شاخ و دمي براي وطن فروشي!
محمد آرمان - گروه ادب و هنر؛ انتخاب «طلاي سرخ» و «دايره» آقاي جعفرپناهي از سوي نشريه بريتانيايي «گاردين» به عنوان دو اثر از مجموعه صدتايي بهترين هاي دهه گذشته، چندان غيرمنتظره و تعجب برانگيز نبود، اما نه از وجه سينمايي و ارزش هاي بصري و تكنيكي كه از اين جهت، چنين انتخابي به يك انتحار شبيه تر است تا چيزي ديگر.
«طلاي سرخ» و «دايره» صرفا در حوزه سينماي سياه و فمينيستي قابل سنجش اند و اگر از اين منظر قابل توجه باشند، از جهت كاركردهاي سينمايي، يا سينماي مردمي يا كار حرفه اي و سينماورزانه و تكنيك و فرم بصيري چندان قابل توجه و قدر نيستند.
اما اينكه اين اثر جزو صد فيلم برتر دهه گذشته محسوب مي شود و از سوي يك رسانه معتبر انگليسي، «گاردين»، قابل چنين مانور تبليغاتي و جلوه يابي ژورناليستي ديده مي شود، خود گوياي تمام آن چيزهايي است كه سال هاي سال است گريبانگير نام و نشان سينماي ايران در جهان شده است.
آيا «طلاي سرخ» گويا و جوياي تصوير درستي از جامعه امروز ايران است؟ آيا «دايره» نشان دهنده تمثال منصفانه واقعي از زن ايراني در جامعه امروز ماست؟
وقتي يك فيلم سينمايي در داخل كشور و در ميان مردمان يك سرزمين هيچ محمل و محفلي براي ظهور و بروز خود نمي يابد و هيچ جايگاهي منتظر آن نيست، نبايد خيلي بعيد باشد كه دنبال اين جايگاه و پايگاه در رسانه ها و جشنواره هاي كشورهاي ديگر و البته فقط بعضي كشورهاي غربي ها بگردد!
تصوير تاريك و زشت و چندش آور و كثيفي كه در دو فيلم «طلاي سرخ» و «دايره» از ايران اسلامي و انقلابي به تصوير درمي آيد، به راستي تكان دهنده و حيرت آور است.
با ديدن اين دو فيلم به اين حقيقت پي مي بريم كه چگونه يك ايراني فيلم ساز، حاضر مي شود براي بدست آوردن دل و ديده مشتي رجاله غربي و چندي ژورناليست پست و بي شرافت، چنين ناجوانمردانه، حيثيت ملي و سيماي سرزميني اش را به لجن بكشد و تصويري چنين مهوع و وحشتناك از ايران بسازد و به آنها بفروشد.
واقعا به چه قيمتي؟!
/انتهاي پيام/