جشنواره يا سوگواره؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۵۳۳۳
نگاهي به متن و حواشي جشنواره فيلم فجر(2)

جشنواره يا سوگواره؟!

 جشنواره فيلم فجر، اساساً هميشه خيلي خيلي شلوغ است اصلاً مهم نيست -عجالتاً- كه فيلم ها، با ارزش اند يا مزخرف يا نشست ها به درد مي خورد يا مفت نمي ارزند يا چرا اسپانسرها فرهنگ و ادب ندارند يا ... چيز هاي ديگر. الان آنچه ذهنم را درگير كرده اين است كه اين جشنواره چرا اينقدر شلوغ است؟

محمد آرمان - گروه ادب و هنر؛ يك ماراتن ده روزه كه عده اي با افكار و مشغوليت ها و مسئوليت ها و بي مسئوليتي هاي متنوع و مختلف و متضاد و گاه متفاخر دور هم جمع مي شوند و فيلم مي بينند.

عده اي در بولتن و روزنامه و ضميمه و نشست و برخاست و تريا و گعده و وعده هايشان، به همديگر -و يا احتمالاً به «ما»- جواب مي دهند و با همديگر مباحثه مي كنند و معلوم نمي شود چه چيزي را دنبال مي كنند يا چه چيزي برايشان مهم است.

جشنواره فيلم فجر، اساساً هميشه خيلي خيلي شلوغ است، اصلاً مهم نيست -عجالتاً- كه فيلم ها، با ارزش اند يا مزخرف يا نشست ها به درد مي خورد يا مفت نمي ارزند يا چرا اسپانسرها فرهنگ و ادب ندارند يا ... چيز هاي ديگر. الان آنچه ذهنم را درگير كرده اين است كه اين جشنواره چرا اينقدر شلوغ است؟ چرا همه جايش پر است سالن پر، تريا پر، محوطه جلو سينما پر، ورودي پر، باوركنيد اعصاب آدم خورد مي شود، نمي شود؟!

خب همه مي دانيم كه اساساً رشد جمعيت معضل جهان امروز است و براي خيلي از شلوغي ها چاره و راهكاري نيست. قبول! اما در جشنواره فيلم فجر، يك شلوغي هاي ديگري هم هست كه قطعاً مي شود جلويش را گرفت و آن هم بخش هاي مختلف و به شدت متنوع و شديداً عجيب و غريب و پر ادعا و دهان پر كن است. هر سال هم اين بخش ها توليدمثل مي كنند و افزوده تر مي شوند بي آنكه بدانيم – نمي دانيم؟! – چرا و چگونه؟

فرمود «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد» دوستان ما بايد يك روزي بالاخره به اين نتيجه برسند كه اضافه كردن اسم و بخش و بزرگداشت و نشست و برخاست و ... چاره اين حجم انبوه فيلم هاي تهي و معيوب و به درد نخور نيست و خواجه نبايد بيش از اين در بند نقش ايوان بماند!

جشنواره فيلم فجر را دوست ندارم. آرامشم را به هم مي زند. پر از عصبيت و ازدحام نفوس است. پر از فخر فروشي است. پر از ادعا و تعارف و دروغ است. من -شايد به خاطر شرم و روحيه شهرستاني ام – نمي توانم به اين راحتي ها با دروغ و ادا و اطوار و فريب سرم را كلاه بگذارم يا هضم شوم وقتي بيش از هفتاد درصد فيلم هاي اين جشنواره غير قابل تحمل اند، چطور مي توانم از چنين معجوني آن هم با اين مخلفات،‌ لذت ببرم و آرام باشم؟!

شايد آنها كه از اين راه نان مي خورند، مصلحت باشد كه همه چيز را مثل خاكروبه زير فرش قايم كنند يا روز روشن توي چشم همه زل بزنند و بگويند همه چيز خوب است، بلكه عالي است و به شيوه گل و بلبل، شاد و خندان باشند، ولي من نمي توانم و نمي خواهم كه بتوانم.

من اگر يك برنامه خوب، يك نشست ارزشمند يا يك فيلم قابل احترام و خوب در همين جشنواره ببينم، تا پاي جان و با همه توان از آن دفاع خواهم كرد و حاضرم برايش مفت و مجاني هم تبليغ كنم كه كرده ام اما به هيچ قيمتي حاضر نيستم تبديل به آدم كوكي جريان و روندي شوم كه به روزمرگي و سخافت عادي و معمول و مالوف و مانوس، براي هميشه «آري» گفته و در پسش پناه گرفته. نه. از اين خبرها نيست هرگز!

 اينها را مقدمتاً گفتم تا برسم به بحث اصلي ام كه فرعي است بر آن نكته اول كه همان انتظام و استحكامي باشد كه براي هر جشنواره اي لازم است.

هر جشنواره اي بايد يك نقشه راه داشته باشد و تدوين و تنظيمي كه هم با نرم افزارش بيايد و هم با سخت افزارش بخواند.

معتقدم جشنواره فيلم فجر پس از بيست و هفت سال دقت كنيد پس از بيست و هفت دوره! از چنين چيز بديهي و اوليه و اوجبي تهي است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار