کد خبر:۲۸۳۹۷۹
شعرهایی که به درد این روزها می‌خورد - 5

شما شادان که اینک از چه سویی باد می‌آید

شما روی زمین با چرخه تقدیر شنگیدن‌/ و ما در آسمان با طالع بی‌پیر جنگیدن‌/ شما شادان که اینک از چه سویی باد می‌آید/ و ما را هر نفس مرگی دگر در یاد می‌آید ...
شما شادان که اینک از چه سویی باد می‌آید

به گزارش خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، سه شنبه، 17 دی از محمدکاظم کاظمی تجلیل می شود؛ به همین مناسبت برخی اشعار انقلابی وی که به درد این روزهای جامعه و سیاستمان می خورد را منتشر می کنیم.
 

شما کاغذپران‌بازید و ما کاغذپران‌، مردم‌
بله‌، این است تقسیم زمین و آسمان‌، مردم‌

 

شما روی زمین با چرخه تقدیر شنگیدن‌
و ما در آسمان با طالع بی‌پیر جنگیدن‌

 

شما شادان که اینک از چه سویی باد می‌آید
و ما را هر نفس مرگی دگر در یاد می‌آید

 

کسی در آسمان گردن به گردن می‌شود با من‌
بله‌، اینجا برادر نیز دشمن می‌شود با من‌

 

دمی با او شکست آید، دمی با من شکست آید
و آزادی‌، که آخر در بهای جان به دست آید

 

و آزادی‌... که دستی باز می‌گیرد ز حلقومم‌
بله‌، عمری است با یک هستی و صد مرگ محکومم‌

 

هنوزم پایبند چرخه تقدیر باید شد
و با چندین برادر باز هم درگیر باید شد


***


شما کاغذپران‌بازید و ما کاغذپران‌، آری‌
چنین بوده است تقدیر ضعیف و پهلوان‌، آری‌

 

فدای زندگیتان کرد باید زندگانی ها
که شاید شادمان گردید از این کاغذپرانی ها

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار