحشور، امير حسين فردي، مجيد مجيدي، حيبيب غني پور و خيلي افراد ديگر دوران خوش جواني و نوجواني را با ديوارهاي مسجد جواد الائمه در يادشان خط كشي كرده اند.
شايد يكي از نكات جالب اين مسجد حلقه قصه خواني و داستان نويسي اش باشد كه هر هفته دوشنبه شبها اهالي جوان محل را دور هم جمع مي كرد.
حلقه قصه نويسي از سال 58 تشكيل شده بود، بچه ها مي نشستند و كسي داستان و خاطره اي تعريف مي كرد و همگي ملزم مي شدند در جلسه آينده داستان را نقد و تحليل كنند.

بچه هاي اين حلقه داستان نويسي عاقبت هاي مختلفي پيدا كردند.
بعضي از بچه هاي داستان نويس اين حلقه بعد ها سر از كيهان بچه ها در آوردند و تعدادي از آنها خيلي زود از اهالي مردمان اين زمين خداحافظي كردند و در دوران جنگ شهيد شدند.
شهيد رضا كيان، حسن جعفر بيگلو و حبيب غني پور از بچه هاي گروه داستان نويسي بودند كه در دوران جنگ به شهادت رسيدند.
همه اهالي اين مسجد معتقد بودند كه به دليل ذهن خلاق و قلم قوي، حبيب غني پور گل سرسبد حلقه داستان نويسي بوده.
حبيب غني پور قلم خوبي داشت و داستان هايش در كتاب «سوره بچه هاي مسجد» يعني اولين كتاب به چاپ رسيده از اين مسجد منتشر شده بود.
از همين جا بود كه امير حسين فردي و ناصري و تعدادي از بچه هاي مسجد جوادالائمه براي نگه داشتن خاطره حلقه داستان نويسي، جشنواره داستان نويسي با عنوان حبيب غني پور به راه انداختند.
خاطرم هست ناصري از بانيان اين جشنواره در اختتاميه جشنواره داستان نويسي غني پور از مادر حبيب يادي كرد و گفت: ما مي خواستيم اين برنامه را در مسجد جواد الائمه برگزار كنيم اما مادر حبيب غني پور اجازه نداد.
از حرف هاي ناصري متوجه شدم كه مادر شهيد گفته بوده اين محل اين همه فرزند شهيد دارد و دلم نمي خواهد اهالي دلشان بگيرد كه چرا فقط براي فرزند من بزرگداشت گرفته شده.
حرف هاي اين مادر شهيد برايم جالب بود، چرا كه همه جوان هاي شهيد شده مسجد جواد الائمه برايش حكم حبيب پسرش را داشتند.
قديمي هاي مسجد جواد الائمه هنوز هم هر جا كه حرف مي زنند ياد آن روزها سرلوح خاطراتشان هست.
بچه هاي مسجد جوادالائمه امروز هر كدامشان در گوشه و كنار اين مملكت مسئوليتي دارند؛ يكي كار فرهنگي مي كند يكي در حوزه هنري مشغول شده و ديگري سريال قرآني مي سازد.
ولي باز هم پاتوق آرماني شان همان مناره هاي مسجد جواد الائمه است، جايي كه حبيب غني پورها از آن جا راهي آسمان شدند ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.