رد يابي نشانه هاي جنون
محمد رضا محقق:
گفتيم كه هامون به لحاظ نشانه گذاري هاي جماعت روشنفكر، فيلم قابلي است. البته اين اقبال نمي تواند در هيئت يك قابله، خود هامون را بزاياند و در جهان ديگري كه ما بعد البرزخ مي ناميم و مي دانيم، سير دهد و تطوري فراتر براي او برگزيند و برگزار كند.
نه تنها چنين نمي شود؛ كه هامون در پس رشد روشنفكرانه خود به خودكشي مي رسد و به دريايي مي پيوندند نه براي شفاگري و دريابي، بلكه براي اسارت از اين رهايي هياهوزده بي پايه و اساس كه او را علي رغم نام ها و ننگ ها، به هيچ جا وابسته و پيوسته و به قول خودش آويزان نمي كند.
به كجاي اين شب تيره بياويزيم قباي ژنده و كپك زده خود را كه يكي از مشكلات جدي هامون، همان قصه هميشگي است؛ آرمان، ذهنيات، آرزوهاي فكري و انديشگي و در عين حال، واقعيت، زن، بچه، كار، اداره، ترافيك، دزدي، ريا، تناقض، تنافر، تضاد، دو گانگي، شك، ابهام، بي جوابي، سرگشتگي، حيرت و .....
زشتي هاي هامون زيبايي است. فيلم هر چه زشت تر مي شود زيباتر مي گردد؛ هر چه به لايه هاي جدي تر داستان نزديك تر مي شويم، راغب تر مي گرديم به ادامه جريان و به درك جذابيت هاي فكري، داستاني و روايي و در كل حيثيت معتنا به سينمايي فيلم.
«هامون»، ابداً فيلم بي هويتي نيست. هويت هامون در بي هويتي شخصيت اصلي آن است و در عين حال در جستجوگري ناشيانه، راهيانه، سير و سلوكانه و البته بارقه هايي از عرفان و تصوف ناكجا آبادي اش، و البته اين همه در ميانه معركه همكاراني كه مثل سوسك و مورچه در گرداب مدرنيته دست و پا مي زنند و همسري كه به دنبال حيف و ميل كردن پول و جور كردن قسط و تباه كردن زندگي هامون است، دنبال مي شود.
نشانه گذاري هاي هامون، دولت مثل عادت همه ما به نوع مطالعه، تحقيق و پژوهش و اساساً ذلت و تفريح و همه ابعاد ديگر زندگي، معجوني از همه چيزهايي است كه مي شود در اين وادي، با نگاهي مبتذلانه، حدس زد.
يك سر عرفان هامون به علي عابديني و علم و عقل معاد انديشش مي رسد و سر ديگر به كيركگارد و ترس و لرز مهجم و ثقيل و بدفهمش و در عين حال در كش و قوس ميان شاملو و لائوسه و حلاج و ابراهيم و بودا و ..... كار، كار براي كار نه چيز ديگه اي.
اينها كه اشاره شد همگي مفردات بود در باب هامون. اما اينكه هامون چرا هامون مي شود؛ بي ترديد برگشت به تلقي و منظره و نگاه سازنده كه هر يك از ما نيز مي توانيم جاي او قرار بگيريم، دارد./انتهاي پيام/