کد خبر:۲۸۴۰۲۴
در مصیبت روزهای آخر صفر - 1

حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم

در ماتم پیمبر و تنهایی علی/ باید برای حضرت زهرا دعا کنید/ داغ پیغمبر است و بلایی‌ست بس عظیم/ حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم ...
حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم

گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛  امروز روز وفات درّ عالم هستی است. آدمیان رنجیده و فرشتگان گریانند. تمام عالم در غم او نوحه خوان است.

 

«خبرگزاری دانشجو» در این ماتم شعرهایی از دو شاعر آیینی کشورمان انتخاب کرده و منتشر می کند:

 

مرتضی امیری اسفندقه
مگر یتیم نبودی، خدا پناهت داد
خدا، که در حرم امن خویش راهت داد

 

هجوم جهل و خرافه، هجوم تاریکی
خدا پناه در آن دوره ی سیاهت داد

 

خدا! کدام خدا!؟ آن خدای بی مانند
همان که عصمت پرهیز از گناهت داد

 

همان که جان نجیب تو را مراقب بود
همان که سینه ی خالی از اشتباهت داد

 

توان و توشه به پایان رسیده بود ولی
خدا رسید به فریاد و زاد راهت داد

 

بگو که نعمت پروردگار پنهان نیست
خدا که دست تو را خواند و دستگاهت داد

 

خدا که چشم تو را با نماز روشن کرد
خدا که فرصت تشخیص راه و چاهت داد

 

چقدر واقعه ی آسمانی و شفاف -
خدا به یمن دعاهای صبحگاهت داد

 

خدا که عاقبتی خیر و خوش عطایت کرد
خدا که آینه را نور، با نگاهت داد

 

قسم به روز، که خورشید، شمع خانه ی توست
قسم به شب که خدا برتری به ماهت داد

 

خدا که اشک تو را جلوه ی گهر بخشید
خدا که شعله ی روشن به جای آهت داد

 

خدا که جان تو را از الهه ها پیراست
خدا که غلغله قول لا الهت داد

 

جدا نمی شود از تو خدا، نخواهد شد
خدا رفیق سفر، بخت نیکخواهت داد

 

یتیم آمده ام، مانده ام، پناهم ده
مگر یتیم نبودی، خدا پناهت داد؟

 

حاج غلامرضا سازگار
ای امت رسول، قیامت بپا کنید
لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید
در ماتم پیمبر و تنهایی علی
باید برای حضرت زهرا دعا کنید
داغ پیغمبر است و بلایی‌ست بس عظیم
حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم

 

ختم رسل به سوی جنان می‌کند سفر
جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر
ریزید خون ز دیده که در آخر صفر
کز پیکر وجود، روان می‌کند سفر
دریای اشک، ملک خداوند سرمد است
بــاور کنیــد روز عــزای محمّد است
 
جان جهان ز پیکر هستی جدا شده
خاموش، شمع محفل نورالهدی شده
ملک خداست غرق در اندوه و اضطراب
واویلتا عزای رسول خدا شده
عالم ز دود فتنه سیه‌پوش می‌شود
حقّ علـی و آل، فـراموش می‌شود

 

باور کنید قامت حیدر خمیده است
رنگ از عذار حضرت زهرا پریده است
باور کنید بغض حسن مانده در گلو
خونِ ‌دل حسین به صورت چکیده است
خورشید، رنگ باخته و روز، چون شب است
یک کربلا غـم است که در قلب زینب است

 

سوگ رسول یا که غم بی‌نهایت است
یا نقشۀ شکستن رکن هدایت است
تیغ سقیفه گشته حمایل به دست خصم
او را هوای حمله به بیت ولایت است
امت پس از نبـی ره طغیان گرفته‌اند
با دست فتنه دامن شیطان گرفته‌اند

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار