کد خبر:۲۲۴۵۷۰
درسی از مردان برگزیده تاریخ - 40؛

پاسخ امام حسن عسکری(ع) به دوست داشتن واقفی مذهب‌ها چه بود؟/ افراد یک گروه به امامشان شناخته می‌شوند

یکى از یاران نامه‏اى براى حضرت عسکرى نوشت و در نامه سؤال کرد کسانى که واقفى مذهب هستند آیا می‌توانیم آنها را دوست داشته باشیم یا باید از ایشان تبرى جسته و بیزار باشیم؟

گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، راحیل طهوری؛ همنشین و رفیق انسان تأثیر بسیار زیادی بر انسان دارد؛ هر چند که بسیاری از اوقات خودمان متوجه این تأثیر نیستم.


ما از دوست و هم نشینمان به طور ناخواسته الگوبرداری می‌کنیم؛ در طول زمان، تکیه کلام‌ها و عادت او را تکرار می‌کنیم، حتی گاهی اوقات آنقدر فضای دوستی در انسان اثر می‌کند که دغدغه‌های دو نفر یکسان می‌شود. هر دو به یک امر مشترک فکر می‌کند، حتی بسیاری اوقات رفت و آمدهای کوتاه مدت با برخی افراد، موجب انتقال عادات و خلق و خوی آنها به ما می‌شود. درنتیجه با توجه به تأثیر بسیاری که همنشین در روند زندگی انسان دارد، باید در انتخاب همنشین دقت نظر زیادی به خرج داد.


می‌توانیم کسانى که واقفى مذهب هستند را دوست داشته باشیم؟


یکى از یاران‏ و اصحاب نامه‏اى براى حضرت عسکرى نوشت. او از اهالى جبل بود (همدان)، در نامه سؤال کرد کسانى که واقفى مذهب هستند و توقف در امامت حضرت موسى بن جعفر(ع) کرده‏اند آیا ما می‌توانیم آنها را دوست داشته باشیم یا باید از ایشان تبرى جسته و بیزار باشیم؟


دلت به حال عمویت می‌سوزد؟


امام حسن عسگری علیه السلام در جواب نوشتند: «دلت به حال عمویت می‌سوزد؟ خدا عمویت را رحمت نکند و از او بیزار باشد؛ من از آنها بیزارم تو نیز از آنها کناره بگیر به عیادت مریضشان مرو و تشییع جنازه‌شان را مکن و هرگز بر مرده آنها نماز نخوان.»


انکار امامت امام آخر مانند آن است که امامت امام اول را انکار کنند
 

کسى که امامى را به امامت بپذیرد که امام نباشد مساوی است با کسى که منکر امامى شود که از طرف خدا به امامت تعیین شده است؛ او مثل همان کسى است که شریک براى خدا قائل است و معتقد به سه خدا است. کسى که امامت امام آخر را منکر باشد همانند کسى است که امامت امام اول ما را منکر شود و کسى که دیگرى را به تعداد ائمه اضافه نماید مثل کسى است که از امامان یکى را قبول نداشته باشد.
 

سئوال‏کننده اطلاع نداشت که عمویش واقفى مذهب است امام علیه السّلام بدین وسیله به او اطلاع داد که عمویت داراى چنین اعتقادى است. (1)
 

معنی امام در قرآن
 

خداوند در قرآن می‌فرماید: یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ:
روزی که ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان (به پیشگاه حقیقت) می‌خوانیم، (71اسرا)
 

این آیه بیان چگونگى حشر بشر در روز قیامت است که هر قوم و گروهى را بوسیله و به همراهى پیشواى آنان دعوت نموده و احضار می‌نمائیم؛ همچنانکه در این جهان رابطه وحدت و پیوستگى همانا عقیده و مرام و عمل است. بسیاری افراد در اثر پیروى از مرام و پیشواى خود به هم مى‏پیوندد.
 

وحدت اعتقادی بین پیشوا و پیروان آنها
 

در قیامت نیز که ظهور سیرت و بروز عقیده است، رابطه وحدت اعتقادى و پیوستگى بین پیشوا و پیروان آنها به صورت دسته جمعى در می‌آید. بر این اساس در عالم قیامت هر گروهى به طور دسته جمعى و به هیئت اجتماع با پیشواى آنان خوانده و دعوت و به صحنه محشر احضار می‌شوند. امام از ماده «امّ یأم» گرفته شده به معناى پیشوائى است که از مرام او پیروى نمایند.
 

امامت حق و امامت ضلالت

بدین نظر پیشوا در اجتماعات بشرى ممکن است از جانب پروردگار منصوب و به سمت امامت و پیشوائى معین گردد مانند رسولان و اوصیاء علیهم السّلام و نیز ممکن است پیشوائى که مردم را به مرام گمراهى و اندیشه خود دعوت نموده باشد؛ گروهى از مردم از مرام و اندیشه او پیروى نمایند که پیشواى ضلالت و گمرهى نامیده مى‏شود. هر دو حالت امامت به حق و همچنین امامت به ضلالت و گمراهى، وحدت و پیوستگى در پیروان خود ایجاد می‌نمایند و سبب امتیاز از سایر اجتماعات خواهند بود، در صحنه قیامت نیز معرّف هر یک از اجتماعات و گروه‏ها، پیشوایان آنها خواهند بود و هر پیشوائى به مصاحبت و همراهى پیروان خود محشور خواهند شد.
 

امامت نیز از جمله مناصب الهى است و به کسى تعلق می‌گیرد که از جانب پروردگار به سمت امامت و پیشوائى منصوب گردد و مردم نیز از او پیروى نمایند.
 

خلاصه منصب امامت از جانب پروردگار عبارت از تصدى امور دین و دنیاى مردم عصر خود و شهادت و آگهى بر عقاید و اعمال جوارحى مردم است و لازمه ولایت و امامت نیز تأثیر باطنى است که فیوضات پروردگار را پیوسته به پیروان خود می‌رساند و آنان را به مقصد و سعادت سوق می‌دهد و این سمت به زمان حیات شاهد و امام اختصاص دارد و در عوالم آینده نیز، همچنین امام و پیشواى پیروان خواهد بود و از جمله در عرصه محشر به منظور معرفى و اداء شهادت درباره پیروان خود به پیشگاه کبریائى حضور خواهد یافت.
 

هرکس روش بدی را سنت کرد بارگناه عاملان به آن نیز بر دوش اوست
 

امام باطل و پیشواى ضلالت که گروهى از مردم را به مرام باطل خود دعوت می‌نماید بر حسب قانون کلى و روایت شریفه «من سن سنة سیئة فعلیه وزرها و وزر من عمل بها» هرکس روش بدی را سنت کرد، بار گناه آن و بارگناه کسی که به آن عمل کرده بر دوش اوست.
 

همچنان که در جهان امام، پیشوائى گروهى از مردم را به باطل بعهده گرفته و آنان را به گمراهى رهبرى می‌نماید و خود و گروه و پیروان خود را از اهل ایمان جدا نموده. به همین نحو در عوالم دیگر در طرف مقابل پیروان امام به حق خواهند ایستاد؛ از جمله در عرصه محشر پیشواى پیروان خود خواهد بود. (2)


 

افراد یک گروه هم در دنیا و هم در آخرت به امامشان شناخته می‌شوند

 

در واقع می‌توان گفت همچنان که در دنیا افراد یک گروه با رهبرشان شناخته می‌شوند، در آخرت نیز همین طور است. اگر ما به یک رهبر مقتدر و دارای عصمت و طهارت متوسل شویم، این رهبر در روز قیامت معرف ما به عالمیان خواهد بود. درصورتی که اگر یک رهبر فاسد و فاسق را برای خود برگزینیم، فسق و فجور رهبرمان در قیامت معرف ما خواهد بود.
 

دقت در انتخاب پیشوا و رهبر


یعنی باید در انتخاب رهبر و امام و پیشوا دقت بسیاری به خرج داد، البته بدون عنایت و لطف پروردگار انسان هیچ گاه قادر نخواهد بود پیشوای صالح و معصومی برای خود برگزیند، درنتیجه باید دائما از خداوند بخواهد که او را پیرو پیشوایان معصوم قرار دهد.


یک تعبیر کلی‌تر از امام می‌تواند این چنین باشد که انسانها در دنیا دنباله‌رو و پیرو هر چیزی که باشند، همان امور در آخرت معرف او خواهند بود برای مثال فساد اخلاقی، علم، عبادت و... همه این صفات چه خوب و چه بد می‌توانند نشان دهنده شخصیت ما در دنیا و آخرت باشند.
 

ما چه زمان پیرو معصوم شناخته می‌شویم؟
 

ورای همه مطالب گفته شده باید به این موضوع توجه کرد که وقتی ولایت و پیشوایی ائمه اطهار را پذیرفتیم؛ یک قانون همان طور که امام حسن عسگری می‌فرمایند؛ همیشه باید نصب‌العین ما باشد. این قانون بسیار ساده است اما عمل به آن دشوار است.
 

مسلماً تنها زمانی ما در آخرت پیرو معصومین شناخته می‌شویم که رعایت این قانون، اصل کلی تمام معاشرت‌ها و رفت و آمدها و دوستی‌های ما باشد. این قانون چیزی نیست جز دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان ایشان.


پی‌نوشت:
1. زندگانى حضرت جواد و عسکریین علیهم السلام (ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)؛ ص239
2. انوار درخشان، ج‏10، ص: 122
3. قرآن کریم ترجمه الهی قمشه ای
 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار