دریغ از این همه غفلت و از آن همه حکمت!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۶۸۷۵
راهکارهای برون رفت از بحران سینمای ایران - 3

دریغ از این همه غفلت و از آن همه حکمت!

هري پاتر تنها یکی از نمونه‌های پرشمار استفاده بهینه غربی‌ها از متون کهن شرقی است که با دقت و حساسیت و زمان‌سنجی و مخاطب‌شناسی قابل تأمل و توجه آنها، تبدیل به فرصتی برایشان شده است تا ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در بخش پیشین این نوشتار یادآور شدیم که یکی از جدی ترین مشکلات ساختاری و ریشه ای سینمای ایران به اذعان همگان بحث فیلمنامه و قصه است؛ مشکلی که باعث شده سینمای ایران با وجود داشتن ویژگی های خوب و استانداردهای قابل قبول فنی و عملیاتی، از ضعف درام و فیلمنامه رنج ببرد.

همچنين تأکید کردیم که از دلایل عمده ضعف در فیلمنامه ها یکی این است که نویسندگان سینمای ایران نسبت به داشته های غنی و اصیل گنجینه های متون کهن و تمدنی خویش کم توجه یا اساساً بی توجه هستند و همین غفلت هم باعث شده است که آنها در عین اینکه دارای یک عقبه عظیم فکری و تمدنی در حوزه جغرافیای فکری- سرزمینی خود هستند، از این نقص و خلا متضرر شوند.

سوال اینجاست که چه تعداد از نویسندگان و کارگردانان و عوامل محتوایی سینمای ایران تا به حال شاهنامه را تورق کرده یا منطق الطیر را خوانده اند؟

و اینها را به عنوان نمونه ای كه نشانگر انبوهی از شاهکارهای ادبی و معرفتی و حکمی با بار دراماتیک بالا و فضای اندیشگی والاست، از گنجینه متون ارزشمند و فاخر ادبیات و معارف آسمانی و انسانی ایران زمین برشمردیم.

سینماگر ما و نه تنها سینماگر، بلکه هر هنرمندی که در عرصه خلق اثر هنری به آفرینندگی مشغول است چاره ای ندارد جز آن که به همین منابع و آبشخورهای فکری با همه ارزش های متنی و ساختاری و محتوایی شان رجوع کند و از آنها الهام بگیرد و چیزی درخور بیافریند.

مگر نه اینکه آبشخور بسیاری از محصولات سینمایی و ادبی غرب و از آن جمله همین مجموعه پر سر و صدا و جهانگیر هری پاتر در اصل و اساسش داستان های هزار و یک شب خودمان بوده که با تغییر زبان و لحن و بیان و بنان، و تزریق نشانه های خودی شان، تبدیل به یکی از فراگیرترین و پرمخاطب ترین تولیدات عرصه قلم و هنر چه در حوزه ادبیات و چه در حیطه سینما در غرب شده و در سراسر عالم میلیون ها نسخه از مجلدات مختلف رمانش به فروش رفته و سالن های سینما را نیز در سراسر گیتی به تصرف ورسیون های سینمایی اش درآورده است؟!

و این تنها یکی از نمونه های پرشمار استفاده بهینه غربی ها از متون کهن شرقی است که با دقت و حساسیت و زمان سنجی و مخاطب شناسی قابل تأمل و توجه آنها، تبدیل به فرصتی برایشان شده است تا مخاطب میلیونی جهانی کسب کنند و اندیشه و فکر خود را در قالبی مناسب حال و روزگار بیننده به خوردش بدهند.

بی آن که کمتر کسی متوجه ظرافت و تزریق لطیف و ناخودآگانه مفاهیم و معانی و «فرهنگ»ی شود که در این فیلم ها به طرق مختلف منتشر و مستتر است.

سینماگران غرب طی دهه اخیر درباره مولانا و خیام هم فیلم ساخته و تلاش بسیار کرده اند که این بزرگان اندیشه و حکمت و عرفان اسلامی و ایرانی را از آن خود کنند؛ از کلیپ های مدونا درباره مولانا گرفته تا پروژه های سینمایی حجیم و عظیم درباره دیگر بزرگان اندیشه و فکر ما، همگی گویا و جویای این تلاش عظیم و حرکت مواج برای تسخیر دل و دیده مخاطب در سراسر عالم توسط سینما و سینماگر غرب است.

و براستی در این میان جایگاه و پایگاه سینما و سینماگر ایرانی کجاست؟ وارث تمام تمدن و حکمت و اندیشه اسلامی- ایرانی و محمل‌دار بزرگترین و فرهنگی ترین انقلاب قرن در بهمن 57.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار