جنگي كه بود، جنگي كه هست ...
محمد آرمان:
هر روز ما در جنگ بركتي داشته ايم كه در همه صحنه ها از آن بهره جسته ايم؛ ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كرده ايم...
ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت كرده ايم.
ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زده ايم.
ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته ايم.
ما در جنگ به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم.
ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم.
ما در جنگ ريشه هاي پربار انقلاب اسلامي مان را محكم كرده ايم.
ما در جنگ حس برادري و وطن دوستي را در نهاد يكايك مردانمان بارور كرديم.
ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه بر ضد تمامي قدرت ها و ابرقدرت ها ساليان سال مي توان مبارزه كرد.
امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، جنگ پابرهنه ها و مرفهان بي درد شروع شده است...
جملات حضرت روح الله الموسوي (ره) كه به عنوان مانيفيست اسلام انقلاب و انقلاب اسلامي در پايان جنگ هشت ساله، گوش جان رهروان راه شيدايي و جهاد را نوازش كرد و نشانه هاي برپا شده مقدس مآبان و متحجران و مرفهان بي درد را به ويراني كشاند.
بايد ديد آنچه در سياست هاي فرهنگي- هنري سال هاي پس از جنگ پيگيري و ترويج شده است و علم و كتل هايي كه با اين عنوان برفراز گشته، تا چه حد پيرو اين منويات و بازيابنده اين اشارات و مبين اين آمال است.
سياست هاي فرهنگي دولت هاي پس از جنگ تا چه اندازه با اعتقاد و ايمان به جنگ حق و باطل، جنگ استضعاف و استكبار و در جنگ پا برهنه ها و مرفهان بي درد بوده است.
متاسفانه علي الاغلب اين برنامه ها و راهبردها بسان مجلس ختمي است براي يك عزيز از دست رفته و مگر نه اينكه شهيد زنده است و براي زندگان و زنده ترين هايشان، بسان مردگان و نفله شدگان مجلس ختم نمي گيرند.
و به راستي چه حقيقي و زيبا فرمود سيد شهيدان اهل قلم كه «پندار ما اين است كه شهدا رفته اند و ما مانده ايم...» و حقيقت جز اين است آنها ماندگارند و ما رفته ايم آنها به دست آمده اند و ما از دست رفته.
جنگ هشت ساله كه «هر روز براي ما بركتي داشته كه از آن بهره جسته ايم» چگونه بايد به دست نسل آينده برسد؟
نسلي كه پس از جنگ پا به عرصه گيتي گذاشت و آن را فقط از كادر بسته تلويزيون و صفحات محدود كتاب ها و چيزهايي از اين دست ديد و خواند.
اين نسل تا چه حد با حقيقت «روحيه بسيجي» آشناست و اين حقيقت تا چه حد درست و كامل به دست او رسيده و خواهد رسيد؟
يادگارهاي جنگ هشت ساله، چگونه مي تواند مايه نشاط و پويايي و جويايي و حركت و جهاد فرهنگي- علمي و دستمايه عدالت طلبي شود؟ و يا با رويكردهاي «ختم» گرايانه و برخوردهاي صرفاً نوستالژيك مي توان به اين مهم دست يافت؟
نكند دستمايه ها و گنجينه هاي دلير و جانانه جنگ خدايي ما، درحد شعارهايي تكراري «برادرم نگاهت، خواهرم حجابت» باقي بماند و از اين فراتر نرود يا عرصه هاي ديگر را نشانه نرود و به بار ننشاند.
عرصه هايي چون عدالت طلبي كه به فرموده رهبري فرزانه، گفتمان امروز انقلاب ماست.
بسياري از دست هاي پيدا و پنهان با ساده انگاري يا مغرضانه، سعي مي كنند گستره جنگ را در حد نوستالژي خاطرات و يادمان از دست رفتگان و نفله شدگان نگه دارند و با تئوريزه كردن «جنگ يك وجبي» دستاوردها و كشش هاي گسترده و فراگير و درجه اول جنگ و اهداف بلندش را، با اين حربه ها فشل كنند و از پاي درآورند.
سوال مهم اين است كه اساساً شهداي ما براي كدام آينده جنگيدند؟ و راهبردها و رهيافت هاي فرهنگي اين آينده از زاويه بسته و دريچه تنگ و تاريك اين نگاه هاي ساده انگار يا مغرض، دست يافتني و شدني است؟
اين حركت و اين مسير، مردان جهادي را مي طلبد تا با نگاه هاي نافذ و پشتوانه غني فكري- انديشگي، افق هاي باز و روشن بهره مندي از يادگارهاي پربركت جنگ هشت ساله را ببينند و «جنگي كه بود» را براي «جنگي كه هست» نشانه گذاري كنند.
راه روشن است.
امام (ره) با بيان روشن و نافذ و بي ترديد به تبيين هميشگي و اصيل اين حركت دست زده است.
اسلام انقلابي، در جنگي هميشگي با اسلام آمريكايي و اسلام مقدس مابان و متحجران و مرفهان بي درد نيازمند جهادي عظيم در همه عرصه ها و امروز خاصه در عرصه فرهنگ و هنر است.
شناخت درست عناصر و مولفه هاي هنري و تلاش در جهت برقراري منش و روشي اصيل و هنرورزانه به دور از شعارزدگي و فرو غلتيدن در افراط و تفريط هاي مخرب و تهي و بهره مندي از تششعاتي كه از دقت و تفحص در منش و سيره شهيدان و مجاهدان هشت سال جنگ مقدس، كساني چون سيد مرتضي اويني به دست مي آيد.
برادرم! خواهرم!
در اين غربتكده دنيا و در اين سياره رنج بايد كه صبورترين ها باشي!
حواست را جمع كن و به احترام خون شهدا مگذار كه صاحبان زر و زور و تزوير و پنهان كاران هزار رو را اسلام انقلاب معرفي كنند./انتهاي پيام/