معاون سیاسی امنیتی استانداری یزد در دیدار با تشکل های دانشجویی مطرح کرد؛
کد خبر:۴۷۲۱۴۰
گزارش/
سریال یورش اوباش به دانشجویان ادامه دارد/ این قسمت: دانشگاه یزد! +فیلم
افکار عمومی بیصبرانه در انتظار معرفی و مجازات آمرین و عاملین آشوبهای سریالی در دانشگاههای کشور از سوی مقامات قضایی هستند.
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، تَحیر دانشجویان از فضای یکطرفه جلسه ادامه دارد؛ دانشجویانی که از خودگویی و خودخندی سخنران خسته شدند، تقاضای فرصتی را دارند تا ابهامات و سؤالات خود را بیان کنند، که البته با مخالفت عوامل برنامه مواجه میشود. حوصله دانشجویان سرآمده، سخنران همچنان مشغول است! این حد از اختناق با اعتراض دانشجویان همراه میشود، آنها که دیگر طاقت مونولوگهای آقای اصلاحطلب را ندارند، گلایه میکنند، وی اما بی اعتنا به همه جا بر میخیزد؛ عبا به دوش میکشد؛ و میرود! نوبتِ چماق به دستها است؛ همان اوباشی که به همراهی آقای اصلاحطلب به دانشگاه آمده بودند، و آماده بودند تا در فرصت مناسبی آشوب کنند. دانشجو باید تاوان دهد، تاوان حقیقتطلبی را، ضرب و شتم آغاز میشود. چند نفری کتک میخورند، بعضیها از حال میروند، پای یکی از دانشجویان میشکند؛ آقای اصلاحطلب به خوبی توانست از عهدهی اجرای مأموریتش برآید. این تنها یک پرده از نمایشی بود که موسوی لاری به همراه چماقدارانش در دانشگاه یزد اجرا کرد.
علیرضا زارع شهرآبادی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجو، با اشاره به اتفاقات اخیر در حضور موسوی لاری در دانشگاه یزد و شکسته شدن پای وی در این مراسم گفت: روز گذشته معاون سیاسی امنیتی استانداری یزد مطالبی را در این خصوص بیان کرد که ما نسبت به این صحبت ها معترض هستیم و باید وی و مسئولان دانشگاه جوابگو باشند.
این حد از خشونتی که چماقداران همراه شیخ لاری در ضرب و شتم دانشجویان بی گناه به کار میگیرند، باورکردنی نیست. با این همه برای تنویر افکار عمومی چاره ای جز انتشار فیلم یورش ناجوانمردانهی آنها و ضرب و شتم دبیر یکی از تشکلهای دانشجویی دانشگاه یزد نیست، حملاتی که موجبات انتقال وی به بیمارستان را فراهم کرد. «خبرگزاری دانشجو» پیشاپیش بابت انتشار این تصاویر پوزش میطلبد؛ تصاویری که دوست نداشتیم منتشر کنیم:
نمایشی که شیخ لاری روز گذشته در دانشگاه یزد اجرا کرد، بی شباهت به غائلهای نبود که شانزده سال پیش و به همراه دیگر دوستانش در کوی دانشگاه تهران به پا کرد. آن سالها نیز در گیر و دار وقایع سال هفتاد و هشت، تمام شواهد از دست داشتن برخی مسؤلین وزارت کشور در به آشوب کشاندن فضای دانشگاه حکایت داشت. شیخ لاری که آن زمان وزیر کشور بود، در جمع دانشجویان معترض در کوی حاضر شد؛ اما آن روزها هم وقتی با سؤالات و مطالبات گستردهی دانشجویان مواجه شد، تاب نیاورد و بعد از یک عمامهافکنی از میان آنها گریخت. بعد از آن نوبت چماقداران نزدیک دولت بود تا با تحریک دانشجویان آتش غائله را شعلهور کرده و از دانشجویان تاوان بگیرند، تاوان حقیقتطلبی را!
عمامهافکنی شیخ لاری در غائله ۷۸
شیخ لاری به خوبی قواعد «عمامهافکنی» را میداند، عمامه افکنی برای خودزنی، برای مظلومنمایی. حالا شانزده سال از حوادث کوی گذشته، او اما همچنان مشغول خودزنی و عمامهافکنی است. از ماجرای قرچک ورامین بگیر تا فجایع روز گذشتهی دانشگاه یزد. او به خوبی میداند کجا باید عمامهاش را به زمین بیافکند و به یاری چماقدارانش فضای دانشگاه را ملتهب کند؛ عمامهای که به نظر میرسد به سرش زیادی گشاد است!
خودزنی و مظلومنمایی این روزها به کارویژهی اصلاحطلبان افراطی تبدیل شده است. جماعتی که به خوبی از رویگردانی مردم از اندیشهها و تفکراتشان آگاهاند و مدتها است برای استمرار حیات سیاسی به روشهای رادیکال و اجرای اَشکال مختلف خودزنی در ملأ عمومی روی آوردند. به این ترتیب این روزها چهرههای مختلف افراطی دوره افتادهاند و دانشگاه به دانشگاه به حاشیهسازی و اخلالگری مشغول اند، آرامش و امنیت دانشگاه همان چیزی است که این جماعت تندرو از آن هراسناک اند، چه اینکه میدانند دادگاه منطق و عقلانیت جز به طرد آنها از سپهر سیاسی ایران رأی نخواهد داد، آنها از عقلانیت گریزان اند، از منطق و از گفتگو؛ آشوبگری مأموریت ویژهی آنها است. آنها به خوبی میدانند: اصلاحات خون میخواهد!
این روزها خودزنی افراطیون در صحن دانشگاهها به نحو نگران کنندهای ادامه دارد. «خبرگزاری دانشجو» پیشتر و با بررسی مستند عملکرد تاریخی این جماعت تقریباً در آستانهی هر انتخابات (بیشتر بخوانید: «عمامهافکنی» برای خودزنی سیاسی ) و البته با بررسی تحرکات اخیر در دانشگاههای کشور، کوشیده بود تا ابعاد مختلف سناریوی شوم آنها را افشا کند. (بیشتر بخوانید:
تئاتر خیابانی خودزنها!/ چه کسی مسؤل کتک خوردن دانشجویان است؟ +فیلم )
با این همه معالاسف تحرکات صدامنیتی این جماعت زیر سایهی سکوت معنادار مقامات دولتی همچنان ادامه دارد، پروژهی جدید اصلاحطلبان افراطی، دانشگاه به دانشگاه پیش رفته و هر روز فُرم رادیکالتری به خود میگیرد. دانشجویان اما قربانیان بیگناهِ نمایشِ خودزنیِ این جماعت برای قدرتطلبی هستند. شهوت قدرت هواداران تئوری «خونریزی برای بقا» را کور و مست کرده است. پروژه ای که تقریباً با شکل و شمایل ثابتی در دانشگاههای مختلف کشور در حال انجام است. اوباش و چاقوکِشها به همراه معمولاً یک چهرهی شناخته شدهی خلافکار به دانشگاه رفته و با اخلالگری امنیت و آرامش استان را به چالش می کشند، بعد هم با وارونهنمایی ماجرا و به یاری بوقچیهای زنجیره ای اقدام به خودزنی و مظلومنمایی پیش چشم مردم میکنند. میبینید؟! ابداً سناریوی پیچیده ای نیست! سناریویی که در روزهای اخیر بارها و بارها در دانشگاههای مختلف کشور تکرار شده؛ با این همه همچنان گماشتگان دولت در دانشگاهها از کشف و خنثی کردن آن ناتواناند! سکوت مقامات دولتی در برابر تواتر آشوبگری جماعت عمامهافکن ابهامات فراوانی را برای افکار عمومی ایجاد کرده است. آنقدر که به نظر میرسد دولت تمایل چندانی برای حفظ و تأمین امنیت دانشگاه در آستانهی انتخابات اسفند ماه ندارد، دست کم تا امروز که چنین بوده!
دانشگاهی که قرار بود مأمنی برای پژوهش و علماندوزی دانشجویان باشد، این روزها به قصابی فرهنگ تبدیل شده است. سکوت دولتیها جایگاه علم و شأن دانشجو را لگدمال خودزنی چماقداران کرده است. پروژهی آشوبگری افراطیها زیر سایه ی سکوت مسؤلین ادامه دارد و مالیات دهندگان ایرانی شاهد قربانی شدن فرزندانشان زیر چاقوی شهوات قدرتطلبانهی این جماعتاند. معلوم نیست چند دانشجوی دیگر باید کتک بخورند تا یخ بیتفاوتی مسؤلین امنیتی شکسته شود؟ افکار عمومی بیصبرانه در انتظار معرفی و مجازات مسببین آشوبهای سریالی در دانشگاههای کشور از سوی مقامات قضایی هستند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
اونکیه تنش برا کتک ...... مرد باشه حداقل لباس پیامبر(ص) رو به تمسخر نگیره.
خاک بر سرشان قدر ولایت و امنتیت را نمی دانند
وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد
در اون صورت لباس جهاد پدرم را می پوشم و وارد دانشگاه می شوم