چيزي ميان تبختر و تفاخر
محمدرضامحقق-گروه ادب و هنر؛ اگر ساختار نه چندان بديع و در عين حال ثقيل و فربه فيلم قبلي، فضاي تراژيک و شبه ملودرام را براي خود برگزيده بود، اينک در «قاعده بازي»، موقعيتي کمدي ابزاري براي بيان تصويري ثقلت و سختي شده است.
البته شايد انتخاب عنوان «گروتسک» براي زير ژانر کمدي کلاسيک گونه اي که در فيلم رديابي مي شود، راهکاري فريبناک به نظر برسد و شايد براي انحراف ذهن مخاطب، اما آنچه بيش و پيش از اين عناوين دستگير او مي شود اغتشاشي است که ساختار و فرم اثر را در گيروداري بهت آور، مبتلا ساخته است.
چيزي که نه تنها ابزوردسازي سينماورزانه نيست، بلکه به دور از عمق يابي هاي تجربه شده سينمايي در ژانر کمدي کلاسيک، تنها محصول يک بدفهمي از اين موضع و توليد اثري زننده است که به هيچ وجه نتوانسته در خلق فضاي «خاص»، «سرآمد» و «جذاب» که از مولفه هاي ابزوردگرايي است موفق شود.
متلاطم بودن «قاعده بازي» ميان عدم فهم درست و جامع از «کمدي کلاسيک» قاعدتاً ربط چنداني به فقدان عقبه و تاريخ فيلمسازي در اين گونه سينمايي در سبقه سينماي ايران ندارد، بلکه محصول عدم مطالعه، تجربه و بينش درست سازنده اثر است.
«قاعده بازي» نشان دهنده و مصداق تام و تمام اين نکته است که «سينما ورزي» و توليد اثر فاخر قابل قبول و دوست داشتني در هر ژانري، در کنار نياز به مطالعه «چند کتاب در باب گونه مورد نظر براي ساخت فيلم»، محتاج حس زيبايي شناسي نوع خاص ژانر، مطالعه عميق و در عين حال حسي آثار پيشين و البته اتودزني هاي متعدد براي به محک گذاشتن توانايي فردي براي حرکت در چنين مسيري است که بعيد به نظر مي رسد در مورد «قاعده بازي» اين اتفاقات رخ داده باشد. مولفه هاي شکل دهنده «قاعده بازي» مجموعه غير منسجم و نامتجانسي است.
فيلمنامه اي که ظاهراً تنها وامدار همان تعبير «کمدي گروتسک» است و در عين حال، کش و قوس هاي تکه تکه و پراکنده اش، نه تنها ريتمي بديع و قابل قبول به آن نمي بخشد بلکه حس دافعه برانگيز برآمده از شلختگي را براي تماشاگر به همراه دارد.
فيلمنامه به نوعي از دست رفته است و بخش هاي متعدد آن به جزايري از هم مختار و جدا مي ماند که ابداً در خدمت يک «کل» متشکل و قاعده مند نيست./انتهاي پيام/