تباني كشورهاي غربي در ترور المبحوح با موساد
به گزارش «شبكه خبر دانشجو» به نقل از القدس العربي، عبدالباري عطوان، سردبير اين روزنامه در مقاله اي با عنوان همدستي اروپا با تروريست موساد آورده است: عمليات موساد در ترور شهيد محمود المبحوح (يكي از موسسان گردان هاي عزالدين قسام شاخه نظامي حماس) نه تنها ضعف برخي سيستم هاي امنيتي دولت خودگردان فلسطين و همكاري برخي عناصر و رهبرانشان با سيستم هاي اطلاعاتي اسرائيل را فاش كرد، بلكه همدستي و تباني كشورهاي اروپايي با تروريسم رژيم صهيونيستي - با توجه به اينكه عليه اعراب و مسلمانان بوده - را فاش، و آنها را رسوا كرد.
عطوان در ادامه اين مقاله نوشته است: همه ما از سكوت كشورهاي عربي كه موساد از گذرنامه هاي شهروندانش براي انجام اين عمليات ترور استفاده كرده، و همچنين از گزارش هاي صبح جمعه روزنامه هاي انگليسي كه گفتند اسرائيل ها به همتايان انگليسي خود اعلام كرده بودند كه مزدورانشان از گذرنامه هاي انگليسي براي اين ترور استفاده خواهند كرد، غافلگير شديم؛ چرا كه اين مسئله ثابت مي كند كه اولا سيستم هاي امنيتي انگليس با موساد همدست بوده اند، ثانيا به كار بردن تروريسم اسرائيل عليه احزاب را تشويق و به آن ترغيب مي كند.
درست است كه دولت انگليس بسرعت براي تكذيب اين گزارش هاي مطبوعاتي اقدام كرد، اما عدم تلاش براي بكارگيري هر نوع اقدام و فعاليتي عليه اسرائيل به خوبي تاييد كننده نمايشي بودن خشم و غضب دولتمردان انگليسي در فراخواندن سفير اسرائيل به مقر وزارت خارجه كشورشان است.
سردبير روزنامه القدس العربي مقاله اش را چنين دنبال كرده است: مارگارد تاچر، نخست وزير سابق انگليس 13 ديپلمات اسرائيل را از كشور اخراج كرد و توافقنامه همكاري امنيتي سال 1987 با اسرائيل را پس از بكارگيري گذرنامه هاي انگليسي در عمليات تروريستي مشابهي متوقف كرد، اما گمان نمي كنيم گوردون براون، رئيس دولت و يكي از بارزترين هواداران اسرائيل و رئيس سابق جمعيت دوستداران اين رژيم، اقدامي همانند اين را انجام دهد.
عطوان در ادامه نوشته است: اين مواضع خجالت آور و تباني دولت هاي اروپايي به ما ثابت مي كند كه حق با مقامات رژيم صهيونيستي بود، وقتي مي گفتند كه آنها همچون طوفاني در فنجان كوچكي هستند و بزودي گرد و غبار اين هياهوها آرامي مي گيرد و حداكثر بعد از يك هفته آب در مجراي اصلي خود جريان مي يابد و عذرخواهي اسرائيل در خصوص به كارگيري گذرنامه هاي اروپايي به همه اين سر و صداها خاتمه مي دهد؛ اين همان اقدامي است كه اسرائيل در مورد كانادا و نيوزلند به كار گرفت و با استفاده از گذرنامه هاي آنها در عمليات هايي همچون ترور خالد مشعل در سال 1997 در عمان و بعد عذرخواهي به خاطر اين اقدام، نه تنها هيچ تغييري در روابط كانادا و رژيم صهيونيستي رخ نداد حتي صلابت و شدت آن افزايش يافت.
در ادامه مقاله روزنامه القدس العربي مي خوانيم: تروريسم اسرائيل اگر از تروريسم هاي ديگر از جمله القاعده خطرناك تر نباشد، با آن برابري مي كند؛ چرا كه القاعده دولتي عضو سازمان ملل متحد نيست و خود را تنها دموكراسي و تمدن غربي در منطقه عربي عنوان نمي كند، اما اسرائيل همواره از كمك غربي ها استفاده كرده است و سيستم امنيتي موساد كه فوق همه قوانين عمل مي كند، تروريست ها را به پايتخت كشورهاي هم پيمان با غرب مي فرستد و در روز روشن حاكميت آنها را نقض كرده و جناياتي را مرتكب مي شود، در حالي كه به حمايت ايالات متحده آمريكا و كشورهاي اروپايي اطمينان دارد تا جايي كه از گذرنامه آنها بدون اطلاع آنها استفاده مي كند.
در ادامه اين مقاله آمده است: كشورهاي غربي كه صدها ميليارد دلار براي مبارزه با تروريست اعراب و مسلمانان هزينه مي كنند، از دوستان خود حمايت كرده و از اسرائيلي كه پدر و مادر تروريسم جهاني و بوجود آوردنده آن است حمايت و در مقابل آن سكوت مي كنند.
عطوان مجازات كشورهاي همدست با تروريسم رژيم صهيونيستي را خواستار شده و نوشته است: بايد حاميان اسرائيل را به توقف همكاري هاي امنيتي با آنها در صورت عدم مجازات اسرائيل تهديد كرده و كشورهاي عربي خواستار فشار بر اين رژيم براي تسليم عاملان ترور به دستگاه هاي قضايي شوند، اما مي دانيم بيشتر كشورهاي عربي در حقيقت فاقد حاكميت هستند و در ضعف و سستي بسر مي برند و كاملا در برابر غرب و دستورات آنها مطيع و فرمانبردارند.
عطوان در ادامه اين مقاله تصريح كرده است: آنچه باقي مانده اين است كه دولت خودگردان فلسطين كه دو تن از افسران آن در اين جنايت تروريستي شركت داشته اند لياقت و شايستگي نمايندگي مردم فلسطين را ندارد و هيچ هيبت و صداقتي در آن وجود ندارد؛ بدتر از آن، اينكه سازمان اطلاعات دولت خودگردان به جاي حمايت از شهروندان فلسطيني در مقابل رژيم صهيونيستي به تحقيق و تفتيش از غيرنظاميان فلسطيني مي پردازد.
در ادامه اين مقاله آمده است: ترور المبحوح دردناك و در عين حال غيرحرفه اي و ضعيف بود، دردناك بود، چون شخصيتي ملي و مجاهد از دست رفت؛ غيرحرفه اي و سست بود؛ چرا كه در كشوري عربي رخ داد و چه بسا خير از باطن شر بوقوع پيوست و با آن، دولت خودگردان و رهبران اسرائيلي آن و نفاق غربي را به كاملترين شكل و زشت ترين صورت آن نشان داد.
در اين مقاله تصريح شده است: مبارزه با تروريست در واشنگتن و لندن و در ديگر كشورهاي اروپايي مضحك و خنده دار است؛ چرا كه همه اين كشورها به صورت غيرمستقيم در اين تروريسم اسرائيلي مشاركت دارند؛ اين در حالي است كه كشورهاي غربي آماده تحريم اقتصادي ايران هستند، در حالي كه از هيچ تروريستي حمايت نكرده و نمي كند، ليبي را محاصره مي كنند، عراق را 13 سال تحت محاصره قرار مي دهند، حماس را جزو ليست تروريست ها قرار مي دهند، در حالي كه هيچ عمليات نظامي خارج از سرزمين هاي اشغالي انجام نداده است. با وجود اينها چرا اسرائيل نبايد محاصره، و تحريم اقتصادي عليه آن صورت گيرد؟ در حالي كه شب و روز به ترور و اعمال تروريستي خود ادامه مي دهد و به كشورهاي ديگر تجاوز مي كند...
پايان اين نفاق مفتضحانه و نكبت بار را چه زماني شاهد خواهيم بود./انتهاي پيام/