حكايت وارفتگي يك قصه نيم بند!
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۹۹۹۷
نقد و بررسي «عيار 14» اثر پرويز شهبازي؛

حكايت وارفتگي يك قصه نيم بند!

«عيار 14» فيلم كشداري است؛ تعليق آن پر از فراز و نشيب و لخت و سست است و ريتم روايت در داستان خاص آن، خوب جا نيفتاده و فيلم را پر از خلل و فرج و نابساماني و افت و خيزهاي معيوب كرده است.

محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ «عيار 14» گر چه در نوع روايت و پرداخت داستاني اش، غير از چند سكانس حجيم و پر كشش، چندان پيچيدگي ندارد و به نوعي سادگي در بيان سينمايي اش به ويژه در روند داستاني، اكتفا كرده و التزام بخشيده، اما همين داستان ساده، تا اثناي فيلم، از تعليق قابل توجهي برخوردار است، هر چند در ادامه، آن جذابيت ابتدايي را ديگر ندارد و به نوعي با رو شدن دست كارگردان در كشش نه چندان جذابيت يك سوم پاياني فيلم، داستان و روايت در مجموع كليت فيلم روندي معكوس را آغاز مي كنند و پايان بندي فيلم هم در همين راستا، چندان خوب و قابل از آب در نمي آيد.

گرچه فيلم حائز نكات قابل توجهي مثل معدود بازيگری هاي خوب پوريا پورسرخ يا چند سكانس ناب و جذاب از بازي فروتن در طول اثر است اما همه چيز به همين چيزها ختم مي شود و فيلم اصلا قادر نيست سر و شكلي متناسب و در خور را تا انتها به همراه داشته باشد و اين اتفاق تا حدي است كه خاطره فيلم قبلي پرويز شهبازي يعني «نفس عميق» را بالكل از ذهن و دل تماشاگر مي زدايد و به فراموشي و دريغ مي سپارد.

«عيار 14» فيلم كشداري است؛ تعليق آن پر از فراز و نشيب و لخت و سست است و ريتم روايت در داستان خاص آن، خوب جا نيفتاده و فيلم را پر از خلل و فرج و نابساماني و افت و خيزهاي معيوب كرده است.

فيلمي بي تناسب كه معدود سكانس هاي جذاب و دوست داشتني اش را بايد در كنار انبوهي از لحظات رخوت زده و از آب در نيامده ديد و نوعي از ريتم ناموزون و حركت نامتناسب را در ساختي تجربي و قوام نيافته دنبال  كرد.

در فيلم جديد شهبازي نه از آن شور و گرماي «نفس عميق» خبري هست و نه آن حضور مستمر و متراكم و پرخون كارگردان. اينجا اساسا ميزانسن ها، شل و ول و مجموعه اثر، چند تكه است.

پايان بندي فيلم كه گره گشايي تعليقي آن هم هست اصلا از آب در نيامده و در گير و دار طرحي كه انتظام نيافته و به قوام نرسيده رها شده است.

چنين روندي باعث مي شود، نهايت فيلم كه از اثناي آن به روندي ناخوش رو مي آورد حالتي ما بين فانتزي و آبكي و توهمي و ناگزيري از موقعيتي برسد كه گويا كارگردان خود را و مولفه هاي فيلمش را براي چنين فضايي آماده نكرده و تسلط تفوقي هم بر آن نداشته است.

«عيار 14» دقيقا از زماني كه به تعليق گشايي و روان سازي داستاني روي مي آورد، آب مي رود و از هم  وا مي رود و آنقدر سست و رخوت آلود، تغييرات شكل مي دهد كه نه چيزي از آن سكانس هاي جذاب اوليه باقي مي ماند و نه حسي از آن تعليق مفصل ثانويه.

اين شكل بسياري از فيلم هاي ماست كه در «ايده» و «طرح داستان» متوقف مي مانند و از پيش بردن درست و درمان قصه شان عاجزند.

«عيار 14» را مي توان مصداق تام و تمام اين موضوع دانست، علاوه بر اينكه اين فيلم يك ايراد فني ديگر هم از جهت داستان و هم نوع ميزانسن دارد كه نوعي كرختي و ساده انگاري و فانتزي بودن را در امتداد فيلمي با عيار «عيار 14» پديد مي آورد كه در نوع خود شايسته تعجب و تاثر است!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار