نوستالژي يك اقتباس مانا
محمد آرمان:
فيلم «ناخدا خورشيد» اقتباسي است از رمان «داشتن و نداشتن» اثر نويسنده بزرگ عالم ادبيات، ارنست همينگوي؛ فيلمي كه توانست به خوبي نقطه تلاقي و تداعي بندري در جنوب ايران و فضاهاي رئاليستي حوزه كارائيب شود و موقعيتي را فراهم آورد كه تماشاگر شاهد هنرآفريني يكي از برجسته ترين سينماگران ايران باشد.
سينماگري بشدت گزيده كار که در طول سي سال تنها سي فيلم از او بر جاي مانده است.
بي آنكه قرار باشد نفياً يا اثباتاً درباره اين كم كاري، موضع گيري و قضاوت كنيم، اشاره هايي درباره «ناخدا خورشيد» را وسيله اي براي ارزيابي اين اثر ماندگار سينماي پس از انقلاب مي گيريم.
«ناخدا خورشيد» جلوه هاي منحصر بفردي خاصه در زمينه بازيگري دارد؛ حضور داريوش ارجمند به عنوان ناخداي يكدست فيلم كه در تلاش براي مانايي خود در عرصه بندر جنوبي، تصميم به اقدامي خطرناك مي گيرد كه همان عبور دادن مسافران قاچاق به وسيله كشتي اش است.
بازي چشمگير و خيره كننده «ناخدا خورشيد» (با بازي داريوش ارجمند) بي ترديد يكي از مهم ترين و موثرترين عوامل ماندگاري اين فيلم در طول سه دهه سينماي پس از انقلاب است.
تقوايي در «ناخدا خورشيد» با تسلط و تفوق بر ميزانسني از پيش تعبيه شده كه بر اساس بومي گرايي داستاني اقتباسي از همينگوي صورت گرفته است، توانست يكي از بهترين آثار سينماي ايران را در حوزه فيلمنامه، ميزانسن ها و البته ديالوگ ها به ثبت رساند.
آشنايي تقوايي با فضايي كه قرار است داستانش در آنجا رخ دهد و دقتي كه در رعايت جزئيات ساختاري -چه لوكيشن ها، چه بازي ها و چه ديالوگ ها - هم در حوزه فيلمنامه و هم در بيان لهجه همگي دستمايه هايي شده است براي هرچه بهتر به تصوير كشاندن شخصيت هاي داستان؛ اتفاقي كه پس از گذشت سال ها، در شكلي ديگر و فرمي كاملاً جديد و متفاوت از داستان «ناخدا خورشيد» مي توانيم در «كاغذ بي خط» هم شاهد باشيم.
«كاغذ بي خط» كه از جمله بهترين فيلم هاي سينماي ايران در دوران متاخر است، همان ويژگي هاي پيش گفته را البته در فضايي متفاوت در خود دارد.
گرچه فيلم، داستان چنداني ندارد – بنابر تعريف اصطلاحي و متوقع فيلم هاي ملودرام يا اكشن يا ... - و از اين جهت كاملاً خاص و در نوع خود بي نظير است، اما همان رويكرد دقت مندي و پرداخت جزئيات و ميزانسن هاي عالي به همراه ديالوگ پردازي هاي جدي و ناب در كنار شخصيت پردازي خوب، بجا و متناسب، كاري يكدست و جذاب فراهم آورده است، آنچنان «كاغذ بي خط» را در نوع خود فيلمي منحصر بفرد مي سازد.
نوع نگاه تقوايي در كنار و علاوه بر همه ويژگي هاي متنوعش، شاخصه خاصي دارد و آن نگره ادبيات محور او و توجهش به منويات اين حوزه و مبتلا بودنش به نوعي رهانيت به اين وادي است.
اين وامداري را هم در اقتباس مهم و ارزشمند او از اثر همينگوي، هم در دقت ها و تلاش هاي اديبانه او در نگارش فيلمنامه – خاصه ديالوگ ها - و هم در اثر متاخرش «كاغذ بي خط» در محوريت دادن به بحثي اديبانه يعني دستمايه قرار گرفتن «فيلمنامه نويسي» و «سوژه» و «داستان» يا بي قهرمان فيلم مي توان شاهد بود.
ناصر تقوايي در «ناخدا خورشيد» تلاشي درخور در جهت به تصوير در آوردن يك شاهكار اديبانه، آن هم اثر يكي از بزرگترين نويسندگان جهان، ارنست همينگوي خاصه در قامت يك فضاي ايران و البته آن هم ناحيه اي كاملاً نيازمند به شناخت اقليمي – جنوب كشور – به انجام رساند.
تلاشي كه موجب شد تا فيلمش با وجود شكست در فروش به سال 1366، تاريخي ممتد از مانايي و درس آموزي براي بازماندگان سينماي ايران، تا هميشه فراهم آورد./انتهاي پيام/