آغاز غني سازي 20 درصدي بلوف يا واقعيتي فني؟
به گزارش «شبكه خبر دانشجو»، سايت تحليلي عصر ايران در گزارشي با اشاره به نامه ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي و ادبيات تهديدآميز كشورهاي غربي نسبت به مواضع هستهاي ايران نوشت: حال جاي اين سوال مطرح است که آيا تصميم ايران براي آغاز غني سازي 20 درصدي، درست بوده است يا خير؟ براي پاسخ به اين پرسش، بايد وضعيت حاضر تشريح شود.
در تهران، راکتوري فعال است که از ديرباز به کار توليد داورهاي هستهاي مشغول بوده و راکتور تحت نظارت آژانس فعال است و پيش از اين نيز در سال 1371 دولت وقت جمهوري اسلامي ايران سوخت مورد نياز آن را به بهاي 5 ميليون دلار از کشور آرژانتين خريداري کرد كه اين سوخت در حال اتمام است و در نيمه نخست سال آينده خورشيدي بايد سوخت جديد به رآکتور تزريق شود والا از کار خواهد افتاد و تامين نيازهاي دارويي 850 هزار بيمار که از محصولات آن استفاده ميکنند، سخت و در مواردي ناممکن خواهد شد.
همچنين (عمر برخي راديو داروها زير 5 ساعت است و بايد بلافاصله بعد از توليد مورد استفاده قرار گيرد، بنا بر اين امکان وارد کردن از خارج نيز وجود ندارد) بنا بر اين ما نياز جدي داريم که اورانيوم با غناي 20 درصد داشته باشيم والا بي هيچ تعارفي، با واقعيت وحشتناک به خطر افتادن سلامتي و جان صدها هزار نفر از کشور مواجه خواهد شد.
در اين ميان چند راه براي تامين سوخت هستهاي مورد نياز راکتور تهران وجود دارد:
1- راه اول آن است که همانند سال 71، سوخت آن را از خارج بخريم؛ اما مشکل اينجاست که با مشکل تراشيهاي غربيها و تحريمهاي تحميلي، در شرايط سياسي کنوني دورنماي روشني از امکان خريد وجود ندارد.
2- دومين راه، همان فرمول تبادل است.
ايران در حال حاضر، مقاديري اورانيوم با غناي 3.5 درصد دارد، فرمول تبادل مي گويد که ايران اين اورانيوم 3.5 درصد را با سوخت هستهاي تعويض کند، هم ايران و هم 5+1 با اصل اين ايده موافقاند؛ اما مشکل اصلي بر سر مکان تبادل است، غربيها ميگويند ايران اورانيوم 3.5 درصدش را به خارج بفرستد تا همان اورانيوم غني شده به 20 درصد برسد و بعد از چند ماه به کشور بازگردد، در مقابل ايران مي گويد که اعتمادي به غربيها ندارد، اورانيوم 3.5 درصدي محصول سالها کار و تلاش در تاسيسات هستهاي است و با هزينه هايي مانند تحمل 3 قطعنامه شوراي امنيت به دست آمده است،
اين اورانيوم 3.5 درصدي در واقع برگ برنده ايران است؛ زيرا مي تواند آن را در غني سازي هاي مکرر به غناهاي بالاتر ارتقا دهد، از اين رو ممکن است غربي ها بعد از گرفتن اورانيوم 3.5 درصدي ايران، براي بازگرداندن آن مشکل تراشي کنند؛ زيرا در چنان صورتي، اين برگ برنده در دست آنهاست و نه در دست ايران.
بنا بر اين ايران پيشنهاد کرده است که مبادله به طور همزمان و در خاک ايران صورت گيرد تا هيچ کدام از طرفين نتواند سر ديگري کلاه بگذارد؛ اما غربيها تاکيد دارند که اول بايد ايران اورانيوم 3.5 درصدياش را به روسيه و فرانسه بدهد و بعد از چند ماه انتظار، ازايش را بگيرد.
بدين ترتيب با عدم پذيرش شرط منطقي ايران براي تبادل، اين گزينه نيز منتفي است،
3- در حالت عدم تحقق هر کدام از گزينههاي اول و دوم، تنها راه پيش رو، غني سازي 20 درصدي در داخل است و اين امر بايد با سرعت زياد و بدون فوت وقت انجام گيرد، چه آنکه زمان در حال گذر است و رآکتور تهران به زودي نيازمند سوخت جديد خواهد بود.
شائبهاي که در اينجا مطرح ميکنند و اتفاقاً وزير خارجه فرانسه نيز ديروز به آن اشاره کرد، اين است که آيا ايران توان غني سازي 20 درصدي و توليد سوخت هستهاي را دارد يا خير؟ در اين باره بايد گفت؛ هر چند بين غني سازي 3.5 درصدي با غني سازي 20 درصدي تفاوت هايي وجود دارد، ولي به لحاظ تخصصي، کارشناسان امر مي گويند مجموعهاي که بتواند غني سازي 3 درصدي انجام دهد، با تغيير چينش سانتريفيوژها و برخي ملاحظات فني ديگر به راحتي مي تواند غني سازي در درجه هاي بالاتر را انجام دهد و ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست.
وانگهي ايران فقط ادعاي غني سازي 20 درصدي را نکرده، بلکه از بازرسان آژانس نيز دعوت کرده است که به ايران بيايند و از نزديک بر روند غني سازي 20 درصدي نظارت كنند، بديهي است اگر ايران فقط بلوف زده بود، هرگز بازرسان آژانس را دعوت نميکرد تا شاهد ناتوانياش باشند، غني سازي 20 درصدي نه تنها قادر خواهد بود سوخت راکتور تهران را تامين کند، بلکه در تعاملات بعدي، پرونده هستهاي امتياز بزرگي را در اختيار ايران قرار خواهد داد.
از اين رو پاسخ به سوال اين نوشتار که آيا آغاز غني سازي 20 درصدي کار صحيحي بوده است يا خير، کاملاً مشخص است./انتهاي پيام/