«به رنگ ارغوان» و «تسويه حساب»؛ خودزني ناجوانمردانه در سينماي ايران
محمد آرمان - گروه ادب و هنر: روز دوم جشنواره بين المللي فيلم فجر همچنان در فضاي بهت و ناباوري فيلم «به رنگ ارغوان» و «تسويه حساب»، با نمايش فيلم هاي ايراني جشنواره در برج ميلاد براي اهالي رسانه ادامه دارد.
ديروز و پس از نمايش فيلم وقيح «به رنگ ارغوان»، ابراهيم حاتمي كيا در اقدامي غيرمنتظره و مشكوك از حضور در نشست پرسش و پاسخ اين فيلم خودداري كرد.
شايد كارگردان سابقاً انقلابي چاره كار را در فرار از صحنه پاسخگويي و بر حذر داشتن خود از مواجهه با خبرنگاران مي دانست، اما حاتمي كيا بايد بداند قضيه به اين سادگي ها فيصله پذير نيست و او در زادگاه وجدان هاي بيدار و قلم هايي كه هرگز نمي توان آنها را با زر و زور و تزوير خريداري كرد، در قبال چنين فيلم ناجوانمردانه اي محاكمه خواهد شد.
اما بي ترديد اين محاكمه انقلابي تنها به سازنده اين فيلم بسنده نخواهد كرد و مسئولان فرهنگي و هنري و مديران برگزاري جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر كه زمينه را براي نمايش اين اثر فراهم كردند، مقصران اصلي تر هستند كه بايد دير يا زود پاسخگوي افكار عمومي، بويژه منتقدان ارزشي سينماي ايران باشند.
واقعيت اين است كه طوفان سهمگين دو فيلم تكان دهنده و حيرت آور «به رنگ ارغوان» و «تسويه حساب» با آثار تخريبي و حيرت آور خود در حال وزيدن است و بسياري از مخاطبان و منتقدان سينما هنوز در ابهام، و در ميانه امواج سوالاتي بي شمار درباره كم و كيف ساخته شدن و نمايش اين فيلم ها هستند.
فيلم «به رنگ ارغوان» نياز به يك ريشه يابي عميق در نحوه صدور مجوز ساخت و نيز مجوز بيرون آمدن از محاق توقيف چهار ساله و بالاخره مجوز نمايش يكباره آن در افتتاحيه جشنواره فيلم فجر دارد.
در حالي كه چيزي که هم اينك در ذهن بسياري از منتقدان شكل گرفته اين است كه چرا مسئولان برگزاري جشنواره به خود اجازه دادند براي فايق آمدن و سرپوش گذاشتن بر مشكلات ديگر و گرم كردن تنور جشنواره چنين خبط و خطاي بزرگ و غير قابل جبراني از خود نشان دهند.
واقعيت آن است كه اكران دو فيلم «به رنگ ارغوان» و «تسويه حساب» بيشتر به يك اقدام انتحاري و يك خودزني ناجوانمردانه در عرصه سينماي ايران شبيه است تا هر چيز ديگر.
اما پايان بندي روز گذشته در نيمه شب برج زيباي ميلاد نمايش فيلمي بود با نام «زخم شانه هاي حوا»؛ فيلمي كه با تلفيق مهوع و مبتذل يك داستان عشقي با ظواهري از جنگ و دفاع مقدس، باز هم تصويري واژگونه از سينمايي بيمار به ما نشان داد كه بودن به هر قيمتي را در نبودن ترجيح مي دهد.
به راستي فيلم «زخم شانه هاي حوا» چرا، چگونه و از محل كدام درآمد و با اجازه و نظارت چه كساني ساخته و به نمايش در مي آيد؟ نمايش فيلمي چنين ضعيف و ناتوان در جشنواره اي كه ادعاي ملي بودن و بلكه بين المللي بودن دارد، واقعاً توهين آميز است.
************
جشنواره امروز با فيلم پوران درخشنده به نام «خواب هاي دنباله دار» ادامه يافت؛ داستاني درباره كودكان استثنايي و مشكلات و مصائب آنها، بويژه در امر تعليم و تربيت.
فيلمي كه صرفاً و احتمالاً با يك نيت خوب و البته با يك ناتواني مضاعف در ساخت و پرداخت مناسب، به نمايش درآمده است؛ فيلمي ضعيف و بدون جذابيت كه صرفاً براي پر كردن عريضه خالي جشنواره از فيلم هاي مثلاً دردمند اجتماعي به نمايش درمي آيد.
ناگفته نماند برنامه نمايش فيلم ها از عصر ديروز با نمايش فيلم ديگري ساخته مهدي رحماني ادامه يافت كه هر چند با فراز و فرودها و داستاني تكراري و متعلق به دهه هاي قبل ساخته شده بود، اما در ميان ساير آثار به نمايش درآمده قابل دفاع تر و يك سر و گردن بالاتر بود؛ البته نمايش فيلمي با عنوان «خاله سوسكه» در فضايي شبه فيلم فارسي به صورت ريتميك و آهنگين و همراه مقادير معتنابهي حركات موزون و سكنات سخيف، بزم جشنواره را به سمت هر چه مبتذل تر شدن كشاند.
جشنواره فيلم فجر در دوره بيست و هشتم از ماه ها پيش تا امروز كه دومين روز خود را سپري مي كند شاهد وقايع عجيب و فراز و فرودهاي قابل تاملي بوده است.
به نظر مي رسد مديران و برگزاركنندگان جشنواره و سياستگذاران آن در انديشه ها و فرآيندهاي برنامه ريزي شده دچار ناشيگري ها و گاف هايي شده اند كه يكي پس از ديگري رخ مي نمايد./انتهاي پيام/