از هنر انقلابي تا انقلاب هنري
گروه ادب و هنر – محمد آرمان: پيوند انقلاب اسلامي و هنر اصيل،از آنجا كه هر دو از يك منشا، منبعث مي شوند، منتج به فرآيندهايي هم مانند و يگانه مي شود كه گويا و جوياي اصالت و هنر و عمارت انقلاب اسلامي است.
انقلاب، ريشه در درون انساني انسان ها دارد و برگرفته از متن و بطن ارزش ها و آرمان هاي فكري و انديشگي آنهاست و مصداق تام و تمام «سخني كز دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند.»
پس انقلاب، خون هنري جوشان و خروشان است كه بارقه هايش در رگ هاي حياتي انسان نشو و نما مي يابد و به غليان و جريان مي افتد و نمادها و نمودهاي آن، از سيطره جان و روان و بخت آزمايي ديانت و صيانت عشق و عقيده تمام مومناني نشات مي گيرد كه بدان ايماني راسخ و عزمي جزم دارند.
انقلاب، تكاپوست. تكاپويي در پس و پيش يك نگره. حركتي در تداوم يك باور و در شرف شكفتن يك خواسته و در راستاي يك عزم بلند و جدي. و هنر كه تجلي درون و انبعاث وحياني لحظات سترگ آسماني شدن روح و جان و روان آدمي است، پيوندي عميق و سرشار با اين انقلاب درون و آن رويكرد بيروني دارد.
و آن گاه كه يك انقلاب، «اسلامي» شد، اين پسوند، به پيشواز يك تعهد و تشرف مقدس مي رود كه جلوه گاه حيات باطني انسان و رهيافت هاي بيروني آن در حيات ظاهري اوست و هنر انقلابي ملجا و مامن و منظر حركت هايي كه دقيقاً بر فطرت خدايي انسان و تجليات روح خدايي كه دميده شده در روان آدمي است، مي شود.
هنر، خود، انقلاب درون است. پيوند آگاهي است با شكوه و شكوه فطري بشر و تداعي خواسته ها و يافته ها و علائق و سلايق و دريافت هاي او.
و انقلاب، نقطه كانوني به هم پيوستن اين خواست فردي و جمعي و محل تلاقي اين فطرت انساني و آن خواست اجتماعي است كه در تلاطمي يكپارچه به شكفتن و شكوفاندن علائم حياتي روح و درجات ارتقاي منزلت زندگي فردي و جمعي تمام آنها كه دل در گروي انقلاب و هنر دارند، صورت مي بندد.
اما آنچه مهم است توجه به ظرايف و دقايق و آسيب شناسي اين پيوند سترگ و سهمگين است و دقت و بصيرت در ريزش ها و رويش هاي اين موقعيت خطير و بي نظير.
به راستي هنر انقلابي و انقلاب هنري چه رهيافت ها و زمينه هايي را براي سير تكاملي هنرمند مسلمان و انقلاب به تصوير و تصور در مي آورند و داشته ها و بايسته هاي اين رهاورد كدام است و چگونه ؟! (ادامه دارد)/انتهاي پيام/