کد خبر:۲۰۹۴۸۲
سرپرست پژوهشکدۀ هنر و رسانه در گفت و گو با «خبرگزاری دانشجو»:
الآن «الله اکبر» تبدیل به ندای وحشت غرب شده است/ در مقابل لجن پراکنی های غربی ها باید نورافشانی کنیم
ما نمیخواهیم شعار سیاسی دهیم. ممکن است در یک نگاه سطحی گمان کنیم اقبال به دین کمتر شده است. اما بسیاری از آمارهایی که خود غربیان میدهند؛ نشانگر این مسئله است که تعداد مسلمانان افزایش چشمگیری پیدا کرده و ...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ مسلمانان خشن، زن باره، تروریست، عقب مانده و عقل گریزند؛ حداقل هالیوود اصرار دارد مردم مسلمان را این گونه نشان دهد و سالهای سال است که اسلام دشمن درجه یک نظامی قدرتمند شده است که بزرگترین بازوی فرهنگی آن هالیوود است.
در چنین تقابلی این نظام در هم تنیده، تمام تلاش خویش را مصروف هجمه همه جانبه علیه دشمن قدرتمند خویش کرده است.
این نظام در هم تنیدۀ فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چیست؟ چرا از میان تمام فرهنگ های جهانی، اسلام را هدف تیرهای خویش قرار داده است؟ جایگاه اسلام در این تقابل کجاست؟ این نبرد از کجا آغاز شد؟ هالیوود از اسلام چه چهره ای در غرب می سازد؟ نمادهایی که برای ساخت این چهره به کار می برد، چیست؟
این سوالات پس از ماجرای فیلم موهن به ساحت پیامبر عظیم الشأن الهی پیش آمد؛ به همین دلیل این سؤال ها و چندین سؤال دیگر را از دکتر بیچرانلو، سرپرست پژوهشکدۀ هنر و رسانه در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات پرسیدیم و جواب های کاملی دریافت کردیم.
متن ذیل بخش دوم مصاحبه با دکتر بیچرانلو، کارشناس هالیوود است:
«خبرگزاری دانشجو»- مهمترین نمادهایی که برای نشان دادن مسلمانان در فیلم های هالیوودی استفاده می شود چیست؟
بیچرانلو: بسته به این که چه تصویری از مسلمانان می خواهند نشان دهند، تفاوت می کند. مثلاً عقب ماندگی مسلمانان را با زندگی بیابانی، چادر صحرایی، شتر و فضاهای این گونه نشان می دهند. در خود هالیوود اصطلاحی وجود دارد به نام « setting» که به «محیط» معنا می شود. زمانی که این محیط در هالیوود نمایش داده می شود، مفهوم را تداعی می کند.
برای خشونت نیز مسلمانانی با ریش های بلند، چفیه، لباس بلند و عربی و اسلحه به دست نشان داده می شود. سعی می کنند شخصیت هایی که استفاده می کنند، چهره ای زمخت داشته باشند. مثلاً در فیلم «300» چهرۀ شخصیت اصلی ایرانی، هیچ نسبتی با ایران نداشت و یک چهرۀ آفریقایی را برای شخصیتی ایرانی قالب کنند.
کلاه هایی که حجاج بر سر می گذارند و به «عرق چین» مشهورند، انگشتر،تسبیح، قرآن، صدای اذان که بسیار زیاد استفاده می شود، نماز، سجده و نوای «الله اکبر» نیز از دیگر نمادهایی است که برای نمایاندن خشونت مسلمانان استفاده می شود. الآن «الله اکبر» تبدیل به ندای وحشت غرب شده است. این لفظ به قدری در همنشینی با خشونت قرار گرفته است که «الله اکبر» به این معنی است که بعد از آن باید یک اتفاق شوم رخ دهد. سجده نیز از دیگر نمادهایی است که پس از آن خشونت را نشان می دهند.
«خبرگزاری دانشجو»- آیا در بازنمایی مسلمانان، منطقۀ خاصی را در نظر دارند؟ یعنی مثلاً مردم کشور عربستان را به عنوان کل مسلمانان جهان در نظر بگیرند.
بیچرانلو: هالیوود عموماً مشکلش با اسلام بوده است نه با کشورها. البته از جهت جغرافیایی روی خاورمیانه تمرکز کرده اند. اما از نظر ایدئولوژی بر روی اسلام متمرکز شده اند. یعنی گاهی از واژۀ «جایی در خاورمیانه» استفاده می کرده اند.
اما متأسفانه مدتی است تمرکز بر روی ایران قرار گرفته است. یعنی از سال 2005 فیلم هایی که در مورد ایران ساخته شده افزایش یافته است. در سالهای آینده نیز قطعاً فیلم های بیشتری در مورد ایران خواهیم داشت. در اصل آمریکا در «دیگر گرایی» که داشت، به اسلام رسید و به طور خاص ایران در این محور قرار گرفت.
اما این مهم است که این افراد خوب ما را می شناسند. یعنی اگر فکر کنیم آن ها ایران، شیعه و سلفی گری را نمی شناسند، کوته بینانه سخن گفته ایم. زیرا بهترین کرسی های شیعه شناسی در غرب تشکیل می شود نه در کشورهای اسلامی.
«خبرگزاری دانشجو»- مگر از سال 2005 تا کنون چه فیلم هایی در خصوص ایران ساخته شده است؟
بیچرانلو: فیلم های «300»، «سنگسار ثریا»، «شرایط» و ... که مدام درحال ساخت این گونه فیلم ها هستند. الان فیلم «پزشک» در حال ساخت است که امید واریم فیلم خوبی باشد. زیرا در هالیوود ساخته نمی شود بلکه فیلمی آلمانی است.
البته ما منظورمان این نیست که یک فیلم تماماً در خصوص ایرانی ها ساخته شده باشد، بلکه اگر یک بخشی از فیلم نیز در مورد ایرانیان باشد، آن فیلم را ضد ایرانی می دانیم. مثلاً یکی از فیلم های «TRANSFORMERS» وارد تأسیسات هسته ایران شده و آنجا را نابود می کنند.
یا در فیلم «salt» «آنجلینا جولی» تهران و مکه را نجات می دهد. منظور من این نیست که یک نام یا تمام لوکیشن فیلم ها مربوط به ایران باشد. فقط مهم این است که حتی اگر شده در بخشی از فیلم ها، ایران سوژه شود.
«خبرگزاری دانشجو»- در بسیاری از فیلم ها، در ابتدا مسلمان ها را تروریست نشان می دهد. اما در انتهای فیلم مردم متوجه می شوند که این عملیاتهای تروریستی، کار مسلمانان نبوده و اشتباه می کرده اند. به عنوان مثال فیلمی که در صدای و سیما نیز بارها پخش شد، «مارها در هواپیما» است که در آن نشان می دهند مردم در هواپیما ابتدا گمان می بردند مسلمانان، هواپیما را ربوده اند اما در انتها متوجه می شوند که اشتباه کرده اند. قصد سازندگان از نشان دادن این مسئله چیست؟
بیچرانلو: در فیلم «flight plan» و بسیاری از فیلم های دیگر نیز این امر را نمایش داده اند. امر نوع تصویرگری در جهت تثبیت آن کلیشه ها است. یعنی بخش زیادی از زمان فیلم که در آن درگیری وجود دارد، به این ماجرا می گذرد که مسلمانان محکوم هستند. در نهایت، آنجایی که گره داستان باز می شود، از مسلمانان عذرخواهی می کند.
یعنی از فیلم که حدوداً 120 دقیقه ای، نزدیک به 100 دقیقه از آن، ساختار فیلم علیه مسلمانان است و این امر به عنوان یک مسئلۀ بدیهی عنوان می شود که همواره مسلمانان، متهم اول عملیاتهای تروریستی هستند. انگار اصل بر آن است که عملیات های تروریستی کار مسلمانان است مگر در موارد استثنایی. این که مسلمان تروریست باشد تبدیل به قاعده شده است. ما به این امر «طبیعی سازی» می گوییم. یعنی برای مردم طبیعی است که مسلمانان تروریست هستند مگر ... .
«خبرگزاری دانشجو»- شاخص ترین فیلم های ضد اسلامی هالیوود چیست؟
بیچرانلو: «تصمیم عملی»، «نیروی دلتا» و «محاصره» از مشهورترین فیلم های ضد اسلامی هالیوود هستند. حتی فیلم هایی همچون «Kingdom of Heaven» و «بابل» را نیز می توان در این بخش ذکر کرد. اما در مجموع شما را به کتاب جک شاهین ارجاع می دهم که فهرست بسیار بلندی از این نوع فیلم ها را ارائه داده است.
«خبرگزاری دانشجو»- برسیم به فیلمی که اخیراً در خصوص پیامبر گرامی اسلام (ص) ساخته شده است. این فیلم را در چه مجموعه ای باید تحلیل کرد؟
بیچرانلو: من در بحثم به تقدس زدایی از پیامبران الهی اشاره کردم. به نظر من بخشی از این بحث به تقابلی موجود بین اسلام و غرب ربط دارد. چون اسلام به آسمان فرا می خواند و فطرت هایی را می تواند جذب کند، مجبور هستند که چهرۀ اسلام را مخدوش کنند. یعنی یک تصویر کلیشه ای از اسلام نمایش دهند.
به این دلیل که پس از اکران این گونه فیلم ها، عواطف پاک مسلمانان جریحه دارد می شود، مسلمانان دست به برخی اعمال خشونت آمیز می زنند. این عکس العمل ها موجب می شود غرب بگوید: ببینید. این همان چیزی است که از اسلام سراغ داریم.
توهین وحشتناکی که به پیامبر اسلام در این فیلم شده، ادامۀ همان کلیشه ها است. یعنی حرف جدیدی در این فیلم نگفته اند. این قدر این کلیشه ها را در موقعیت های مختلف در خصوص مسلمانان ارائه کرده اند که الآن به پیامبر اکرم (ص) رسیده اند. انگار تصاویر قبلی کفایت نمی کرده و سلسله وار باید می آمدند تا به مقدس ترین شخصیت اسلام برسند. یعنی سعی داشته اند این گونه القا کنند که این فرد الگوی مسلمانان است. زمانی که چنین فردی این خصوصیات را دارد، طبیعی است مسلمانان نیز این گونه رفتار کنند. یعنی ما تمام آن کلیشه ها را در این فیلم نیز می بینیم.
بحث بدویت، خشونت و دیگر کلیشه هایی که قبلاً نشان می دادند نیز دراین فیلم وجود دارد. حال من نمی خواهم و برای شخصیت پیامبر خوب نیست تمام آن کلیشه ها را نام ببرم. در مجموع همان کلیشه ها را تثبیت می کنند، اما در قالبی جدید.
«خبرگزاری دانشجو»- البته مقداری از این فیلم در زمان حال حاضر است و تنها زمان پیامبر را روایت نمی کند.
بیچرانلو: این را به صورت کلی می گویم. هیچ فیلمی نیست که به تاریخ بپردازد ولی پیامش در مورد امروز نباشد. این یک اصل کلی است. البته این افراد در این فیلم به این دلیل که ناشی بوده اند و فیلم ساز حرفه ای نبودند، دو زمان را به یکدیگر وصل کرده اند. یعنی یک صحنه ای از زمان حال حاضر نشان داده و سپس به تاریخ ارجاع داده اند.
ولی در فیلم هایی مثل «300» یا «اسکندر» که اصلاً بحثی در مورد امروز ندارد، بحثشان در نهایت ناظر بر امروز است. مثلاً می گویند آن «کهن الگو» این گونه بود، حال آن «کهن الگو» در فضای امروز بازسازی شده است.
در مورد این فیلم نیز همین گونه است. اگر به تاریخ ارجاع داده می شود، حتماً بحثی را در خصوص امروز دارند.
«خبرگزاری دانشجو»- ولی امروز را نیز نشان داده اند.
بیچرانلو: درست است. به این دلیل که سازندگان این فیلم حرفه ای نبودند، پیامشان را صریح گفته اند. مثلاً فیلم «اسکندر» یک فیلم حرفه ایست.
اما این فیلم بسیار بسیار سخیف است. چه از نظر گریم، چه از نظر بازی و ... بسیار ضعیف ساخته شده است.
«خبرگزاری دانشجو»- این فیلم در چه منظومه ای از جهان می تواند تعریف شود؟
بیچرانلو: اگر بافت امروز جهان را در نظر بگیریم، در ادامۀ گفتمان هایی که در غرب شکل گرفته، گفتمان هایی نیز در این سوی عالم شکل گرفته است. یعنی آن ها سعی کرده اند از قرن هجده گفتمان دینی و آسمانی را تضعیف کنند و در جبهۀ مقابل، گفتمان دینی به خصوص در دهۀ اخیر، خود را تقویت کرده است.
این قیام هایی که در صد سال اخیر وجود داشته و به خصوص پس از انقلاب اسلامی ایران بنیه ای قوی تر پیدا کرده است، موجب تقویت گفتمان دینی شده است. یعنی این دو گفتمان کاملاً در تقابل یک دیگر قرار گرفته اند.
حال یک عنصر و مجموعۀ خرد از آن گفتمان، چنین عملی انجام داد. یعنی این فیلم در آن گفتمان ضد آسمانی، کاملاً قابل تعریف است. در اصل می خواهم بگویم این ماجرا یک اتفاق طبیعی است.
اگر بخواهیم این فیلم را تحلیل کنیم، نباید به یک سیاست کوچک ارجاع دهیم. باید ببینیم این جزء از کدام «کل» جریان می گیرد. این جزء در دل یک «کل» شکل گرفته است که فضای دینی و معنوی را برهم زده است. این گفتمان خود را در تقابل با تفکری می داند که مداوم پررنگ تر می شود و اقبال به آن بیشتر می شود. بنابراین مجبور است آن تفکر را چنگ بزند.
ما نمی خواهیم شعار سیاسی دهیم. ممکن است در یک نگاه سطحی گمان کنیم اقبال به دین کمتر شده است. اما بسیاری از آمارهایی که خود غربیان می دهند نشانگر این مسئله است که تعداد مسلمانان افزایش چشمگیری پیدا کرده. حتی در فیلمی مثل «فتنه» نیز به طور مداوم آمار ارائه می کند که تعداد مسلمانان بیشتر شده است، سپس این امر را به صورت یک تحلیل مطرح می کند. در نهایت می گوید «ما درحال آینده نگری هستیم. اتفاقی که در غرب در حال وقوع است، اروپای اسلامی است.» البته این مسئله را به صورت یک خطر معرفی می کند.
در حال حاضر در کشورهای اروپایی اسلام، بسیار فراگیر شده است. در هر کشوری که بررسی کنید این امر را مشاهده خواهید کرد. نمونۀ بارز آن در شیوۀ پوشش و حجاب بانوان اروپایی دیده می شود. یکبار من در خیابان های هلند راه می رفتم، بسیار عجیب بود که در هر خیابانی بدون استثنا چند زن محجبه می دیدم. یعنی آنقدر زیاد است که از دیدن زنان محجبه تعجب نمی کنید. بنابراین آنها راهی جز تخریب ندارند.
«خبرگزاری دانشجو»- ما در این میان چه باید بکنیم؟
بیچرانلو: نگاه ما باید کاملاً برعکس عملکرد آن ها باشد. یعنی طبعاً این یک خطای استراتژیک است که عکس پیامبر آنان، حضرت مسیح (ع) را پاره کنیم. البته این عمل که افراطی است که بعید است انجام شود اما تخریب هایی نیز که در چند وقت اخیر صورت گرفته نیز اشتباه است. ما باید در مقابل آن ها، نور افشانی داشته باشیم. یعنی در آن فضای ظلمتی که در حال لجن پراکنی در جهان است، ما باید با نور افشانی، آن را پاک کنیم.
به عنوان مثال با نشان دادن روحیۀ صلح طلبی و مسالمت جویی که در اسلام وجود دارد، عملکرد غرب را خنثی کنیم. آن ها علاقه دارند ما را خشونت طلب معرفی کنند. اگر ما دست به خشونت بزنیم و جوابی نرم و از دل دین ندهیم، دقیقاً همان کاری ر اکرده ایم که آنها برنامه ریزی کرده اند. یعنی این را خواهند گفت که همان پیامبری که چهرۀ خشنش را مشاهده کردید، خشونت های اخیر نیز نمونۀ بارز آن تصاویر است.
«خبرگزاری دانشجو»- این فیلم محصول یک تفکر فردی است یا برنامه ریزی کلان؟
بیچرانلو: تا یک گفتمان حاکم نشده باشد، یک جزء نمی تواند برای خود جایی باز کند و به آن اقبال شود. به عنوان مثال همین «یوتیوب» که بستر نشر این فیلم می شود، کلیپ هایی که به نفع حزب الله است را حذف می کند؟ در همین حال برای این فیلم بسترهای لازم مهیا می شود. حتی بستر خشم مسلمانان نیز برنامه ریزی می شود.
به هر حال بسیاری از مسلمانان نسبت به پیامبر اسلام حساس هستند. آن ها نیز این امر را می دانند. یعنی روان شناسی مسلمانان دستشان آمده است. در مقاطع مختلف حساسیت مسلمانان را سنجیده اند. در موقع کاریکاتور دانمارک در خصوص پیامبر اکرم (ص) کاملاً مسلمانان را شناخته اند. آن تنها یک کاریکاتور بود. در حالی که این بار یک تصویر متحرک یا فیلم است. یعنی اگر مسلمانان نسبت به تصویر ثابت چنین عکس العملی نشان داد، پس طبیعی است در مورد تصویر سینمایی واکنش قوی تری نشان دهند. بنابراین این حوادث را پیش بینی کرده بودند. حتی قتل سفیر آمریکا نیز جزئی از یک پازل قرار می گیرد.
«خبرگزاری دانشجو»- اگر پیش بینی کرده بودند، چرا چنین کاری انجام دادند؟
بیچرانلو: در سالگرد 11 سپتامبر ضریب امنیتی باید بالا می رفت ولی برعکس عمل می شود. در اصل تمام این حوادث جزئی از یک منظومه است. می خواهند نشان دهند مسلمانان، متعصبان تندرویی هستند که جنون آمیز عمل می کنند.
ببینید. در فضایی که بیداری اسلامی رخ داده و گرایش های نرمی به اسلام پیدا می شود، فضا را مشوش کردند. این اتفاق هر چند وقت یکبار رخ می دهد. یک بار در سال 2001، یک بار در سال 2005 با کاریکاتور، و یک بار نیز هم اکنون این تشویش را به وجود آوردند.
در همین موضوع بعدها فیلم ساخته می شود. مثلاً کشته شدن سفیر آمریکا در بنغازی سوژۀ آیندۀ غرب خواهد بود. در اصل آن ها قصد دارند بگویند، گفتمان اسلامی، گفتمان خشنی است. یعنی این حوادث برای عملیات روانی خودشان، مصرف داخلی دارد.
قرار نیست ما این فیلم را ببینیم و بگوییم «خوب شد این فیلم را دیدیم. ما این چهره از پیامبر را ندیده بودیم.» واکنش های مربوط به این فیلم در داخل خود آمریکا، برای اقناع افکار عمومی مصرف می شود.
منتها لطف خدا موجب شده که این حوادث همواره برعکس عمل کرده و به ضرر خودشان تمام شود.
«خبرگزاری دانشجو»- پیش بینی شما از آینده چیست؟ آیا با وجود فشارهای مسلمین، بازهم چنین فیلم هایی ساخته می شود؟
بیچرانلو: بله. قویتر نیز ساخته می شود. مگر در زمان کاریکاتور این اتفاقات رخ نداد؟ نسبت های بسیار بدتری به حضرت رسول و امام علی (ع) در فضای اینترنت منتشر شده است. منتها به این فیلم ضریب رسانه ای داده شده و جریان سازی شده است. این جریان دنبال اهدافی سیاسی - فرهنگی است.
در مورد اسلام و به خصوص در مورد ایران شاهد این گونه تصاویر خواهیم بود.
«خبرگزاری دانشجو»- می توانیم بگوییم که این موج مخالفتی که در جهان به وجود آمده، مشکوک است؟
بیچرانلو:نه. موج مخالفت مشکوک نیست. این موج، اتفاقاتی طبیعی و احساسات مسلمانان است. البته ممکن است در جاهایی سلفی ها این تقابل ها را هدایت کنند.
ولی این حوادث از قبل قابل پیش بینی بود. یک مثال از روانشناسی بزنم. در روانشناسی عبارتی به نام «محرک – پاسخ» دارند. غرب در مقاطع مختلف با محرک های گوناگون مسلمانان را آزموده اند. یعنی می دانند مسلمانان در قبال هر محرکی چه عکس العملی نشان می دهند.
بنابرانی ما نیز باید جریانی عمل کنیم. اگر فیلم آقای مجیدی به نتیجه برسد که خواهد رسید، اتفاق خوبی در عرصۀ معرفی پیامبر اسلام شاهد خواهیم بود. اما این فیلم به تنهایی عمل نخواهد کرد. ما نیز باید در مورد مقدساتمان گفتمان سازی کنیم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰