قلعه شد تهي ز آفتاب، قلعه شد تهي ز سرگذشت
آخرین اخبار:
کد خبر:۴۱۹۰۶
يادكردي از زنده ياد پرويز مشكاتيان

قلعه شد تهي ز آفتاب، قلعه شد تهي ز سرگذشت

طراوت داهيانه‌اي كه از ميان نت هاي موسيقايي آن سنتور هميشه خاكي بر مي‌آمد و بر دل مي نشست، چيزي از ميان بغض هاي سال‌هاي دور ما بود كه هم‌رنگ خاك داشت و هم نشان افلاك.

ما بر آستان جانان بوديم و نمي دانستيم اين سترگ دوست داشتني از زير تداعي ترنم‌هاي كدام انسان اهورايي مي طراود و چون نيسمي از درياي دل به مشام جان فرو مي نشيند، با اين حال او آشناترين نغمه سراي اين سرا بود، بر آستان جانان.

آن همه سال هاي خاطره، آن همه چشمان تر و تيره، از پشت خاك و خلوص و خلوت و خدا، ميان روزهاي ابراندود ما، جلوه هايي از صلابت و نحافت ايمان و دل و عشق آفريد و ماناترين شد و … رفت!

كسي كه رفت، رفت، اما مگر مي شود، مگر مي توان در مخيله روزگاران گنجاند كه كسي، بزرگ كسي كه توانست خالق نغمه آسماني بر آستان جانان باشد، ديگر نيست.

نه! او هست تا آستاني هست و تا جاناني و تا جان كه دلي در آن بتپد و رومي كه از آن جلا گيرد.

درگذشت هنرمند فرهيخته و خوش قريحه هم‌روزگار ما، كسي كه ذوقش تماماً در تدارك لحظه‌هاي شگرف دلدادگي هم‌روزگارانش گذشت، مرحوم استاد پرويز مشكاتيان بر تمامي علاقمندان و بهره مندان از هنر آسماني او تسليت و تعزيت باد و راه او كه پيمودن همدلانه سنت هاي موسيقايي ما بود، پر رهرو باد!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار