جريان اصلاحات متولد نشده مرگش فرا رسيد
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، تاجيک در گفتگوي ويژه خبري سه شنبه شب شبکه دوم سيما، با توجه به مسائل پس از انتخابات رياست جمهوري در کشور گفت : همواره در پس وقايع جامعه ما ، دستي از درون و دستي از بيرون تاثير داشته است.
وي افزود: دست درون بيشتر از جنس تحليل نادرست و تخمين غلط ، تصميم نابهنگام و تدبير معيوب است.
تاجيک تصريح کرد : دستي هم که از برون تاثير داشته ، دست استکبار ، قدرت هاي بزرگ يا عمال خارجي است.
اين کارشناس در ادامه با اشاره به دوران مشروطيت گفت: در آن دوره جريان هاي روشنفکري و شبه روشنفکري بر اساس تحليل غلط تصور کردند که جامعه ما از سنت هاي ديرينه خود خسته است، فرهنگ و دين خود را از عوامل عقب ماندگي خود مي داند و نسبت به گذشته و حال خود شرمگين است از اين رو به دنبال تغيير مي گردد و به سمت غرب تمايل دارد.
وي افزود: بر همين اساس تصور مي کنند که اگر آنها پژواک صداي غربي در جامعه شوند، انسان ايراني فوج فوج به آنها مي پيوندد و با ولع کالاهاي فرهنگي و معرفتي غربي را مي بلعد.
اين کارشناس تصريح کرد: اين تحليل غلط منجر به تصميم هاي نابهنگام و تدبير معيوب مي شود و در پي آن شيخ فضل الله نوري ها بالاي دار مي روند، مشروطه خواهان به نام آزادي و دموکراسي حذف و طرد مي شوند، مسير براي ورود و دخالت خارجي هموار و مسير براي يک مستبد ديگر باز مي شود.
تاجيک حاصل اين وضع را تبديل آزادي به آنارشيسم و ورود مفاهيمي که با مذاق جامعه ما همخواني ندارد دانست و گفت: حتي شعرا و روشنفکران ما به جايي مي رسند که در وصف مردي پولادين شعر مي گويند و داستان مي سرايند که آنها را از شر مشروطه خواهان و مشروطه نجات بدهند.
وي با بيان اينکه اين شرايط بعد از 1320 هم ادامه يافت ، افزود : فقط از سال 1342 است که امام(ره) با درايت و شناخت عميق از مردم و جامعه تشخيص مي دهد که اين مردم مي توانند بنيانگذار انقلاب بسيار شکوهمند در عصر پيشرفته باشند.
اين کارشناس مسائل استراتژيک در ادامه، تحليل غلط دوم را در آستانه انتخابات، فرض ناراضي بودن همه مردم از شرايط موجود ذکر کرد و گفت: فرض مي شود که همه خواهان يک تغيير بزرگ هستند و همه به دنبال يک منجي مي گردند که حامل شعار تغيير باشد و بر اين تصور مي شوند که اين ناجي اگر هم صفتي از اصول گرايي و هم وصفي از اصلاح طلبي را با خود داشته باشد مي تواند گروههاي مختلف اجتماعي و سياسي را با هم جمع کند و از شانس برتري براي پيروزي برخوردار باشد.
وي افزود: براساس همين تحليل غلط بر اين تصور مي شوند که اگر چنين شخصيتي با شعار تغيير پا در ميدان بگذارد، قشر خاکستري ما دفعتا وارد ميدان مي شود و به حرکت در مي آيد، از اين رو يک تخمين غلط صورت مي گيرد که اين شرايط جامعه، جز پيروزي نصيب ما نخواهد کرد و توهم پيروزي اينجا شکل مي گيرد.
اين استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود گفت: برخي نظرسازي ها و نظرسنجي هاي بي بنيان هم اين توهم را تقويت مي کند که اين جامعه با اين شرايط، خواهان تغيير و خسته از شرايط و منتظر ناجي است و اين توهم پيروزي همزادي دارد به نام توهم تقلب.
وي افزود: در اينجاست که به نظر من 3 اتفاق مي افتد که در اولين گام از حريم ولايت عبور مي کند در حالي که ولايت فصل الخطاب است، در دومين گام از قانون عبور انجام مي شود و در سومين گام بستر براي دخالت خارجي مهيا مي شود تا رسانه ها و ابررسانه هاي خارجي، سرويس هاي اطلاعاتي و کشورهاي خصم نهايت استفاده را ببرند.
تاجيک با اشاره به نقش برجسته خارجي ها در وقايع جامعه ما در 100 سال گذشته و رد مفهوم توهم توطئه گفت: به علت بافت فرهنگي و ديني جامعه ايران، هم کشورهاي خارجي و هم اپوزيسيون خارج نشين مي دانستند که نمي توانند در کشور موج ايجاد کنند بلکه آنها با هزينه کردن و بستر سازي مترصد شکار لحظه هايي هستند تا بتوانند آن را مصادره کنند.
وي افزود: به نظر من اين اتفاق بي نظيري است که 130 شبکه علاوه بر صدها سايت و وبلاگ روي ايران فعال است و تمام رسانه هاي استکباري و صهيونيستي درون مايه هاي خود را به ايران اختصاص دادند و با تمام توان تلاش کردند تا آن دو توهم را در اعماق جان و دل مردم رسوب دهند و انتخابات را به اغتشاشات تبديل کنند.
تاجيک تصريح کرد: در اين مسير حرمت هاي جامعه را يکي پس از ديگري در مي نوردند و خطوط قرمز جامعه را بي رنگ و رو مي کنند.
اين تحليلگر مسائل استراتژيک تمام تلاش رسانه هاي خارجي را مصروف مصادره موج ايجاد شده در جامعه براي انتقال رهبري آن به خارج از کشور ذکر کرد و گفت: تلاش آنها تبديل تقابل دو رقيب انتخاباتي به تقابل با نظام بود که در اين مسير حتي بسياري از رسانه هاي عربي هم وارد شدند تا بهره برداري خود را بکنند.
وي بيان اين که جريانات پس از انتخابات هيچ توجيهي نداشت، افزود: از جنبه ديني و شرعي، وقتي مقام ولايت سخنراني کرد، مطلب تمام است و از جهت ديگر در هيچ جاي قرآن ، احاديث و سيره تاييدي بر اين حرکات نمي بينيم بلکه خلاف آن وجود دارد.
اين تحليلگر تصريح کرد: اين جريانات توجيه قانوني و عقلي هم نداشت، چرا که در قانون اساسي فصل الخطاب ولايت است و هيچ قانوني هم اجازه نمي دهد براي تحقق خواست خود به فراسوي قانون برويم و از نظر عقلي هم نبايد در مسيري بي فرجام و خلاف منافع ملي گام نهاد.
تاجيک ستون نظام را جنبه ارزشهاي ديني آن دانست و گفت: آنچه ايران را به قطب سوم قدرت جهاني تبديل کرده است تکيه بر قدرت ارزشها و اعتقادات است؛ بنابراين اگر ارزشهاي ما زير سوال برود، منافع ملي ما هم زير سوال رفته است.
وي افزود: اين وقايع، مدني هم نيست چرا که مدني بودن در پرتوي قانون معنا پيدا مي کند و همچنين مدني بودن با خشونت و تخريب امول عمومي سازگاري ندارد، مردمي هم نيست چرا که اکثريت مردم به فرد ديگري راي دادند و با اين اغتشاشات، مردم بيش از همه ضرر مي بينند.
اين استاد دانشگاه سپس به موضوع اصلاح طلبي پرداخت و گفت: جريان اصلاحات يک طيف وسيع و به عبارتي 40 تکه شامل گروههاي بسيار تندرو تا محافظه کار، سنتي تا مدرن و از روشنفکران نسبتا سکولار تا ديني مي شود.
وي افزود: جريان اصلاحات آغازي بود در ميان آغازهاي متعددي که در يک صد سال گذشته تجربه کرديم، آغازهاي بي فرجام که هنوز متولد نشده مرگش فرا رسيد.
اين استاد دانشگاه تصريح کرد: جريان اصلاحات 76 يک روايت تاريخي نبود بلکه يک پروژه بود.
تاجيک با توجه به تشتت آراي اصلاح طلبان گفت: برخي هدف خود را تحقق دموکراسي در کشور آن هم با مفهوم غربي و گروههاي ديگر دموکراسي منطبق با دين را مطرح مي کردند.
اين استاد دانشگاه اشکال ديگر اصلاح طلبان را نداشتن ريشه تاريخي و وحدت دانست.
وي افزود: بسياري از اصلاح طلبان به اين نتيجه رسيده بودند که ايدئولوژي يک دستگاه تماميت خواه است و مانع تحرک مي شود، از اين رو دچار آفت جدايي دين از سياست شدند و راهشان از آموزشهاي امام(ره) جدا شد در حالي که با امتزاج دين و سياست بود که انقلاب پيروز شد.
تاجيک تصريح کرد: مشکل ديگر اصلاح طلبان، فقدان رهبر و همچنين فقدان راهبرد واحد است که موجب شد آنان نتوانند به جمعيت تبديل شوند.
تحليلگر مسائل استراتژيک نگاه برون ديني گروهي از اصلاح طلبان را آفت ديگر اين گروه ذکر کرد و گفت: در حالي که حضرت امام (ره)، نگاه درون ديني داشت و معتقد بود مکتبي که نزد اوست از چنان غنايي برخوردار است که براي هر دوره و نسلي حرف دارد، برخي اصلاح طلبان نگاه برون ديني داشتند که تبديل به ادامه صداي غربي ها شد.
وي اصلي ترين مشکل فضاي اصلاح طلبي را فقدان يک رهيافت و گفتمان منسجم و تعريف شده دانست و افزود: در درون آنان همه چيز مي توان يافت از جامعه مدني گرفته تا جامعه نبوي، هم تکثر مي بينيم و هم وحدت، حتي در مورد واژه اصلاحات هم هنوز وحدت ديده نمي شود.
اين کارشناس تصريح کرد: فقدان يک فرهنگ سياسي غني اصلاحي از ديگر مشکلات اصلاح طلبي است و افزون بر آن کار تشکيلاتي آنها هم 40 تکه است که نه به حزب شباهت دارد و نه به تشکل منسجم.
وي گفت: اين فقدان فرهنگ سياسي، موجب گرايش آنها به سمت نخبه گرايي و فرار از پوپوليسم شده است و آنها 7 دهک جامعه را فراموش کردند.
تاجيک هويت بسياري از تندروهاي اصلاح طلب را هويت نقيضي يا خود را در رد ديگران تعريف کردن ذکر کرد و گفت: ما دو فرصت 4 ساله داشتيم و اصلاحات بايد از اين فرصت استفاده مي کرد و از خود کارآمدي نشان مي داد نه اين که بيشتر به فکر آن باشد که به سخنراني ها و مقالات پاسخ بدهد، از اين رو پس از 8 سال مردم اقبالي به آن نشان ندادند.
وي افزود: البته گروههاي معتدل و ديني هم بين اصلاح طلبان وجود دارد که خطاب من آنها نبودند.
تاجيک يکي از راهبردهاي قدرتهاي خارجي را استفاده از ويژگي هاي خود انقلاب در مقابله با آن دانست و تصريح کرد: در انقلاب هاي مخملي و رنگي چنان شرايط بر مردم سخت شده بود که آنها براي فرار از ايدئولوژي تماميت خواه دنبال مفر مي گشتند اما در جامعه ما حتي در زمان شاه و در سال 53 هم بيش از 80 درصد مردم اعلام کردند که گرايش ديني دارند و اين گرايش موجب هويت، نشاط و سلامت آنها مي شود.
اين استاد دانشگاه در ادامه گفت: هر وقت عده اي تلاش کرده اند تا سکولاريسم را در جامعه ما تقويت کنند،عصبيت ها و گرايش هاي ديني تقويت شده است، از طرف ديگر سفارت هاي امريکا و موسسات خارجي در کشورهايي که انقلاب رنگي داشته اند، نقش چشمگيري را ايفا کرده اند از اين رو و با توجه به ويژگي سلطه سنگين شوروي بر آن کشورها، هيچ شباهتي بين آن جوامع و کشور ما وجود ندارد.
تاجيک در پايان سخنان خود خطاب به دانشجويان گفت: من مطمئن هستم که دانشجويان به شعور و رشادتي رسيده اند که تشخيص مي دهند که در عصر گفتگو و منطق بسر مي برند و با اغتشاش نمي شود به جايي رسيد.
وي افزود: من مطمئن هستيم که دانشجويان به اين شناخت رسيده اند که ادامه صداي ديگران در دانشگاه نباشند بلکه خودشان براي خودشان صحبت کنند، چرا که دانشجو خود يک مرجع و پيشتاز در جامعه است از اين رو نبايد با حرکات تند و احساسي، مسير را براي عبور و حضور خارجي فراهم کنند./انتهاي پيام/