مرز در عقل و جنون باريك است
درك رابطهاي كه ميان علم آوري، فلسفه علم و خرد انسان وجود دارد و نسبتي كه ميان افزايش سطح علمي بشر و ارتقاء بينش او پديد ميآيد به نوعي دربردارنده يكي از دغدغه هاي هميشگي انسان است؛
زآگهي مان جهل ماند و جهل ماند از آگهي
و آنکه بفهمد به جاودانگي ميپيوندد، اسپينوزا با اين بيان، بناني معطوف به فلسفه علم به آدمي مي بخشد كه رهآورد اوست.
انسان تنها موجود صاحب حياتي است که همواره در پي فهميدن بوده و هست، او از زماني که خود را آگاه و صاحب شعور يافت، به دنبال يافتن علت وجودي خويش و راز کاينات برآمده است.
در اين راه چه بسيار بودهاند افسانه ها و اسطورههايي که آدمي براي پوشاندن جهل خويش نسبت به آنچه نميدانسته ساخته و پرداخته است، «علم» حقيقتاً بزرگترين دستاورد بشريت براي پاسخ به پرسشهاي مکرر و بي پايان او در مورد جهان است.
علم بشر البته هيچگاه کامل و عاري از خطا نبوده و همين بزرگترين فضيلت علم است که ابطال پذير و پيش رونده است، بر يافتههاي خويش تعصب نميورزد و هميشه رو به سوي تکامل گام بر ميدارد بي آنکه قصد رسيدن به نهايت را داشته باشد.
با اين حال علم انسان آن قدر گسترده و فراخ است (و البته اين گستردگي در دنياي امروز چندين برابر شده) که رسوخ علم موازي (شبه علم) و علم دروغين در آن اجتناب ناپذير ميكند، از اين رو براي اصحاب علم و انديشه، شناخت علم، شبه علم و علم دروغين و راههاي تمايز آنها از يکديگر امري لازم است.
علم، شبه علم و علم دروغين، بررسي راههاي شناخت، نام کتابي است از هانري- ژري ارس دانشمند و پزشک بلژيکي، کتاب با مقدمه کريستيان دو دوو در مورد ارس آغاز ميشود.
ارس دانشمندي که تا کنون جوايز متعددي (مانند جايزه فرانکي از بلژيک، گاردنر از کانادا و ولف از اسراييل) برنده شده و حتي با نامگذاري يک بيماري به نام بيماري ارس، بالاترين ستايش به عنوان يک پزشک از او گرديده است، در اين کتاب از حوزهاي سخن ميگويد که معمولاً فلاسفه و خصوصاً فلاسفه علم در آن قلم ميزنند.
در عين حال در تمام کتاب ميتوان رد پاي يک پزشک و يک زيست شناس را ديد، اگرچه موضوع کتاب مرتبط با فلسفه علم باشد، ارس در کتابش از جهان برون و از مغز انسان به عنوان سرچشمههاي شناخت نام ميبرد.
بدون شک تئوري تکامل داروين يکي از تئوريهاي علمي است که عميق ترين تاثيرات را بر جهان علم و فلسفه گذاشته است، ارس کتابش را با تبارشناسي انسان بر مبناي تئوري تکامل آغاز ميکند، ابتدا انسان کاردان در آفريقاي امروزي ميزيسته است، 500 هزار سال بعد انسان راست قامت جانشين او شده است و بعد انسان هوشمند تا اينکه انسان هوشمند هوشمند (بشر امروز) در انتهاي زنجيره تکامل انسان به وجود آمده است.
علم از چه زماني به وجود آمده است؟ قطعاً از زماني که نوشتار به وجود آمده است، با اين حال فن 2 ميليون سال قبل از علم به وجود آمده است؛ اما آيا علم به تنهايي براي پاسخ به سوالات بشر کافي است؟ ارس توضيح ميدهد که علم از «چگونگي»ها سخن ميگويد و اما نه از «چرا»ييها.
علم به ما ميگويد چگونه زمين به دور خورشيد ميگردد؛ اما چرا اين اتفاق ميافتد؟ به همين دليل است که انسان به علم اقناع نميکند، به فلسفه روي مي آورد و به خدا و مذهب، به هنر و رياضيات، هانري ژري ارس در اين کتاب ميکوشد با بياني ساده و در عين حال دقيق، ويژگيهاي راههاي شناخت و امکان تمايز علوم از شبه علوم و علوم دروغين را نشان دهد.
آنچنان که در جاي جاي کتاب ديده ميشود وي به کرات از کارل پوپر، فيلسوف برجسته انگليسي اتريشي الاصل، ياد و نقل قول ميکند تا نشان دهد که به لحاظ فلسفي تحت تاثير مکتب اين فيلسوف ارزشمند دنياي علم است.
کتاب علم، شبه علم و علم دروغين کتابي است کم حجم اما در عين حال بياندازه پر محتوا و خواندني، خواندن اين کتاب خصوصاً براي کساني که به عنوان دانشجو در مراکز آکادميک مشغول به تحصيلند، مفيد است؛ چرا که تجربه به ما آموخته دانشجوي ايراني امروزه در طول دوران تحصيلش با مفهوم واقعي علم و ويژگيهاي آن کمتر آشنايي پيدا ميکند./انتهاي پيام/