عاشقانه اي گرم در آغاز فصل سرد...!
محمد آرمان-گروه ادب و هنر: سينماي عاشقانه در طول تاريخ سينما هميشه نمايانگر آثار متفاوت و درگيركننده اي بوده است كه به سهم خود توانسته بر جويايي و پويايي سينما به ميزان قابل توجه و اميدواركننده اي بيفزايد و فيلم پاريس دوستت دارم در رديف همين آثار و از جمله همين موارد است.
«پاريس دوستت دارم» فيلمي متفاوت از تمام فيلم هايي است که تاکنون ديده ايم.
فيلمي که داستان يکدست و از اول تا به آخر ندارد بلکه روايت شانزده داستان کوتاه عاشقانه است که اگرچه با هم تفاوت هاي ظاهري و روايي فراوان دارند اما با دو رشته نامرئي به هم وصل شدهاند: پاريس و عشق!
مجموعه داستان هاي تصويري و کوتاه عاشقانه در لوکيشن شهر پاريس. درست مثل يک کتاب مجموعه داستان هاي کوتاه اما به هم پيوسته. داستان هاي عاشقانه فيلم روايتگر عشق بين آدم هاست.
نه يک نوع عشق که انواع آن. عشق جوان ها، عشق پيرها، عشق فقرا، عشق ثروتمندان، عشق تمدن ها (رابطه عاطفي پسري فرانسوي با يک دختر زيباي مسلمان)، عشق مادرانه، عشق سياهپوست ها، حتي عشق خون آشام ها و بالاخره عشق به پاريس.
روايتي گاه طنز، گاه دراماتيک که به بيبننده امکان مي دهد در طول روايتها با شخصيت ها همذاتپنداري کند. به موقعيت هاي طنز بخندد و يا از روايت هاي تراژيک به گريه بيافتد.
روايت هاي داستاني در «پاريس دوستت دارم» که با نماهاي کارت پستالي از شهر زيباي پاريس همراه است در ابتدا ساده و بي تکلف آغاز مي شود اما کم کم بر پيچيدگي آنها افزوده مي گردد.
نويسندگان اين کار مشترک، تلاش کردهاند تمام جوانب و روايت هاي ممکن از عشق را در يک کتاب تصويري شانزده قسمتي به تصوير کشند. چنين کاري البته غير ممکن مي نمايد اما از جذابيت ها و زيباييهاي «پاريس دوستت دارم» چيزي نمي کاهد.
روايت هاي داستان گاه بر محمل ديالوگ هاي طولاني و آرام ميان بازيگران سوار است و گاه تحرک بيشتري به روايت مي دهد. گاه روايت از ابتدا تا انتها يکدست است و گاه فلاشبک هاي متعدد داستان را روايت مي کند. روايت گاه بر محور عاشق مي گردد و گاه بر مدار معشوق و گاه از ديد سوم شخص بيان مي شود.
هر چه هست «پاريس دوستت دارم» يک فيلم عاشقانه است در يکي از عاشقانهترين شهرهاي جهان که تماشاي آن خالي از لطف نيست./انتهاي پيام/