نقدی بر «بانو»
محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ سريال تلويزيوني «بانو» كه به عنوان سريال مناسبتي ماه محرم از شبكه سوم سيما به نمايش درآمده، به نوعي بازگشتي بود به تجربههايي كه پيش از اين در اين مناسبت شاهدش بوديم.
دو سال پيش سريالي به نام «ايراندخت» به نمايش درآمد كه تا حدودي از همين مولفه هاي ساختاري بهره برده بود، يا سال هاي دورتر كه سريال «شب دهم» حسن فتحي به نمايش درآمد و همان موقع توانست در جذب مخاطب و تصويرگري خوب و جذاب، موفقيت قابل توجهي به دست آورد.
سريال «بانو» از يك داستان اجتماعي – جنايي و با رويكردي خانوادگي در بستر وقايع سال هاي سيطره حكومت رضاخاني در تهران قديم شكل گرفته است.
حضور داريوش ارجمند و سياوش تهمورث در اين سريال نكته بارزي به حساب مي آيد كه بر جذابيت هاي صوري آن مي افزايد؛ هر چند بايد ديد كه اين حضور كه از پتانسيل قدرتمندي در عرصه بازيگري حكايت مي كند تا چه حد توانسته است در خدمت به خلق فضا و روايت داستاني سريال برآيد.
در سريال «بانو»، در عين حال كه موقعيت ها و ايده هاي خوبي در كنار لوكيشن هميشه جذاب و خاطره انگيزش وجود دارد، اما در نحوه روايت و نوع داستان پردازي اش چندان موفق جلوه نمي كند.
علاوه بر اين به نظر مي رسد در بحث شخصيت پردازي هم كار چنداني بر روي كاراكترهاي اين داستان صورت نگرفته و آن چنان كه بايد و شايد قوام نيافته اند.
اينكه سريال هاي تلويزيوني بتوانند با رويكردهاي تاريخي و مضامين اجتماعي، قالبي از توجه به فرهنگ محرم و اتفاقات ميهني و سرزميني و قومي را به منصه ظهور و بروز برسانند، امر بسيار لازم و مفيدي است، اما بايد به خاطر داشت كه از الزامات حتمي و جدي اين امر وجود نرم افزار داستاني خوب و سخت افزار اجرايي مناسب است.
به عبارت ديگر هيچ چيز نمي تواند جاي ميزانسن خوب تصويري را بگيرد تا خلل هاي داستاني و فرودهاي روايي را بپوشاند.
چينش بازيگران بايد از تناسبي در حوزه بهره مند باشد و بالاخره اينكه تمام اجزاي كار بتوانند در يك همپوشاني مفيد نحوه اي از روايت، داستان، فضاسازي و شخصيت پردازي را تدارك ببينند كه بتواند به هدف و مقصود سازنده اثر و اساساً نتيجه دلخواه يك مجموعه تصويري نايل آيد كه همان درگير كردن مخاطب و تاثير و تاثراتي است كه ميان اثر و بيننده پديد مي آيد.
اگر بنا باشد با توجه به تمام لوازم و دقايق مزبور، به سريال «بانو» نمره اي بدهيم شايد عدد چندان قابل توجه و خوشحال كننده نباشد، ولي حداقل اين است كه اين تجربه بتواند پشتوانه اي شود براي كارهاي بعدي تا آنچه به عنوان ضعف و عيب در اين كار به آن اشاره شد در نمونه هاي بعدي تبديل به نقاط قوت شود./انتهاي پيام/