حرکتی لغزان در سایه سار این همه سوء تفاهم!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۸۰۹۰
درنگی در ساخت فیلم سینمایی «لاله» و حواشی ‌آن

حرکتی لغزان در سایه سار این همه سوء تفاهم!

موضوع سفارش ساخت فیلم سینمایی لاله به کارگردان ایرانی ساکن خارج از کشور و همکار باسابقه هالیوود، اين روزها به یکی از مناقشات جدی...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ موضوع سفارش ساخت فیلم سینمایی لاله به یک کارگردان ایرانی ساکن خارج از کشور و همکار باسابقه هالیوود، این روزها تبدیل به یکی از مناقشات جدی و دامنه دار در میان مسوولین سینمایی و منتقدین و سایر اهالی نظر و رسانه شده است.

قضیه از این قرار است که مدیران سینمایی کشور تصمیم می گیرند فیلمی را با مضمون تلاش و پیشرفت زنان مسلمان ایرانی در عرصه های مختلف و از جمله مسابقات رالی اتومبیلرانی برای به تصویرکشیدن وجوه مختلفی از حضور فعال اجتماعی زنان در دوران پس از انقلاب، به یک کارگردان ایارنی خارج نشین به نام اسدالله نیک نژاد سفارش بدهند.

کارگردانی که کارنامه متنوع و تا حدودی هم عجیب و غریبی دارد. از ساخت مستندهای جنگی در سالهای ابتدای جنگ گرفته تا همکاری در پروژه های هالیوودی با همه مختصات و ویژگی هایی که از این دست فیلمها سراغ داریم.

البته پیش از این گفته می شد فیلم سینمایی "لاله" پیش از این در دستور کار بنیاد سینمایی فارابی قرار داشت؛ اما این بنیاد بنا به دلایلی حاضر به حمایت از این فیلم نشد. طبق اخبار غیررسمی حتی استعفای معاون فرهنگی بنیاد فارابی هم به دلیل عدم موافقت با ساخت این فیلم بوده‌است.

گرچه پس از کش و قوسهای فراوان و اخبار متنوع و گاه عجیب و غربی که درباره این فیلم منتشر شده بود، پروژه پس از خروج از فارابی بر زمین نمانده و به دستور مستقیم رئیس سازمان سینمایی به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی واگذار شد که اکنون این مرکز با بودجه‌ای پنج میلیاردی تولید این پروژه را کلید زده ‌است.

فیلم سینمایی "لاله" که نگارش فیلمنامه‌ آن را هم اسدالله نیک‌نژاد بر عهده داشته ‌است داستانی با محوریت زندگی لاله صدیق؛ قهرمان اتومبیل‌رانی ایران دارد که با این داستان محوری سوژه‌ای اجتماعی را طرح می‌کند.

یکی از دلایل اصلی مخالفت فارابی با این پروژه، اختلاف فاحش فضای فرهنگی حاکم بر این فیلمنامه با فرهنگ ایرانی‌-اسلامی عنوان شده بود.

اما با منتشر شدن خبر ساخت این فیلم و بودجه در نظر گرفته شده برای آن برخی از کارگردانان کشور اعتراضاتی را مطرح کردند تا اینکه رئیس سازمان سینمایی در نخستین واکنش رسمی پیرامون این پروژه ضمن تأیید اختصاص بودجه 5 میلیاردی، این فیلم را تجربه‌ای جدید برای سینمای ایران در عرصه بین‌المللی توصیف کرد.

جواد شمقدری رئیس سازمان سینمایی با اشاره به پروژه میلیاردی "لاله" تصریح کرد: «این فیلم تجربه‌ای جدید است. فیلم‌هایی خارج از کشور بر علیه ما به زبان انگلیسی با بازیگران خارجی ساخته می‌شود؛ ما نیز احساس کردیم که بدین گونه عمل کنیم و در داخل کشور چنین فیلمی بسازیم.»

در این میان شفیع آقا محمدیان مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز به میدان آمده و اعلام کرد: «هزینه پنج میلیاردی در مقیاس با استانداردهای تولید در سینمای جهان رقم ناچیزی است و فیلم "لاله" حداقل هفت میلیارد تومان هزینه لازم دارد.»

اما یکی از جالب توجه ترین اظهارنظرها درباره فیلم لاله حرفهای جمال شورجه بود. وی در سخنانی اعلام کرد: «اسدالله نیک‌نژاد در سفرهایی که رئیس جمهوری به نیویورک داشت با او ملاقات و موافقت ایشان برای ساخت فیلم سینمایی "لاله" را کسب کرد.»

شورجه همچنین افزوده بود: «چند سال پیش که رئیس‌جمهوری به نیویورک سفر کرده بود، از نخبگان مقیم آمریکا دعوت کردند تا دیداری با احمدی‌نژاد در مرکز استقرار ایشان و تیم همراه‌شان داشته باشند. در آن زمان از اسدالله نیک‌نژاد هم برای حضور در این جلسه دعوت شد. در همین جلسه برای نخستین‌بار نیک‌نژاد طرح "لاله" را برای رئیس‌جمهوری خواند.»

کارگردان فیلم 33 روز تأکید کرده بود: «نیک‌نژاد به نوعی در این سفرها نقش مدیر هنری برنامه‌های رئیس‌جمهوری را ایفا می‌کرد و میزگردهایی که احمدی نژاد در آن حضور داشت را به لحاظ دکور، نورپردازی، فیلمبرداری مدیریت کرد و در نهایت به یکی از اعضای اصلی تیم همراه احمدی‌نژاد تبدیل شد.»

خبر ساخت فیلم با اظهار نظرهای موید و از موضع رسمی علیرضا سجادپور درباره چگونگی ساخت فیلم لاله وارد مرحله جدی شده بود که حسین شریعتمداری در یادداشت روز روزنامه کیهان ضمن انتقاد از ساخت فیلم "لاله" نوشت: «ساخت فيلم «لاله» به كارگرداني واگذار شده كه طي دو دهه اخير در هاليوود به تهيه فيلم هاي مستهجن و سكسي مشغول بوده است و در گزارش دو هفته قبل كيهان درباره وي آمده بود؛ «اسدالله نيك نژاد معروف به اسي نيك نژاد سالهاست در استوديوهاي درجه 3 و 4 هاليوود به توليد آثار مستهجن و پورنو اشتغال دارد.»

شریعتمداری در آخر یادداشتش هم گفته: «آقايان دست اندركار امور سينمايي كشور! لطفا چند دقيقه اي از اوقات روزانه خود را به شنيدن و خواندن گزارش ها و اخبار رسانه هاي آمريكايي، اروپايي، صهيونيستي و نيز دقايقي را به رصد گزارش ها و اخبار رسانه هاي منطقه اختصاص بدهيد، تا از جايگاه و نقش برجسته اي كه زنان مسلمان كشورمان در تحولات عميق و ضد استكباري اين روزها در منطقه و جهان داشته و دارند باخبر شويد و... در اين صورت، بي ترديد و به يقين از معرفي دختر «رالي باز» به عنوان نماد زن ايراني، شرمنده مي شويد.»

سخنانی که البته بی پاسخ نماند و جوابی نسبتا تند اما جدی و به ظاهر صبورانه و مستدل از سوی جواد شمقدری دریافت کرد.

او ابتدا پاسخ شریعتمداری را درباره سابقه نیک نژاد اینگونه داد که:

«برای کارنامه و وضعیت یک فرد شناخته شده که اتفاقاً همه رفتارها و فعالیت های او آشکار است ،نمی توان در جایگاه قاضی نشست و برای وی حکم راند و در گستره یک رسانه او را متهم به خصائل رذیله کرد. در خصوص آقای نیک نژاد اگر بخواهیم قضاوت درستی داشته باشیم باید همه ابعاد حرفه ای و کاری وی را زیر نظر بگیریم و از طرفی از ماهیت فیلمسازی و روش فیلم ساختن در هالیوود آشنا باشیم.

آقای نیک نژاد قبل از سفر به هالیوود کارنامه کاری خوبی دارد فیلم مستند خاطرات صمد که با لهجه شیرین آذری اش از مقاومت رزمندگان و مردم خرمشهر در واپسین روزهای قبل از اشغالش می گوید یکی از کارهای جذابی بود که مردم را به پای تلویزیون می نشاند. باید گفت که من شاهد هستم چطور شهید آوینی مجذوب این کار شد و چه بسا بعدها الهام بخش کارهای وی در مجموعه روایت فتح شد.

فیلم سینمایی برنج خونین که به مظالم و و ابستگی رژیم شاه می پردازد جزو اولین آثار سینمایی است که به مباحث قبل از انقلاب می پردازد که متاسفانه سالها بعد کمتر اثری در سینمای ایران به این مضامین ساخته شد.

و بالاخره سریال معروف پاییز صحراست که اتفاقاً از طرف تندروها و افراد متعصبی همچون شما به آن اشکال فراوان گرفتند و مثل الان که برای فیلم لاله جوسازی می شود علیه این سریال هم جوسازی شد تا جائی که مدیریت وقت صدا و سیما نگران موقعیت خود شد و موضوع به حضرت امام (ره) کشیده شد و آن رهبر شجاع و بصیر و مجتهد و فقیه آگاه فرمودند ‹‹من در این فیلم اشکال شرعی ندیدم و پخش آن بلامانع است››( نقل به مضمون).

آقای نیک نژاد در سال ۶۴ راهی آمریکا و سپس هالیوود می شود قطعاً حضور در آمریکا آن هم در هالیوود اقتضائاتی را به همراه می آورد که شاید من نپسندم و ترجیح دهم در ایران بمانم اما حتماً این نسخه را برای همه توصیه نمی کنم. جامعه آمریکایی و سینمای هالیوود مشخصات خاص خود را دارد که با جامعه ایرانی و سینمای ایران بسیار متفاوت است اگر در آمریکا یا هالیوود بودن جرم است این امر دیگری است که قوانین باید در خصوص آن حکم کنند البته من تصور نمی کنم نگاه نظام و انقلاب اینگونه باشد از طرفی افراد عادی در این موقعیت ها نمی توانند به همه اصول و ارزشها و اعتقادات خود پایبند باشند و ما هم به خاطر بعضی لغزشها آن ها را از خود نمی رانیم.

آقای نیک نژاد و کمپانی وی در ساخت بعضی پروژه ها که قطعاً مورد تأیید نیست مشارکت داشته است اما این مشارکت همچون قطعه سازی است که قطعه ای از یک اتومبیل را ساخته و تحویل کارخانه اصلی داده است از نظر حرفه ای ما موقعی می توانیم یک فیلمساز را در هالیوود پورنو و سکسی ساز بنامیم که وی در جایگاه کارگردان، تهیه کننده، بازیگر و یا فیلمنامه نویس چنین حضوری در کار داشته باشد و الا یکی از صدها عامل بجز سه رکن مهم یک پروژه سریال یا سینما را به عنوان سازنده آن اثر قلمداد نمی کنند.

آقای نیک نژاد در مقام کارگردان، تهیه کننده، سرمایه گذار و فیلمنامه نویس هیچگاه چنین آثاری را نساخته است اما وی و کمپانی وی به بعضی از این سریال ها و فیلم های سینمایی خدماتی آن هم در مرحله پس از فیلمبرداری ارائه داده است که به زعم بعضی ممکن است جرم تلقی شود.

اما به نظر ما این حدمشارکت آن هم در هالیوودی که اکثر آثارش آلوده به مباحث این چنینی هست نباید مانع همکاری در پروژه های بعدی شود و باعث طرد یک نفر از جامعه ایرانی و فضای فیلمسازی کشور شود. همچانکه گفته می شود خود شما از کسانی که سوابق گروهکی یا همراهی با جریانات روزنامه های زنجیره ای دوره اصلاحات داشته اند الان استفاده می کنید. و از آنان مقاله و مطلب می خواهید و در کیهان چاپ می کنید.

دیگر سوابق آقای نیک نژاد از وی شخصیت یک فرد معتقد به نظام و انقلاب اسلامی و عاشق وطن و اسلام را نشان می دهد همین که وی علیرغم حضور بیست و پنچ ساله اش در هالیوود هیچگاه با جریانات ضد انقلاب خارج نشین همراهی نداشته و یا در ساخت فیلمی علیه ایران مشارکت نداشته قابل اعتنا نیست؟ شما بهتر می دانید کانال های فارسی زبان ضد انقلاب چقدر برای جذب ایرانیان متخصص و فیلمساز تلاش می کنند اما وی همواره به آنها پاسخ منفی داده است.

ساخت مسجد و قبرستان اختصاصی و با امور شرعی اسلام برای ایرانیان در لوس آنجلس قابل تقدیر نیست؟

وی در دوره فتنه ۸۸ که خیلی ها آلوده شدند و حتی آقای نوری زاد را که شما سالها به وی یک ستون ویژه در کیهان را سپرده بودید در سیلاب خود غرق کرد، پاک و منزه باقی ماند و حتی با آنان برخورد کرد و در فیلم مستندی که علیه فتنه ساخته شد وی در دفاع از حقانیت ملت ایران و دموکراسی آن برخاست تا جائیکه ضد انقلاب خارج نشین وی را مورد توهین و فحش های خود قرار دادند و وی را مزدور جمهوری اسلامی نامیدند، آیا اینها نباید در ذهن شما تصویر متفاوتی ایجاد کند؟!

اگر حتی این ویژگی ها در آقای نیک نژاد نبود و صرفا ً ایشان می خواست به نظام جمهوری اسلامی به سهم خود کمک کند آیا پاسخ ما فحش و ناسزا بود یا اینکه با آغوش باز از او استقبال می کردیم.؟!»

و درباره مضمون و ایده فیلم لاله هم گفت:

«انقلاب اسلامی و جامعه ایرانی از ویژگی ها و ابعاد متکثری برخوردار است که هر کدام از ارزش و منزلت خاصی برخوردار است و نمی توان بخاطر یک ارزش بزرگتر ،دیگر ویژگی های مثبت را یا ندید یا منکر ارزش آن شد. هیچکس مقام یک مادر شهید را با کسی که در یک مسابقه ورزشی بین المللی مقامی کسب کرده یکسان نمی بیند اما از طرفی هم بخاطر مقاومت وایثار آن مادر شهید کسی اجر و تلاش و سخت کوشی و قهرمانی یک بانوی گرامی ایرانی که توانسته است به مدال جهانی دست یابد آن را بی قدر و بی ارزش قلمداد نمی کند و آن را از دایره افتخارات ملی خارج نمی کند. ماهمه این تلاش ها ورنج ها و مقاومت ها را در یک جهت می بینیم و البته شان هر کدام را هم در جایگاه خودش باید دید همان قدر که صبر و مقاومت یک همسر شهید الگو است تلاش یک زن قهرمان در یکی از رشته های ورزشی نیز به نوبه خود می تواند الگو باشد.»

و در پیایان هم یادآوری کرد:

«آقای شریعتمداری به اطراف خود نگاه کنید که با چه کسانی در حمله به لاله و آقای نیک نژاد همسنگر شده اید آیا آنان را می شناسید آیا می دانید بعضی از این افراد تا مدتها بعد از سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی درنماز جمعه در خصوص انتخابات ۸۸ همچنان در کنار فتنه گران سبز ایستاده بودند و شال سبز می پوشیدند و ...

در خصوص ارزشهای فیلمنامه لاله و تاثیرات آن در عرصه بین المللی و مخاطب جهانی دیگر سخن نمی گویم فقط به یک نکته اشاره می کنم برای جذب مخاطب جهانی و تغییر نگاه او به ایران عزیز و انقلاب اسلامی نیاز نیست همه حکمت ها و باورهای اسلامی را که ممکن است با فهم و درک و هضم بعضی ها هم هماهنگ نباشد شروع کرد، بلکه گاه کافی است نشان دهید زن ایرانی جایگاه مهمتری از زن آمریکایی یا غرب در جامعه ایرانی دارد و منزلت او در نزد مردم بالاتر از منزلت زن غربی در جامعه غربی است.

و همین یک مقایسه تَرَکی در باورها و شناخت جامعه غربی ایجاد می کند که راه را برای دیدن حقایق بزرگ تر و والاتر می گشاید . ما فقط می خواهیم یک تَرَک در نگاه آنان ایجاد کنیم نه بیشتر. معتقدیم دعوت به حقیقت و معنویت توفیقی است که خداوند به هر که بخواهد می دهد.»

واقعیت این است که ایده ساخت پروژه لاله در فضایی غبارآلود و مبهم کلید خورد و همین تردیدها هم باعث شد که هر روز بر غبارآلودگی فضا از هر جهت افزوده شود.

نکات و ابهامات در این زمینه بسیار است اما دو نکته و سوال اساسی برای نگارنده به طور جدی وجود دارد و آن اینکه؛

اولا آیا در میان این همه سوژه و ایده و واقعیت از حرکت رو به جلو و خلاقیتهای به ظهور و بروز رسیده زنان در طول سالهای پس از انقلاب، مضامین و مقولاتی اساسی تر و جدی تر از مسابقات رالی وجود نداشت و آیا اگر بنا بود نوعی اولویت سنجی و لحاظ کردن اهم و مهم هم مدنظر باشد، موضصوعات و مباحثی به مراتب مهم تر و قابل توجه تر و افتخارآمیزتر از این موضوع پیدا نمی شد تا بتواند دستمایه ساخت چنین فیلمی با آن رویکردهای ادعایی مسوولین و سازندگانش باشد؟

و ثانیا آیا با وجود خیل قابل توجهی از کارگردانها و فیلمسازان متعهد و انقلابی در ایران و قدرت و توانایی آنها برای به تصویر کشیدن موفقیتهای فردی و اجتماعی زنان در سایه انقلاب اسلامی و با عنایت به تفوق و تسلط جامع و مانع آنها بر این موضوع، آیا بایستی ساخت چنین فیلمی به فردی همچون اسدالله نیک نژاد سپرده شود که سالهاست معتکف هالیوود شده و خارج از کشور به سر می برد؟!

شایسته و بایسته است که مدیران و سیاستگزاران سینمایی کشور به این نکات مهم و اساسی درباره پروژه سینمایی لاله و حواشی اش پاسخی درخور دهند و افکار عمومی را از این تردید و ابهام و غبار گسترده که چون هاله ای آن را دربرگرفته برهانند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار