از سيمرغ بلورين تا جوجه اردك زشت!
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۵۴۵۶
نگاهي به متن و حواشي جشنواره فيلم فجر(3)

از سيمرغ بلورين تا جوجه اردك زشت!

استعداد و پتانسيل سينماگران حرفه اي و معتبر و كار بلد ما بيش از آن چيزيست كه در جشنواره فجر شاهديم برنامه ريزي ها هم نشان دهنده اين است كه برنامه ريزان يا نمي توانند از پس تدوين و تنظيم چنين رويدادي برآيند و يا نمي خواهند؛ دومي تعجب برانگيز و معمايي است و اولي دريغ آلود و تاثرآور.

محمد آرمان - گروه ادب و هنر؛ اگر واضح تر بخواهم بگويم،‌ اين جشنواره فيلم فجر يك حالت «سرطاني» دارد و به عبارت ديگر هيچ چيزش به هيچ چيزش نمي خورد. مديران، برگزار كنندگانش، ادعاهاي ماورايي و آرمانگرايانه و ايده آليستي فربه و بلند بالا و فراتر از داشته ها و يافته ها و تجربه هايشان دارند و در عين حال در اوليه ترين برنامه ريزي هاي جاري و ابتدايي در مانده و سر در گمند.

يكي از رگه هاي اين موقعيت همان بخش هاي مختلف و متنوع است كه هر سال هم مثل قارچ، يكي دو تا به آنها افزوده مي شود و حداقل از نتيجه و روندي كه طي مي شود، بدست مي آيد كه فكر جدي و انديشه معتبر و ورزديده اي پشت آن نيست. آخر عزيز من! تا قيام قيامت كه نمي شود به «داريم تجربه مي كنيم» شما دلخوش بود و دندان روي جگر گذاشت و تحمل كرد! مي شود؟!

مثلاً همين بخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم كه ظاهراً امسال فقط مال فيلم هاي اول است. وقتي يك جشنواره از انتظام و فكري كلي و پوششي و همه جانبه بي بهره باشد، همه چيزش مثل جزاير جداگانه و خود مختار، عمل مي كند و هر كسي ساز خود را مي زند و در نهايت كار به صورت معجوني در مي آيد و بي آنكه صداي آشپز بلند شود، مشتري درمانده را مي سوزاند و داغان مي كند.

تفكيك فيلم اولي ها از سايرين، انسان را ياد شيوه هاي قديمي و سنتي مكتب خانه هاي قديم مي اندازد كه شايد در آن دوره در آن شمايل كارگر مي افتاد ولي براي جشنواره اي بين المللي و پس از حدود سي سال‌، كمي دمده و دفرمه به نظر ميرسد.

چه بسا فيلم اول يك كارگردان، ‌بهترين اثرش باشد. چه بسا فيلم دوم يك كارگردان مثل تجربه «ترديد» وارروژ كريم مسيحي، پس از هيجده سال و بعد از فيلم درخشان و بي نظير «پرده آخر»، فيلم دومش محسوب شود آن وقت او و فيلمش را بايد در كنار «اخراجي ها 2» به قضاوت گذاشت و هر دو را در يك مختصات و مقياس و در يك رده به بررسي نشست؟ فكر نمي كنيد گاهي ظاهر و باطن اين جور موقعيت ها، علاوه بر غير عادلانه و بيجا بودنش، قدري هم مضحك و كميك مي شود و شده است؟!

يا از طرف ديگر، فيلم محترم و ارزشمندي مثل «تنها دوبار زندگي مي كنيم» ساخته اول بهنام بهزادي، با آن همه ظرافت و طراوت و ارزشي و تدبير و تدارك سينما ورزانه، بايد فقط در جرگه فيلم اولي ها – مثل كلاس اولي هاي دبستان – بررسي شود و چنين اثر دوست داشتني و تماشايي اي از جرگه سابقه اصلي سينماي ايران خارج شود فقط به اين دليل كه فيلم اول كارگردانش است؟

اين تفكيك ها كه برآمده از انديشه هاي فرسوده و فرسايشي و دستوري دوستان ماست بيش از آنكه به قضاوت و داوري درست و عادلانه كمك كند برآيند همان فقدان انسجام و انتظام است كه گويا قرار است با همين دسته بندي ها و اسم سازي ها پوشانده شود و جبران گردد اما تا كي؟

 معمولاً دوستان منتقدم ولي بد و بيراه هايشان را به جشنواره مي گويند، درآخر براي اينكه دلي از دست نرود و حظ بالقوه اي را احياناً از كف ندهند مي گويند كه با اين همه جشنواره را دوست دارند و به آن خو گرفته اند و چه و چه ...

به نظر مي رسد بعضي از اين جماعات منتقد هم برآيند همين فرآيند رخوت زده، مصلحت سنج و روزمره جشنواره اي هستند و چندان توقعي نمي توان از آن داشت.

استعداد و پتانسيل سينماگران حرفه اي و معتبر و كار بلد ما بيش از آن چيزيست كه در جشنواره فجر شاهديم برنامه ريزي ها هم نشان دهنده اين است كه برنامه ريزان يا نمي توانند از پس تدوين و تنظيم چنين رويدادي برآيند و يا نمي خواهند. دومي تعجب برانگيز و معمايي است و اولي دريغ آلود و تاثرآور.

با اين حال نگارنده بر آن است كه در هر حال آنچه حق مي بينند و به واقع مي نگرد بگويد حتي اگر خلاف جريان عادي آب باشد. حتي اگر مستعد انگ و برچسب هاي اين و آن قرار گيرد.

اميدوارم روزي را شاهد باشم كه جشنواره فيلم فجر، محل ظهور و بروز استعدادهاي هنرمندان حقيقي ما و محفل آرام و هنرمندانه اي باشد كه بخواهم جذبش شوم نه اينكه بخواهم هضمش نشوم./انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار