در آستانه حلول خجسته رمضان المبارك
رمضان نو بهار قرآن است، رمز آن رشد و رويش جان است.
داستان شكفتن ايمان، در مصاف نسيم رحمان است.
رمضان، قصههاي غمزهاي گل، داستان هزار دستان است.
شهر بركت، نزول رحمت حق، شهر اسلام و ماه فرقان است.
شهر جوع است و ذكر و صمت و سهر، هر نفس ذكر حي سبحان است.
ماه تمرين نفس و خودسازي است، ماه اوج عروج انسان است.
رمضان عيد عاشقان خداست، ليك ماه عزاي شيطان است.
رمضان شهر راز و درد علي، در دل چاه يوسف جان است.
مكتب درس سرخ عاشوراست، فصل سبز كتاب ايمان است.
مي نمايد جهاد اكبر را، اندر آن هر كه مرد ميدان ماست.
آن مسيحايي انفس سحرش، درد بي درد و درد، درمان است.
به به از عطر شام و افطارش، كه به از بوي مشك و ريحان است.
آنكه خالي نمود سفره دل، بر سر خوان دوست مهمان است.
نم نم اشك نيمههاي شبش، بر كوير دلم چو باران است.
در سحرگه نسيم استغفار، موجب ريزش گناهان است.
از مناجات و ذكر موجودات، غلغله در جهان امكان است.
گر بخواهي دعاي هر روزش، روزيت بزم لطف و احسان است.
در ابوحمزه ثمالي او، آبشاري زاشك و افغان است.
جوشنش درع اهل محراب است، افتتاحش كليد رضوان است.
شب قدرش اگر بداري قدر، دركش از الف شهر رجحان است.
آب كم جوي و تشنگي آور، گر ترا ميل آب حيوان است.
تا نميري كجا كني پرواز؟، اي كه جانت اسير زندان است!
كتب، بر تو هم صيام و قيام، بر تو اين امتحان يزدان است.
در كن از تن لباس دنيا را، همان نه گاه گناه و عصيان است.
لحظهاي سستي و درنگ اينك، قرنها ذلت است و خذلان است.
هان مترس كه فتح و پيروزي، از خداي عزيز و سلطان است.
ابوالفضل فيروزي (نينوا) /انتهاي پيام/