مسافران شمس العماره دلنوازانند!
آخرین اخبار:
کد خبر:۴۸۸۰۴
نقدی بر عملکرد رسانه ملی به بهانه پخش سریال های روتین اخیر؛

مسافران شمس العماره دلنوازانند!

اگر امام (ره) پاپ نبود كه نبود، صداي و سيماي ما هم نه بي بي سي فارسي است و نه ام بي سي عربي؛ اگر بنا بود كه پس از سه دهه، خودمان را به كشتن بدهيم تا به همان چيزي برسيم كه غربي ها رسيده اند، ديگر چه انقلابي؟

محمد آرمان - گروه ادب و هنر؛ به نظر مي رسد به همان ميزان كه مديران رسانه ملي به ساخت و  پرداخت شعارهاي مطنطن و دهان پركن درباره برنامه ريزي ها و تدوين گري ها و از اين دست هرزه درايي هاي عبث مي پردازند، نتايج عملي اين اقدامات، درهم ريختگي و ترويج اباحه گري و مصرف گرايي و تجمل پرستي و هدم تمام آن چيزهايي است كه اين ملت برايش انقلاب كرده است، خون و جان داده و تا هم اينك با گوشت و پوست و استخوانش از آن دفاع كرده است.

منظور نظر نگارنده و مقصودش از آدم هايي كه با اين تعابير از آنها ياد مي كند، مطلقاً و صرفاً پا برهنه ها هستند و همان كساني كه امام عزيز، انقلاب و نظام را متعلق به آنها و آنها را ولي نعمت خود مي دانست.

در همين سريال به اصطلاح طنز مسافران – اين هم از مظلوميت واژه طنز – در سيما به آن شكل وقيح و مضحك و چندش آور ازدواج و كانون گرم خانواده مورد استهزا و تمسخر قرار مي گيرد و يا در سريال شمس العماره سنت خواستگاري تبديل به محلي براي عرضه دخترك دم بخت، با آن «پلوراليسم منشي» و روشي در مواجهه با خواستگاران (؟!) متعدد و متنوع و خوش آب و رنگ مي شود.

يا در سريال دلنوازان كه عرصه ديالوگ پردازي عشوه گرايانه مشتي دختر و پسر جوان با هيچ تدارك و تدبيري در صنعت بصري و ميزانسن تلويزيوني و صرفاً بناي مقتضيات زمانه آن هم صرفاً در شمايل مطلوب بخشي از افراد جامعه، مهيا و عصبيت هاي داستاني و روايي و برخوردهاي كلامي پريشانگر چاشني درام و حركات و سكنايي مي شود كه بيشتر به رفتارهاي مبتديانه جوانك هاي خام و پرسوداي امروزي مي ماند و نه يك سريال آموزنده در «افق رسانه اي» دانشگاه صدا و سيماي جمهوري اسلامي!

تعارف به كنار، ظاهرا دوستان صدا و سيما را به محل یکه تازی کسانی کرده اند که شاید هیچ دغدغه ای نسبت به آنچه هنوز اسمش را می شود آرمان و آرزشهای انقلابی ملت ایران گذاشت، ندارند.

متاسفانه امروز صداوسیمای ما به يك نمایشگاه تصويري در تحت رنگ و لعاب باسمه اي و پر كننده عريضه از دين و آيين، آن هم در سطحي ترين و بي تاثيرترين صورت و شمايلش تبدیل شده است.

هنوز بر دلسوزان انقلاب و هنردوستان واقعی این مرز و بوم مشخص نیست که این دوستان پرمدعا كه چنين بي محابا و مهيب به جنگ ارزش هاي اصيل و اصالت هاي مجيل اسلام و انقلاب در آمده اند، به چه دلیل چندان چون سربازان جنگ نرم در داخل كشور، به هدم مستمر و مدرج و يكپارچه تمام آن چيزهايي مشغولند كه فلسفه وجودي انقلاب و نظام و مهمتر از آن دين و آيين است.

از آن طرف هم آ نچنان فضاي پر زرق و برق تبليغاتي را براي محصولاتشان تدارك مي بينند و منتقدان را به هزار و يك عيب و ايراد غرض و مرض متهم مي كنند كه يا بايد عطاي نقد را به لقايش بخشيد يا هزار و يك نيش و تهمت را به جان خريد و يا ... هيچ كدام، مثل آدم هاي خنثي و باري به هر جهت، آدم آهني صفت، رفت و آمد و ديد و شنيد و دم برنياورد و هيچ نكرد و نگفت.

آيا بنا بود سرنوشت محترم و مكتوم ما اين باشد، پس از گذشت تنها سه دهه از بزرگترين انقلاب فرهنگي قرن؟!

آقاي ضرغامي در همين آخرين نشست خبري اش با خبرنگاران رسانه ها از منتقدين رسانه ملي خواست كه بي رحمانه صدا و سيما را نقد كنند.

نه آقاي ضرغامي! كار صداوسیما با اين جلسات باسمه اي و پر لبخند و نشست صميمانه به جائی نمی رسد؛ صدا و سيما نيازمند خانه تكاني جدي، تغيير سياست ها و تشكيل اتاق فكرهاي مدبر و كار بلد و نقاد است.

يادتان مي آيد سال هايي نه چندان دور كه بسياري از دلسوزان و متعهدان اين خاك، نرم و گرم يا سرد و عصبي، به هر شكلي از اشارت و توجه و تنبه و هشدار و اخطار گرفته تا تجمع و شكوائيه، شما از روند جنگ نرمي كه در رسانه خودتان عليه ارزش ها و اصول اسلامي و انقلاب برپاست، با خبر و برخورد داشتند، اما...

اگر امام (ره) پاپ نبود كه نبود، صداي و سيماي ما هم نه بي بي سي فارسي است و نه ام بي سي عربي. اگر بنا بود كه پس از سه دهه، خودمان را به كشتن بدهيم تا به همان چيزي برسيم كه غربي ها رسيده اند، ديگر چه انقلابي؟/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار