السلام اي نور بهار جان ما
السلام اي مرشد داناي عشق، السلام اي رهبر بيناي عشق
السلام اي نور بهار جان ما، اين نسيم زندگي قرآن ما
اي فداي تو حسين ابن علي (ع)، تو ز او، او زتو شد منجلي
چون كه آياتت به خونش نقش بست، نقشهاي جمله عالم را شكست
ساحران نطق و فرعون عنود، غرق درياي تو اند و در سجود
زنده گردد مرده از طامات تو، اي مسيحايي دم آن نفحات تو
گرچه افسون تو باشد ماه و مهر، پاك باشد دامنت از شعر و سحر
كوه را تاب تجلاي تو نيست، نيست آن سينه كه سيناي تو نيست.
مظهر زهراي حي لايموت، اي به ختم الانبياء باشي ثبوت
معجز جاويد خيرالمرسلين، آفتاب عشق، اي نور مبين
ظاهرات درياي ناپيداي كران، باطنت را نيست پاياني بر آن
علمهاي اولين و آخرين، در تو گردآورده رب العالمين
نيست رطب و يابسي درد و جهان، كه ندادي از وجود آن نشان
پس فداي تو همه هستي ما، اي خمار ماواي مستي ما
چشمه سار نور در ظلمات خاك، زالتهابت جان ما شد چاك چاك
جان به عشقت گر نمي افروختيم، در لهيب بولهب مي سوختيم
اي پناه ما به هنگام خطر، اي كليد فتح و اي باب ظفر
اي شفيع عاشقانت روز حشر، اي حصين مومنان زآفات دهر
در هجوم دردها درمان تويي، در كوير سوزها، باران تويي
عروه الوثقي اي بام آسمان، حق و باطل را ترازو هر زمان
اي سفينه عشق، مصباح الهدي، ثقل اكبر، اي تجلاي خدا
اي مضل كافرين و ظالمين، هادي ما، رحمه للعالمين
حجت بالغ زخلاق مجيد، شاهد و مشهود و شهلا و شهيد
مونس شبهاي تار بي كسي، قسمت هر روزه بي دلواپسي
صيقلي بخش دل زنگاريم، زنگ بيداري، دم هوشياريم
بي تو پا مال زمستانيم ما، با تو دايم در نوبهارانيم ما
آفتاب انس و جان بر ما بتاب، اي دليل خويش، اي عاليجانب
ابوالفضل فيروزي(نينوا)