بيداري، سنگين است!
تاريخ اسلام، گوياي سيره و سيرتي است كه بزرگان و انديشمندان ما در راه ايجاد فضاي آزادي و تضارب و تعاطي افكار و پيشرفت و تعالي فكري در جامعه اسلامي پديد آورده و با استعانت از آزادي ميان اصحاب علمي و مخالفان ايشان، راه را براي يك مراجعه و رويارويي علمي و ايجاد محيط ارائه دلايل و شكل گيري استدلالات علمي فراهم مي آورند.
دقيقا در همين فضا بود كه گوهر ناب اسلام و عظمت پيام روشن و عاليقدر و بسيار سودمند و مورد نياز و آيين جهاني اسلام براي همه مردمان عالم، براي هميشه تاريخ به منصه ظهور و بروز مي رسيد.
البته در زماني كه محيط براي اين موقعيت هاي علمي و خلق اين چنين فضاهاي انديشگي فراهم تر بود، رونق علمي بيشتر و بهتري براي همگان به وجود مي آمد؛ مثلا در زمان امام جعفر صادق(ع) كه به مدد تلاش هاي حضرت در زمينه مباني فقهي مجاهدت هاي فكري و شاگردپروري هاي آن حضرت، فقه ما به عنوان جعفري معروف و مشهود شد، كرسي هاي مناظره از جمله نشانه هاي روشن آن دوران در زمينه توجه و رويكرد عملي دين اسلام و مذهب تشيع به مقوله آزادي انديشه و بيان بود.
در زمان حضرت امام جعفر صادق(ع) صحابه علمي حضرت و شاگردان مكتب فقهي ايشان، به مناظره با مخالفان فكري و حتي ملحدان و زنادقه مي پرداختند و معروف است كه در پايان يكي از اين مناظرات حضرت صحابه خود را به حضور فراخوانده و فرمودند كه در اثناي بحث، گاهي طرف مقابل حرف حق مي زد و استدلال درست و بجايي مي آورد، اما تو انصاف را رعايت نكرده و لجاجت مي ورزيدي و او را از چنين روند و رويكردي نهي مي فرمودند.
شهيد مرتضي مطهري در بياني در كتاب «پيرامون انقلاب اسلامي» اشاره مي کند كه تنها راه پيروزي اسلام در حضوري جدي و معتبر و پايدار در جهان، فكر و انديشه امروزي، «آزادي بيان» و مصاف روياروي علمي صاحبان و پيروان انديشه ناب اسلامي با مخالفان فكري و ساير انديشمندان عالم از هر طيف، گروه و سليقه ايست.
واقعيت تلخ اين است كه هم اكنون در جهان اسلام، چه از منظر نخبگان، چه دانشجويان و طالبان علم و چه ساير تريبون هاي علمي، آن محيط مناظراتي و آن كرسي هاي آزاد انديشي وجود ندارد و نوعي رخوت و نخوت و ركود مرگ آور علمي و فكري بر محافل آكادميك و ساير مجالس و نهادهاي علمي ما سايه افكنده است.
تو گويي هر چه فضا آكادميك تر قبرستاني تر!
محمدرضا محقق يام/