کد خبر:۳۳۹۱۰۲
شعر اختصاصی از سیاوش امیری
ای گـُرگِ گـُرُسنـه بوی خون تا کِی؟
بر کودکِ خواب و بی خبر یورش؟/بی عُـذر و بهـانه شرم یا پوزش؟
به گزارش خبرنگار حوزه هنر و ادب «خبرگزاری دانشجو»؛ سیاوش امیری، ادیب معاصر کشور، در مورد جنایات رژیم اشغالگر قدس شرعری سروده است که در زیر از نظر بگذرانید.
هان ای سگ هـار و گـُرگ دَرَنّـده
ای هستی ات از نِجـاست آکنده
ای هستی ات از نِجـاست آکنده
نَحـس و نَجـِس و پلـیـد کـرداری
ای مظـهـر نفــرت و ستـمـکاری
بـا وَق وَق و زوزه های بـیـهـوده
هرگـز نشوی ز وحشت آسوده
خون خواری و هاری تو بی درمان
در شأن تـو نیست واژه ی انسان
تَـردامن و نَحس و بدگِل و رنگی
کار تو چه؟ جـز جنایت جنگی!!
بر کودکِ خواب و بی خبر یورش؟
بی عُـذر و بهـانه شرم یا پوزش؟
ای گـُرگِ گـُرُسنـه بوی خون تا کِی؟
ای وحشی خیره سر جنون تا کِی؟
زنجیــری قــوم ِ اَنگـِلـوساکـسون
تولیدی دستِ فـِـرقــه ی ماسون
باشنده ی سرزمـیـن ِاشغــالی
ای مـوش کثیـف، بَـبـر پوشالی
ای تولـه ی مـحـفـل راکِفلـِرها
ای تُحفـه ی خاندانِ کِسلـِرها
ژانـدارم ِمنافـع ِ جهــانـخــواران
ای زاده ی جَعـل ِ آن تبهـکاران
ای نِکـبَـتِ جـــاودانـه! اُف بر تو
کودک کُش این زمانه اُف بر تو
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰