اشاعه فحشا به همين راحتي!
آخرین اخبار:
کد خبر:۴۳۷۴۵
به بهانه تحلیل یک فیلم مستهجن در روزنامه اعتماد؛

اشاعه فحشا به همين راحتي!

اين مهم نيست كه در خلال فيلم اعترافات متهمان اغتشاشات اخير، فيلم دادگاه گاليله پخش مي‌شود. اين مهم نيست كه در اوج سخنراني‌هاي منتخب قانوني مردم، فيلم «تمام مردان رئيس جمهور» از شبكه ملي جمهوري اسلامي به نمايش در مي‌آيد...

تدارك دوستان ما در حيطه معرفي و شناساندن فيلم هاي خاص و ويترين سازي براي آنها در حيطه اي از تداخل ميان اشاعه فحشا و نقد سينمايي كماكان در رفت و آمد است و بعد از اين همه سال و آن همه اتفاق که منجر به چنين فضاهايي شد، ظاهراً هنوز بايد به اين تداخل و تلاقي تن داد . بايد تن داد؟!

اين مهم نيست كه در خلال فيلم اعترافات متهمان اغتشاشات اخير، فيلم دادگاه گاليله پخش مي‌شود. اين مهم نيست كه در اروج سخنراني‌هاي منتخب قانوني مردم، فيلم «تمام مردان رئيس جمهور» از شبكه ملي جمهوري اسلامي به نمايش در مي‌آيد! براستي آن همه وقايع كاملاً اتفاقي! ديگر هم مهم نيست، حتي اگر اتفاقي نباشد كه نبودند.

اما مواردي از اين دست از عمد يا به اتفاق - اصلاً يعني چه كه يك فيلم اتفاقي پخش شود؟ مگر ممكن است؟ تا به حال از خودم نپرسيده بودم! – قابل چشم پوشي نيست، فيلمي كه در سراسر مضمون و درامش بر مدار سكس و شهوت و ارضاء و معامله بر سر انسانيت و حيوانيت است، در روزنامه اي كثيرالانتشار، قدر بيند و بر صدر نشيند و مفصلاً به معرفي و شناسايي‌اش همت گماشته شود.

روزنامه اعتماد، در شماره يكشنبه 19/مهر 88 در متني با عنوان «كابويي براي تمام فصول»،‌ به قول خودش به تحليل «ساختاري» فيلم مستهجن «كابوي نيمه شب» اثر "جان شله زنيگر" و آن هم به بهانه 40 سالگي‌اش – فيلم به مثابه انسان و جشن تولد 40 سالگي (!) – پرداخته است.

آيا اهميتي دارد كه چه ميزان از يك فيلم به معناي مورد قبول جامعه و «مردم» مستهجن باشد؟ آيا مضامين و حركات دراماتيك و نوع روايتگري، خاصه در مديوم سينما، با آن نوع تصوير پردازي مهم‌تر است يا كميت به قول دوستان صحنه‌هاي مشكل دار؟!

متاسفم! ظاهراً همه چيز در كشاكش سياست و رو كم كني و تلافي و عقده گشايي و ويژگي‌هاي «بزن در رو»، بي سياسي كاران و دغل بازاني كه به هيئت هنرمند و منتقد درآمده‌اند، به بازي گرفته شده و از آن جمله دين مردم، اخلاق مردم، اصالت مردم و ... و ديگر هيچ! اگر اينها، ميدان معركه گري، مزوران و مزدوران اجانب و اسافل شوند،‌ واقعاً ديگر چه مي‌ماند؟

ظاهراً دوستان رسانه ملي، هم پيش از اين همين اثر را در «صد فيلم» نشان داده‌اند! من كه باور نمي كنم! چطور اين همه تصوير را سانسور كرده‌اند، تصاوير را هم كه وصله پينه كرده باشد، با مضامين و قصه‌ها و نمادها چه كرده‌اند؟

تدارك دوستان ما در معرفي و شناساندن «فساد و فحشا» در قالب هنر سينما، ‌به جاي باريك كشيده شده است؛ به اشاعه فحشا.

ظاهراً همه ‌دست روي دست گذاشته‌اند تا در اين هياهوي فتنه، خدايي نكرده به چيزي متهم نشوند!

مي‌ماند «دين و آيين» كه آنهم در امان خدا»!

نه! ديگر خشم، سلاح سبك شدن نيست، سكوت مي‌كنم و در خود مي‌شكنم آرام! اما قلبم مملو از نفرت است از آنان كه دين را به تمسخر و توهين و ريشه كني گرفتند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار