آيا «انقلاب هنري» همان «هنر انقلابي» است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۹۵۵۶
انقلاب اسلامي و رهيافت هاي هنري- 2

آيا «انقلاب هنري» همان «هنر انقلابي» است؟

چه بسا هنرمنداني كه در ابتداي انقلاب و اثناي حكومت دم از مانيفست هاي شداد و غلاظ در دفاع از پنداشت هاي خود در قامت و هيبت هنر اسلامي مي زدند و در نهايت به «فرياد مورچه گان» و «سکس و فلسفه» رسيدند تا از «مهاجر» و «ديده بان» به «موج مرده» و «به نام پدر».

محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ هنر در امتداد افقي كه براي آن تعبيه مي شود، جلوه مي يابد و در اتمسفر مداري كه در آن قرار مي گيرد، رشد مي كند.

وقتي در يكي از مقاطع مهم تاريخي، هنر از حضيض ذلت به اوج عزت مي رسد و افق آن از ساحت حشرات به مدار ايمان و اتقان رهنمون مي شود، بي ترديد يكي از فرازهاي مهم تاريخ بشر را فرا مي آورد و مقطع انقلاب اسلامي چنين موقعيتي است.

انقلاب، هنر را از رهانت ابتذال و بي مايگي، به ساحت توجه و تنبه و تذكار آورد و در اين تدارك معنايي و تجلي اهورايي، دين مايه و پايه اصلي شد و ديانت رهيافت معتبر و اولي.

دين به عنوان برنامه «جامع» و «مانع» مهارت هاي زندگي، بي ترديد همچون دريايي به دربرگيري به مثال چتري فراگيرنده تمام جوانب و ابعاد و ساحت هاي زندگي بشر است و «هنر» به عنوان «مرز حيات» در متن دين و بطن آيين حضور و ظهور و بروز دارد.

«انقلاب اسلامي» چونانكه گفته اند و براستي، بيش از پيش از هر چيز ديگر و قبل از هر رهيافت و پنداشت ديگري، حركتي «فرهنگي» بود براي اصلاح يك فرهنگ و خلق فرهنگي ديگري.

دروني شدن پتانسيل حيثيتي يك ملت در فراخور يك تاريخ ممتد و طولاني و يخ در كشاكش حكومت هاي مستبد و جور آور در كنار رهاوردهاي تاريخي و وجداني او از يك سير بلند و عظيم و پرخون از صدر اسلام تا ذيل مدرنيته، ايران و ملت «شيعه» اش را قابليتي شگرف و سترگ و بي نظير بخشيد تا بازيابنده و تابنده همه ارزش هاي اصيلي باشد كه در طول تاريخ پر رنج شيعه، نوعي از ميراث داري را براي اين مردمان به همراه آورد.

واقعيت آن است كه هم «انقلاب» ما وجوهي «هنر»ي داشت و هم هنر ما در آستانه و پس از انقلاب رنگي «انقلاب»ي به خود گرفت و جلوات منقلب از روح جمعي حاكم بر حركت مردمي نهضت اسلامي، در بطن و متن قالب و ساختار و ساخت هنري هنرمندان دوران تزريق شد و به منصه ظهور رسيد.

البته اين رهيافت در طول سال هاي آستانه و پس از انقلاب، با فراز و فرودهاي مختلفي همراه بوده است.

لحظات تلخ و شيرين ناشي از ريزش ها و رويش ها هنر انقلاب، در طول سه دهه گذشته تصويري مبهم از روح جمعي حاكم بر جامعه ايراني را به فراخور ويژگي هاي شخصي و شخصيتي هنرمندان پديد آورد.

چه بسا هنرمنداني كه در ابتداي انقلاب و اثناي حكومت دم از مانيفست هاي شداد و غلاظ در دفاع از پنداشت هاي خود در قامت و هيبت هنر اسلامي مي زدند و در نهايت به «فرياد مورچه گان» و «سکس و فلسفه» رسيدند تا از «مهاجر» و «ديده بان» به «موج مرده» و «به نام پدر».

اما نبايد از نظر دور داشت كه ريزش ها و رويش ها در نهايت منجر به شكوفايي هر چند رنجور و نحيف يك روح متبلور و مستمر مي شود كه در كالبد هاي متنوع و متداوم حلول مي كند و دير و زود دارد و نه سوخت و سوز.

اين حلول هنري نيازمند دقت در فراز و فرودهاي تاريخ هنر انقلاب است. به بصيرت!

ادامه دارد... /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار