جاي خالي اتاق فكر در سينماي ديني
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۵۴۷۶
یادداشت//

جاي خالي اتاق فكر در سينماي ديني

سينماي ديني، سواي از بودجه و امكانات كه از آن به بعد سخت افزاري قضيه ياد مي‌شود، به اتاق فكر و مركزي ‏جهت هدايت و نظارت بهتر نياز مبرم دارد؛ همان چيزي كه عموما به آن نگاه هوشمند نرم افزارانه مي‌گويند.

سید شایان محمدی - گروه ادب و هنر؛ اگر بخواهيم از دريچه‌ نگاه كساني همچون آندره مالرو به هنر هفتم نگاه كنيم كه مي‌گويد: «سينما يك دريچه انساني است كه در نهايت به ‏باغ‌هاي سبز و آسمان‌هاي آبي باز مي‌شود» ‏طبيعتا بايد بگوييم سينما به عنوان يكي از هنرهاي هفت‌گانه كه از جمله مؤثرترين آن‌ها نيز مي‌باشد، يك هنر ذاتا مقدس است؛ هنري كه ‏مي‌تواند در صورت پرداخت خوب هنرمندانه، انسان‌ها را از جهان مادي وارد جهان معنا كند و يا دست كم آن‌ها را با مقولاتي از اين جهان ‏آشنا كند.

البته عده‌اي اين مسئله را به طور كلي، خصلت هنر دانسته‌اند؛ بدين معني كه هر هنر سالمي توانايي انتقال مفاهيم معنوي ‏ماورايي را به درون انسان‌ها دارد.

در اين ميان تفكر و انديشه به عنوان جوهره و ذات سينما همواره مطرح بوده است؛ بدين معني كه در ‏پس چنين انتقال مفاهيمي، يك فيلم ساز تفكر و انديشه خود را نمايان مي‌سازد و از طريق ابزار كارآمد هنر مي‌كوشد آن را در جامعه ‏ترويج كند.‏

هانري لانگوا در همين زمينه با اشاره به اين‌كه تلاش سينما معطوف بر اين است كه تصويري از واقعيت را به مخاطب نشان دهد، معتقد ‏است:‌ «سينما هنر بي‌سوادان است؛ زيرا تمام علايم خط و كتابت را پس مي‌زند و هر ذهني را هر چقدر هم كه ناپخته باشد رها از قيد ‏علامت‌ها، به تفكر وادار مي‌كند؛ يعني هنر سينما هنر انديشه است؛ هنري است كه انسان را به انديشيدن تشويق مي‌كند ... سنگ‌هاي ‏غول آساي ترديد از اعماق تاريكي به دنياي نور وارد مي‌شود، ‌قد راست مي‌كند و به چهره‌ همنوع خويش لبخند مي‌زند.»‏

البته در لابلاي اين گفتار‌ها،‌ غالب انديشمندان و متفكران عرصه‌ سينما بر اين نظر مصر بوده‌اند كه عرضه مستقيم پيام‌هاي معناگرايانه ‏سينما و بويژه پيام‌هايي كه صبغه‌ ديني و مذهبي دارند، نه تنها درست نيست، بلكه مي‌تواند به اثرات معكوس نسبت به آن چه فيلمساز ‏مد نظر داشته است، منتهي شود. 

جان رمي در همين باره حرف‌هاي جالبي دارد:‏‏ «هنر نمي‌تواند ساحت قدسي را به طور مستقيم و آشكار به نمايش درآورد، ولي مي‌تواند وظيفه ديني ديگري را ادا كند؛ هنر مي‌تواند ‏لحظه‌ها و مكان‌هايي را در فرهنگ متجلي سازد كه در آن، مواجهه با ساحت متعالي، در درون فرهنگ حس و بيان شده است. هنر نمي‌تواند ‏تصويري از وجه خداوند را نشان دهد، ولي مي‌تواند تلاش بشر را براي درك حضور خداوند تصوير كند. وظيفه رباني هنر اين است كه ‏تصويري را از تلاش‌هاي فرهنگي براي رسيدن به مرتبه نامتناهي در اختيار تماشاگران قرار دهد.»‏

در هر صورت بايد گفت نوع ابزار هنري و نحوه‌ بهره‌گيري از آن براي رسيدن به اهداف عالم سينما بسيار مهم است؛ توجه يا عدم توجه ‏به همين نكته است كه باعث بروز ديدگاه‌ها و نگرش‌هاي مختلف راجع به هنر ديني يا معناگرا مي‌شود؛ بويژه در عرصه‌ سينما، در ‏سينماي غرب كه توانسته‌اند تعريف نسبتا جامعي از آثار ديني و ماورايي ارائه دهند، كساني به سراغ ساخت آثار ديني مي‌روند كه عموما ‏در زمينه دين كنجكاوتر هستند، اما در كشورمان كه به نظر مي‌رسد بحث سينماي ديني و معناگرا بحث نوپايي است، ‏متأسفانه هنوز نتوانسته‌ايم به تعريف جامعي درباره آن دست يابيم و همين مسئله باعث تلقي‌هاي گوناگون و گاه متضاد چه در ميان ‏فيلمسازان و چه در ميان مسئولان درباره سينماي ديني شده است. ‏ 

اما در خصوص خود سينماي ديني بايد گفت كه چنين فردي بايد در وهله‌ اول آشنايي مناسبي از مقولات ديني و بخصوص انديشه ديني ‏داشته باشد و در وهله‌ بعد مخاطبان خود را بشناسد تا بتواند با مخاطب شناسي اثر فاخر و قابل تأملي را بسازد.

‏نكته ديگر هم اين كه سينماي ديني،‌ سينماي موعظه‌گر و شعاري نيست؛ از اين رو همان طور كه گفته شد بايد در آن انتقال غيرمستقيم ‏پيام‌ها و مفاهيم مدنظر قرار گيرد.

‏و در نهايت اين‌كه اگر قبول داريم سينماي ديني مي‌تواند با ترويج ارزش‌هاي معنوي و مذهبي، پله‌پله همچون نردباني بشر تشنه معنويت ‏را به آسمان حقيقت پيوند دهد، لاجرم بايد بپذيريم كه چنين سينمايي، سواي از بودجه و امكانات كه از آن به بعد سخت افزاري قضيه ياد مي شود، به اتاق فكر و مركزي ‏جهت هدايت و نظارت بهتر نياز مبرم دارد؛ همان چيزي كه عموما به آن نگاه هوشمند نرم افزارانه مي گويند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار