حمايت هاي آمريكا و تلاش بختيار براي حفظ منافع آمريكا در ايران
به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، پس از ورود حضرت امام خميني (ره) به ميهن اسلامي کشور در آستانه تغيير و تحولات شگرف و انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام (ره) وارد مرحله جديدي از مناسبات داخلي و بين المللي قرار مي گيرد؛ از سويي دخالتهاي حاميان شاه بويژه آمريكا در امور داخلي ايران شدت مي يابد و ايالات متحده به حمايت هاي گسترده از بختيار مي پردازد.
18 بهمنماه 57 حضرت امام خميني(ره) در ديدار با روحانيون شهر اهواز اعلام مي كنند: ادامه نهضت يك تكليف است، همچنين ايشان در ملاقات با وكلاي دادگستري بر محاكمه شاه تأكيد مي كنند.
با معرفي مهندس بازرگان به عنوان اولين نخست وزير پس از انقلاب از سوي شوراي انقلاب و تاييد وي از سوي حضرت امام (ره)، در اين ميان بين آقايان يدالله سحابي، اميرعباس انتظام، بختيار، قرهباغي رئيس ستاد ارتش و رئيس اداره دوم ارتش، ملاقاتي صورت گرفت و در اين ملاقات، سحابي و اميرانتظام در صدد بر ميآيند كه بختيار را راضي به استعفا كنند.
اين جلسه نتيجهاي را در برنداشت و بختيار براي قدرتنمايي، از قرهباغي و مقدم خواست در حضور آنان حمايت مجدد خود را از وي اعلام كنند.
روحانيون و مردم زنجان و بخشهاي تابعه در يك راهپيمايي بيسابقه پنجاه هزار نفري، حمايت قاطع خود را از امام خميني(ره) و نخستوزير منصوب او اعلام كردند؛ در اين اجتماع، حجتالاسلام ابوالفضل شكوري به نمايندگي از مردم و روحانيت، قطعنامه سي مادهاي را مبني بر انحلال رژيم شاهنشاهي، انحلال مجلسين و دولت بختيار، مشروعيت دولت مهندس بازرگان، قرائت كرد و مورد تأييد مردم قرار گرفت.
در اين ميان ايالت متحده آمريكا كه سلطه استعماري خود را در حال فروپاشي مي بيند از سوي وزارت خارجه خويش اعلام مي كند: هنوز دولت بختيار را به رسميت ميشناسد و اين در حالي است كه سخنگوي كاخ سفيد تاكيد مي كند: بختيار بايد نظر اكثريت مردم را بپذيرد.
در اين روز رابرت هايزر در اتاق كابينه كاخ سفيد حاضر شده و شخصاً در گزارش خود به رئيس جمهور وقت مي گويد: با سفير سوليوان در خصوص قابليتهاي ارتش ايران و مطلوبيت اقدام نظامي اختلاف عقيده داشته است.
وي كه فردي خبره و طراحي توانا در امر كودتا بود در سفر به تهران سعي در كسب سمت مشاور ارتش ايران را داشت و از سويي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا وي را براي حفظ منافع آمريكا به تهران منتقل مي كند، در ادامه گزارش خود مي گويد: سوليوان احساس ميكرد احتمالاً بهتر است نيروهاي نظامي بيطرف بمانند و به عناصر سياسي اجازه نبرد بين خودشان بدهند و ايالات متحده طرف برنده را بگيرد.
نظرات هايزر و سوليوان (سفير آمريكا در ايران) با هم تفاوت داشت؛ هايزر ابتدا بحث كودتا را با سران ارتش ايران به بحث ميگذارد اما خيلي زود متوجه ميشود كه آنها وابستگي شديدي به شاه دارند، بنابراين همه نيروي خود را صرف متحد كردن آنها پشت سر بختيار ميكند، چون سران ارتش از ترس اعدام سعي دارند با شاه از ايران فرار كنند؛ اما هايزر آنها را متحد نگاه ميدارد.
از سويي بخش ديگري از آمريكايي ها معتقد بودند كه بايد ائتلافي از حضرت امام (ره) و بختيار عامل آمريكا در ايران به وجود آورند، اما هايزر كاري از پيش نمي برد و انقلاب به پيروزي ميرسد.
در همين ايام، رمزي كلارك، دادستان پيشين آمريكا اعلام مي كند: دولت بختيار جز يك شَبَحي بيش نيست و آمريكا بايد دست از حمايت بختيار بردارد زيرا 99% مردم ايران به آيت الله خميني رأي ميدهند.
در اين روز راديو سراسرس لندن اعلام مي كند: گفتوگو ميان جنبش آيتالله خميني و ارتش آغاز شده است و از سويي ديگر آسوشيتدپرس نيز گزارش مي دهد: ديپلماتهاي غربي نزديك به ارتش معتقدند كه ژنرالها به اين نتيجه رسيدهاند، براي كودتا قوي نيستند.
راديو مسكو نيز در اخبار اين روز خود آورده است: صدها تن از افسران سابق، از جمله چند تن از امراي ارتش كه به علت مخالفت شاه از ارتش اخراج شدهاند، پشتيباني خود را از آيتالله خميني اعلام كردهاند.
مجمع عمومي سازمان ملل متحد كه از همان دوران تحت سيطره ايالات متحده آمريكا قرار داشت، از اوضاع ايران اظهار نگراني مي كند./انتهاي پيام/