گزارشي از بيانات نوروزي رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوي
مروري اجمالي و كلنگرانه بر محتواي بيانات ايشان در اين مراسم در سالهاي مختلف، در كنار مروري تاريخي بر وقايع اساسي كشور در ايام مربوط به هر كدام از اين ديدارها در سالهاي مختلف، علاوهبر ارزشي كه از نظر تحليل تاريخي و همچنين يادآوري برخي مسائل فراموش شده دارد، نشانگر نكات مهمي درباره كارنامه پرافتخار آيتاللهالعظمي خامنهاي (مد ظلّه العالي) در هدايت و راهبري نظام مقدس جمهوري اسلامي به سوي اهداف انقلاب اسلامي و عبور از بحرانهاي مختلف است. همچنين با اين مرور تاريخي به نكات جالبي درباره سبك رهبري ايشان برميخوريم كه شايد از ديد ما پنهان مانده باشد.
بررسي و مقايسه محتواي بيانات ايشان در دوران پيش از رهبري و پس از رهبري، يك تفاوت عمده را براي ما روشن ميكند و آن عبارتست از تفاوت نگاه و تحليل يك عالم روشنفكر مذهبي -كه البته بالاترين سمت اجرايي و سياسي كشور را پس از وليفقيه به عهده دارد- و آنگاه يك مجتهد جامعالشرايط ديني كه زعامت و رهبري نه تنها ايران بلكه جهان اسلام را در برابر نظام سلطه بر عهده گرفته است.
در دوره اول -كه البته بعلت محدوديت مجال در اين گزارش به آن نپرداختهايم- مسائل مطروحه بيشتر ناظر به مسائل جاري كشور مانند جنگ و سياست خارجي و البته مسائل اساسي انقلاب اسلامي و همچنين كلياتي از جهانبيني اسلامي-انقلابي است؛ اما همانگونه كه ذكر شد از زاويه نگاه عالمي مذهبي كه رئيس جمهوري اسلامي ايران است.
اما در دوره دوم سطح كلي ارائه مطالب، سطح درگيري اسلام و كفر، آن هم در يك افق تاريخي است. مسألهاي كه شايد مهمترين وظيفه وليفقيه را تشكيل بدهد. همه مسائلي كه در اين بيانات مطرح ميشوند، از راهبرديترين مسائل كشور تا كوچكترين تذكرات اجرايي به مسئولان و يا حتي تذكرات اخلاقي و فردي به آحاد مردم ، با توجه به اين نكته قابل تحليلاند.
اين دوره را نيز ميتوان به سه دوره كلي تقسيم نمود. دوره اول كه از 1369 آغاز و تا اواسط دهه هفتاد ادامه مييابد. اصليترين مطالب مطرح شده در اين دوره عبارتند از اصول انديشه اسلام انقلابي و تشريح مباني اسلامي حكومت و جامعه اسلامي. مفاهيمي همچون حيات طيبه، كمال و فساد، شياطين درون و بيرون، ارزش و ضد ارزش. موضعگيري در مقابل دشمنان و تحليل و تبيين اهداف دشمنان نيز يكي از اصليترين مطالب مطرح شده در اين دوره را تشكيل ميدهند.
دوره دوم را بايد دورهاي دانست كه از اواسط دهه هفتاد آغاز و تا حوالي سال 1380 ادامه مييابد. در اين دوره بدليل فضاي حاكم بر كشور علاوه بر مطالب فوق، مواضع و روشنگري در برابر جريانهاي فكري و سياسي داخلي نيز قسمت مهمي از بيانات ايشان را تشكيل ميدهد. اما آنچه در دوره سوم كه تقريبا از اواخر دهه هفتاد آغاز شده و تاكنون ادامه دارد، پرداختن جدي ايشان به نامگذاري سالها، تبيين مسائل پيش روي نظام در سال آتي و وظيفه مردم و مسئولان در سال آينده است. البته موضعگيري ايشان در برابر نظام سلطه و تببين نقشههاي داخلي و خارجي ايشان از بخشهاي هميشگي اين بيانات در سالهاي مختلف بوده است. در اين يادداشت، به بررسي دوره سوم سخنان رهبر انقلاب ميپردازيم.
از تخت جمشيد تا كوي دانشگاه!
سال 1378 آبستن حوادث مهم و سرنوشتسازي براي نظام جمهوري اسلامي بود. اين سال توسط رهبر انقلاب سال با نام "امام خميني (ره)" نامگذاري شده بود. اما وقايع تير 78 چنان لطمهاي به وحدت و امنيت ملي وارد كرد كه سال 79 با وجودي كه به نام اميرالمومنين مزين گشته بود اما شعار آن سال "وحدت و امنيت ملي" قرار داده شد.
در روزهاي منتهي به نوروز 78، برخي از مسئولان وزارت فرهنگي وقت كشور، برنامههايي را جهت برگزاري مراسم نوروز در بقاياي كاخهاي تخت جمشيد تدارك ديده و تبليغات وسيعي را جهت دعوت مردم انجام دادند. اين حركت منجر به عكس العمل جدي رهبر معظم انقلاب شد كه در بيانات نوروزي ايشان در اول فروردين متبلور گشت:
"شما ببينيد در ايام تحويل، مردم چه مكانهايى اجتماع مىكنند! ديشب در اطراف آستان قدس رضوى، با اينكه نيمهى شب بود، جاى سوزن انداختن نبود! تا بستِ شيخ بهايى و تمام اين اطراف، مردم براى توجّه، روى زمين نشسته بودند! يعنى عيد نوروز، همراه با معنويت. يا ديشب - نيمهى شب - هزاران انسان علاقهمند، از خواب و خانه و زندگى و محيط خانواده بيرون آمدند و به مرقد امام بزرگوار رفتند. يعنى جنبهى معنوى. خوب؛ حالا يك نفر هم پيدا مىشود كه از سرِ اشتباه و ندانمكارى، به جاى مرقد امام رضا و مرقد امام بزرگوار و مرقد حضرت معصومه و مراسم معنوى، تخت جمشيد را زنده مىكند! البته تخت جمشيد، يك اثر معمارى است؛ انسان، اثر معمارى را تحسين مىكند و چون متعلّق به ما و مال ايرانيهاست، به آن افتخار هم مىكند؛ اما اين غير از آن است كه ما دلها و ذهنها و جانهاى مردم را متوجّه به نقطهاى كنيم كه در آن خبرى از معنويت نيست، بلكه نشانهى طاغوتيگرى است! در همان ساختمانها كه امروز بعد از گذشت يكى دو هزار سال، ويران است، زمانى به مناسبت همين روز نوروز، خدا مىداند كه چقدر بىگناه، در مقابل تخت طاغوتهاى زمان به قتل مىرسيدند و چقدر دلها ناكام مىشدند! اين افتخارى ندارد."
اما رهبر انقلاب قسمت اعظم بيانات نوروزي خود را به دشمنشناسي و درك روشها و حربههاي او و راه مقابله با آن اختصاص دادند:
"با توجّه به اوضاع كشور و اوضاع جهان و آشنايى با چَم و خَمهاى مسائل گوناگون كه امروز ملت ايران با آن مواجه است، من اگر بخواهم نياز كنونى ملت ايران را در يك كلمه، خلاصه كنم، خواهم گفت كه آن، وحدت كلمه و مهربانى آحاد ملت ايران با يكديگر است. ... اجزاى نقشهى دشمن چه چيزهايى است؟ اوّلاً تا آنجا كه بتوانند - زورشان برسد و تيغشان ببُرد - مشكلات اقتصادى براى كشور درست كنند و بتراشند؛ ...از طرفى به بهانههاى مختلف، سعى مىكنند در فضاى سياسى كشور، تشنّج و جنجال به وجود آورند، تا خود اين هم در مردم، احساس ناامنى و احساس عدم انتظام كارها را به وجود آورد! ...اين سال هفتادوهفتى كه ما گذرانديم - تقريباً از اوّل تا آخر سال - بيشترين تلاش دشمنان ما و دشمنان اين ملت، صرف همين مىشد كه در فضاى سياسى كشور، تشنّج و جنجال ايجاد كنند! طبعاً وقتى جنجال مىشود، يك دسته از مردم، طرفدار يك حرف مىشوند، دستهى ديگر هم طرفدار حرفى ديگر مىشوند و قهراً بين مردم، بگومگو به وجود مىآيد. دشمنان هم همين را مىخواهند! ...يك جزءِ ديگرِ نقشه هم اين است كه به مردم اينطور وانمود كنند كه بين مسؤولان كشور در سطوح بالا، اختلاف است!
عزيزان من! امروز همدلى شما مردم در هر نقطهى كشور، يك امر تشريفاتى و تزئيناتى نيست؛ يك امر ضرورى است... من امروز براى مردم عزيز كشورمان هوشيارى، هوشمندى، تمسّك به اسلام، تمسّك به نام امام، تمسّك به راه و معنويت امام بزرگوار كه امسال سال آن بزرگوار است، تمسّك به وحدت كلمه و برافراشتن پرچم برادرى و مهربانى را از واجبترين واجبات مىدانم." (بيانات در حرم مطهر رضوي-1/1/1378)
دوسال پيدرپي به نام اميرالمومنين(ع)
سال 79 به نام مقدس علي اميرالمومنين (ع) مزين شده بود؛ اما بدليل نارضايتي رهبر معظم انقلاب اسلامي و برخوردهاي شعارگونه با اين نامگذاري، ايشان مجددا سال 1380 را هم سال اميرالمومنين (ع) ناميدند. "سال گذشته هم به نام آن بزرگوار مزين شد؛ اما آرزوى قلبى اينجانب اين است كه امسال ما به شعار اكتفا نكنيم. شعار علوى، عزيز است؛ اما شعار بايد مقدّمهى رفتار باشد. اگر سال گذشته شعار علوى داديم، امسال رفتار علوى پيشه كنيم. علىبنابىطالب عليهالصّلاهوالسّلام، هم داراى شخصيت فردى به عنوان يك مسلمان و يك انسان است، هم به عنوان يك شهروند در جامعهى اسلامى است، و هم به عنوان يك حاكم، يك سياستمدار، يك تدبيركنندهى امور و يك مجاهد فىسبيلاللَّه مطرح است. او از همهى اين جهات قابل تأسّى است. ما به تأسّى و پيروى كردن از اميرالمؤمنين احتياج داريم."
ايشان در ادامه به تشريح خصوصيات فردي و حكومتي اميرالمومنين همچون تقوا، صداقت، صراحت، پرهيز از سياست منفي، طرفداري حقيقي از مردم و مستضعفان، حفاظت از بيتالمال، كار زياد و بهرهمندي كم، بسيج نيروها در راه حق، مبارزه با مقدس مآبي متحجرانه، بيان مُرّ حقيقت و ... غيره پرداختند. اما گويا مخاطب اصلي ايشان "مسئولان نظام" بودند. تمديد مجدد نامگذاري سال اميرالمومنين را بايد بعنوان يكي از نقاط اصلي مقابله رهبر انقلاب با جريان دنياگرايي دانست. جرياني كه توانسته بود در دولت سازندگي به بدنه نظام رسوخ كرده و با وجود تحويل قدرت به دولت اصلاحات، همچنان گلوگاههاي اصلي اقتصادي، سياسي و فرهنگي كشور را در اختيار داشت. همچنين تشريح مفصل خصوصيات فردي و حكومتي اميرالمومنين (ع) در پر بينندهترين سخنراني رهبر انقلاب توسط ايشان، نشاندهنده يكي از جديترين ابعاد سبك رهبري ايشان است. مدلي كه در آن "مديريت افكار عمومي" و "تبيين و روشنگري" نقش اساسي ايفا ميكند.
رهبر انقلاب در اين سخنراني در لابلاي توضيح هر يك از خصوصيات اميرالمومنين (ع) گريزي هم به شرايط امروز جامعه داشتند. عباراتي نظير:
" نگويند چرا مردم را نسبت به استكبار و مظالم آن و عوامل و ايادى دشمنان خدا حسّاس و بسيج مىكنيد. اميرالمؤمنين هم اين خصوصيت را داشت."
"هر كس كه بيتالمال مسلمين را مِلك خود به حساب مىآوَرَد - يا به زبان بگويد، و يا اگر نمىگويد، در عمل اينطور وانمود كند كه ما اينقدرها حق داريم - و با بيتالمال مثل اموال شخصى خود رفتار كند نمىتواند دنبالهروِ على به حساب آيد. رفتار علوى در همه اين ابعاد، وظيفه ماست؛ كارِ زياد، بهرهمندىِ كم."
" وظيفهى مسؤولان سنگينتر است. من آن روز گفتم، امروز هم مىگويم؛ وظيفهى مسؤولان سنگين است. بايد رفتار علوى در ميان ما مسؤولان نظام جمهورى اسلامى نهادينه شود. آن روز است كه هيچگونه آسيب و خطرى اين نظام را تهديد نخواهد كرد."
"متن ملت عزيز ما، تسليم فشار تبليغاتى دشمن نشده و نخواهد شد؛ اما كسانى كه خودشان اشتباه كردند، در بين ما هستند. اينها راه غلطى رفتند و بعضى از مجموعهها را هم با خودشان به راه غلط كشاندند. امام به ملت ما ياد دادند كه بايد مسؤولان در فكر ضعفا و پابرهنهها باشند و به نيازهاى مردم توجّه كنند. آنها در تبليغات و در تهاجم فرهنگى خود، توجّه به خواست قدرتهاى استكبارى را ملاك قرار دادند؛ ببينند امريكا از چه چيزى بدش مىآيد، از آن پرهيز كنند؛ ببينند قلدران و زورگويان عالم به چه چيزى تمايل دارند، به طرف آن حركت كنند. اين نقطهى مقابل تعاليم جمهورى اسلامى است كه در گفتار امام بزرگوار ما تجلّى مىكرد."
در روزهاي منتهي به نوروز 80 امريكاييها حمايت خود را از برخي جريانات داخلي اعلام كردند. رهبر انقلاب در جملاتي مواضع خود را اينگونه اعلام نمودند:
"كسى فريب نخورد كه فلان مسؤولِ يك كشور بيگانه بگويد ما از فلان جناح، فلان گروه، و فلان شخصيتها حمايت مىكنيم. حمايت آنها ننگ است، افتخار نيست. اخيراً باز يك نفر از دولتمردان رژيم امريكا گفته كه ما از فلان جريان در داخل ايران حمايت مىكنيم! شما كه از شاه هم حمايت مىكرديد! حمايت شما فايدهاى به حال كسى ندارد. امريكا بيشترين حمايت را از رژيم شاه كرد. مردم همين پيوستگى با امريكاى دشمنِ ملت ايران را ديدند كه واقعيتهاى آن رژيم فاسد برايشان آشكار شد. شما از هر كس حمايت كنيد، او منفور ملت مىشود." (بيانات در حرم مطهر رضوي-1/1/1380)
عزت و افتخار حسيني
سال 80 در عرصه بينالمللي بستر اتفاقات مهمي بود. حملات تروريستي 11 سپتامبر آغاز حوادثي بود كه تبعات آن حتي تاكنون نيز ادامه دارد. امريكا بلافاصله پس از آن حملات لشكركشي خود به افغانستان را آغاز كرد و نيروهاي خود را به بهانه مبارزه با طالبان در كشور همسايهي شرقي ايران مستقر كرد. بوش رئيس جمهور امريكا در نطقي جنجالي در كنگره امريكا در تاريخ 29 ژانويه 2009، كشورهاي ايران، كره شمالي و عراق را محورهاي شرارت ناميد و آنها را بزرگترين حاميان تروريسم دانست. در اين سال شاخ و شانهكشيدنها و تهديدهاي نظامي امريكا عليه ايران به حد بيسابقهاي رسيده بود. اين جنگ رواني دشمن توانسته بود در داخل كشور نيز برخي از مسئولان را دچار ترديد و وادادگي كند.
اما رهبر معظم انقلاب در تدبيري تاريخي از تقارن آغاز سال با ايام عاشورا استفاده كرده و در پيام نوروز 81 به ملت ايران، اين سال را سال "عزت و افتخار حسيني" ناميدند. ماجرا آنجا جالبتر شد كه ايشان در آن سال سخنراني نوروزي خود خطاب به مردم ايران را نه در مشهدالرضا، بلكه در معراجگاه شهيدان يعني "پادگان دوكوهه" و در جمع زائران شهدا -كه از سراسر كشور در آن نقطه جمع شده بودند- و مردم انديمشك، شوشتر و دزفول ايراد كردند. ايشان در همان فرازهاي ابتدايي سخنانشان، منظور خود از اين اقدام را اينگونه نشان دادند: "هر انسانى كه براى معنويت، صفا، اخلاص و انسانيت ارزش قائل است، بايد اينطور مكانها و خاطرهها را هميشه عزيز بدارد. اين وظيفهى همهى ماست و اميدوارم كه اين تجمّع شما برادران و خواهران در اين مكان - كه نمودارى از احساسات ملت ايران است - پاسخ ياوهگويان را بدهد و بدانديشان و كجرُوان را متنبّه كند."
ايشان اينگونه ادامه دادند: "امسال به عنوان سال «عزّت و افتخار حسينى» شناخته شد. اين عنوان و نامى است كه مىتواند به رفتار ما در طول سال جهت بدهد.
...همه بدانند تهديد دشمنان اين ملت و كشور براى اين كشور چندان حائز اهميت نيست و براى اين ملت تهديد واقعى به حساب نمىآيد. اين ملت يك ملت شجاع است كه طعم عزّت و استقلال را چشيده است. اين جوانان هرگز بيگانهاى را بر كشور خودشان مسلّط نديدهاند... اين تهديدها براى كشور خطر جدّى نيست. خطر جدّى براى كشور عبارت است از آن مسائلى كه ما به دست خودمان به وجود آوريم. ايجاد اختلاف، ايجاد بىايمانى، ايجاد نااميدى نسبت به آينده، القاى وجود اختلاف و دوئيت، القاى احساس ضعف در مقابل دشمن - كه بعضيها متأسّفانه از روى نادانى يا غرضورزى اين كارها را مىكنند - احساس ناتوانى در مسؤولان كشور - كه بعضى اين احساس را عملاً و بعضى قولاً ترويج مىكنند - براى كشور منشأ خطر است. مسؤولان بايد توجّه داشته باشند و مردم عزيز ما هم هوشيارانه متوجّه باشند و القائات دشمن را بشناسند."
رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان "مبارزهى حق در مقابل باطلِ مقتدر"، "تبلور معنويت"، و "عزت و سربلندي باوجود مصيبت و داغديدگي" را از ابعاد عزت و افتخار حسيني برشمردند. (بيانات در پادگان دوكوهه- 9/1/1381)
خدمتگذاري به مردم، بزرگترين راه مبارزه با امريكا!
نوروز 82 مصادف شد با آغاز حمله ايالات متحده امريكا به عراق. امريكا مبارزه با تروريسم و سلاحهاي كشتار جمعي را بهانهاي براي حمله و اشغال عراق قرارداده بود. از طرف ديگر چالش هستهاي ايران و غرب نيز رو به افزايش بود. رهبر معظم انقلاب اسلامي سال 82 را سال "نهضت خدمترساني به مردم" ناميده و در پيام نوروزيشان بر مبارزه با فساد و پيگيري اشتغالزايي تاكيد كردند. اما سخنان نوروزي ايشان با ملت ايران علاوه بر تشريح پيام نوروزي، حاوي تحليل بسيار ارزشمندي از اهداف و برنامههاي حمله امريكا به عراق بود. اين بار نيز ارزش تحليل ايشان چند سال بعد و در زماني مشخص شد كه طرح امريكايي "خاورميانه بزرگ" پس از تحميل چهار جنگ بزرگ به منطقه با شكست قطعي مواجه شد و نهتنها موقعيت امريكا و اسرائيل را در منطقه بهبود نبخشيد، بلكه موجب تبديل ايران به قدرت بلامنازع منطقه گرديد.
رهبر انقلاب در اين ديدار در سخنان مبسوطي به افشاگري درمورد علل لشكر كشي امريكا به منطقه پرداخته، نياز امريكا به منابع ارزشمند و نفت منطقه از سويي و بازار مصرف گسترده اين منطقه از سوي ديگر را از عوامل لشكركشي امريكا براي حمله به منطقه و ايجاد دولتهاي دستنشانده دانستند. اما ايشان مقابله با موج فزاينده "بيداري اسلامي" ناشي از انقلاب اسلامي را نيز ديگر هدف جدي دشمن دانسته و فرمودند: "رژيم پهلوى از رژيمهاى مرتجع و دستنشاندهى امريكا بود كه امريكايىها به فكر اصلاحش نيفتادند و مردم قيام كرده و آن را سرنگون كردند و نظام اسلامى مورد علاقهى خود را سر كار آوردند. اينها مىترسند همين مطلب در كشورهاى عربى و اسلامى ديگر هم تكرار شود. اين مطلب را تصريح كردهاند."
ايشان سپس به معرفي طرح خاورميانهاي امريكا پرداختند: "اين نقشه مخصوص عراق نيست. در درجهى اول همهى كشورهاى عربى، حتّى آنها كه امروز به امريكا كمك مىكنند و فرودگاهها و زمين و فضا و ديگر امكاناتشان در اختيار آنها گذاشتهاند، در آيندهى نه چندان دور در معرض اين چالش امريكايى قرار خواهند گرفت. اين موضوع را به روشنى خود تحليلهاى امريكايى به ما مىفهماند. مسائلى را كه من عرض مىكنم، حرفهاى ما نيست؛ حرفهايى است كه از دهان خود امريكايىها بيرون آمده است و اهداف و نيات شوم آنها را براى همه روشن كرده است. بنابراين در اهداف امريكاييها در مرحلهى اوّل، كشورهاى عربى و در مرحلهى دوم كشورهاى اسلامى قرار دارند." (بيانات در حرم مطهر رضوي-1/1/1382)
سال پيامبر اعظم(ص) و رهبري جهان اسلام!
گسترش فزاينده موج بيداري اسلامي در منطقه و جهان، منجر به بروز حوادثي در روزهاي منتهي به نوروز 85 گشت. افراطيون لائيك اروپايي مرتكب جسارت به صاحت مقدس حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (صلوات الله عليه و علي اولاده المعصومين) شده و كاريكاتورهاي موهني از ايشان را منتشر كرده و به نمايش درآوردند و از سوي دولتهاي اروپايي نيز مورد حمايت قرار گرفتند. اين اقدامات منجر به واكنش جدي مسلمانان سراسر جهان به اين عمل موهن گشت و نهتنها موجب ضعف مسلمانان نشد بلكه موج بيداري اسلامي را شتابي مضاعف بخشيده و اتحاد و هبستگي مسلمانان را موجب شد.
در اين ميان رهبر معظم انقلاب اسلامي در اقدامي هوشمندانه سال 1385 را "سال پيامبر اعظم (ص)" ناميدند. اين نامگذاري را بايد نقطه عطفي در تاريخ نامگذاريها دانست. چرا كه براي اولين بار يك موضوع بينالملل اسلامي محور برنامهريزيهاي سال آينده قرار ميگرفت. اين اقدام به طور طبيعي نمايانگر اين موضوع بود كه ولايت فقيه نه محدود به ايران بلكه ولايت بر مسلمين جهان است. نكته مهم ديگر اين بود كه اين نامگذاري با هيچيك از القاب و پسوندهاي رايج براي كلمه پيامبر (ص) مانند "پيامبر اكرم" همراه نشده بود بلكه صفت "اعظم" بود كه مورد تاكيد رهبر انقلاب قرار گرفته بود. بيانات ايشان در حرم مطهر رضوي حاوي نكات مهمي درباره اين نامگذاري بود: "سال پيامبر اعظم، سال اين وجود كهكشانوار براى دولت و ملت ماست.
علاوهى بر اين، وجود پيامبر اعظم در عرصهى بينالمللى، نقطهى التقاى عقايد و عواطف همهى ملتهاى مسلمان است. از همهى اقوام، با همهى مذاهب گوناگون، نقطهى التقاى همهى امت اسلامى در عقيده و عاطفه، وجود مبارك پيامبر اعظم است. اينكه ما در يك چنين سالى با اين نام قرار داريم، تكليف بزرگى را بر گردن ما مىگذارد. ملت و دولت ما در اين سال، بايد طورى عمل كنند كه با حكمت نبوى، با علم نبوى، با حكومت نبوى، با عدالت نبوى، با اخلاق و كرامت نبوى، با فروتنى و عزت نبوى و با جهاد و رحمت نبوى هماهنگ باشد... سال پيامبر اعظم، سال نگاههاى بلند، سال اميد، سال كار، سال مجاهدت، سال خدمت و سال طراحيهاى هوشمندانه براى آيندهى كشور است؛ سال حركت به پيش است."
اما مسأله مهم ديگري كه آن روزها در جريان بود مسأله مذاكرات امنيتي عراق با حضور ايران و امريكا بود. تبليغات امريكا بر اين موضوع قرار گرفته بود كه ايران قصد تجديد نظر در روابط خود با امريكا را دارد؛ اما رهبر انقلاب در پاسخ به اين تبليغات اعلام داشتند كه "ما در هيچيك از مسائل مورد اختلافمان با امريكا مذاكره نميكنيم". ايشان در مواضعي مقتدرانه اعلام كردند كه : "بعضى از مسئولين امريكايى بر اثر همان خوى تكبر و دروغگويى، حتى گفتند اين به منزلهى احضار مسئول ايرانى است. من عرض مىكنم، دولت امريكا غلط مىكند كه مسئول ايرانى را احضار كند. مسئولين ذىربط كشور ما اگر مىتوانند با هدف تفهيم و حالى كردن به امريكاييها در قضيهى عراق، مطلبى را به آنها منتقل كنند، مانعى ندارد؛ اما اگر مذاكره به معناى اين است كه يك عرصهاى باز شود براى اينكه طرف زورگو و پُررو و مكار با اتكاى به زور بخواهد حرفهاى خودش را به طرف تحميل كند، اين مثل بقيهى موارد، همچنان كه اعلام كرديم، ممنوع خواهد بود."
مسأله جدي ديگري كه آنروزها در جريان بود مسأله تهديدات امريكا مبني بر ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت بود كه اين نيز با واكنش جدي رهبر انقلاب روبرو شد:" حالا تهديد شوراى امنيت كردند، انگار شوراى امنيت آخر دنياست. ما هم شوراى امنيت چشيده هستيم. در جنگ تحميلى، آن روزى كه عراقىها چند هزار كيلومتر خاك ما را زير پا داشتند، همين شوراى امنيت قطعنامه صادر كرد كه بايستى جنگ را تمام كنيد، دفاع و مقاومت نكنيد؛ ما هم چون برخلاف مصالح كشورمان بود، قبول نكرديم. هر وقت برخلاف مصالح كشور باشد، قبول نمىكنيم." (بيانات در حرم مطهر رضوي-1/1/1385)
نوآوري و شكوفايي براي دهه عدالت و پيشرفت!
در نوروز 87 ابتكار عمل ديگري از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي مطرح شد و آن عبارت بود از نامگذاري دهه چهارم انقلاب اسلامي به "دهه عدالت و پيشرفت". اين اقدام اولا بار ديگر بيانگر اهميت بعد فرهنگي رهبري آيتالله خامنهاي است. در حقيقت ايشان در درجه اول با بسيج انگيزهها و ارادههاي عمومي و شكل دادن به آرمانهاي ملّي است كه نقش خود را در رهبري ملت ايران به سمت آرمانهايش ايفا ميكنند. و نكته مهم دوم اينكه اين نامگذاري نشانگر افزايش ثبات و ظرفيت نظام مقدس جمهوري اسلامي و رسيدن آن به سطحي است كه ميتواند براي خود "شعار ده ساله" انتخاب كند. اهميت اين موضوع زماني مشخص ميشود كه به برنامهها و اقدامات دشمن براي "براندازي" نظام جمهوري اسلامي توجه داشته باشيم. ايشان نامگذاري سال 1387 به "سال نوآوري و شكوفايي" را مقدمهاي براي تحقق "عدالت و پيشرفت توا?مان" دانستند.
رهبر انقلاب در بيانات مبسوطي كه در نوروز 87 در حرم رضوي ايراد فرمودند ابعاد پيشرفت و عدالت مورد نظر جمهوري اسلامي را اينگونه توضيح دادند: "ما مثل بعضي از كشورها و نظامهاي دنيا فقط به پيشرفت فكر نميكنيم؛ ما پيشرفت را همراه با عدالت ميخواهيم. خيلي از كشورها هستند كه از لحاظ علمي پيشرفت كردهاند و به آمارها و شاخصهاي اقتصادي آنها كه نگاه ميكنيم، ملاحظه ميكنيم كه مثلاً درآمد سرانهي آنها خيلي هم بالاست؛ اما مسألهي مهم اين است كه اين درآمد سرانه در ميان ملت چه جور تقسيم ميشود... ما ميخواهيم كشورمان از همهي جهات به پيشرفت برسد، مردم به رفاه دست پيدا كنند؛ اما در كنار پيشرفت، ميخواهيم كشور عادلانه و با عدالت اداره بشود؛ اين مهم است.
ايشان در ادامه، جايگاه نوآوري در دهه عدالت و پيشرفت را اينگونه تبيين كردند: "ممكن است بعضي از صاحبنظران و به اصطلاح تئوريسينهاي اقتصادي بگويند: آقا نميشود؛ اگر بخواهيد به پيشرفت اقتصادي دست پيدا كنيد، ناچار بايد فاصلهي طبقاتي را قبول كنيد و بپذيريد! اينجاست كه ما عرض ميكنيم «نوآوري». نبايد خيال كنيم كه نسخههاي اقتصادي غرب، آخرين حد دستاورد بشري است؛ نه، اين هم يك نسخهاي است، دوره اي دارد؛ آن دوره طي ميشود و فكر تازه و فكر نويي به ميدان وارد ميشود؛ بگرديد آن فكر نو را پيدا كنيد؛ شاخص بايد اين باشد." (بيانات در حرم رضوي-1/1/1387)
اصلاح الگوي مصرف براي تحقق عدالت و پيشرفت!
بيشك سال 1388 سالي است كه در تاريخ جمهوري اسلامي ايران ماندگار خواهد شد. چرا كه جمهوري اسلامي در اولين گام به سوي تحقق "عدالت و پيشرفت" با يكي از مهمترين چالشها مواجه شد. بنابراين شايد بتوان بزرگترين آسيب فتنه88 را معطل كردن ملت ايران و عقب ماندن او از گام برداشتن به سوي تحقق جامعهاي "عدالتمحور و پيشرفته" دانست. اما از سوي ديگر اين فتنه امتحاني بود كه كمترين بركات آن را ميتوان افزايش چشمگير "انسجام رهبر و امت" دانست. بنابراين هر چند اين فتنه حركت به سوي تحقق عدالت پيشرفت را در سال اول با چالش مواجه كرد؛ اما پس از پايان آن، ملت ايران با سرعتي مضاعف به سوي آرمانهاي خود حركت خواهند كرد.
سخنان نوروزي رهبر معظم انقلاب اسلامي در حرم رضوي شامل چهار محور اصلي بود. در اولين محور، ايشان به تبيين موضوع عدالت و پيشرفت و علت نامگذاري دهه چهارم پرداختند." به نظر ما تمايز ده سال آينده با سه دههى گذشته، در آمادگىهاى بسيار وسيع و عظيمى است كه در كشور عزيزمان براى پيشرفت و عدالت به وجود آمده است، كه اين آمادگىها به ملت بزرگ و مصمم ما اجازه ميدهد كه در اين زمينه يك جهش و يك گام بلند نشان بدهد. ملت، آمادهى يك حركت پرشتاب و بزرگى به سمت پيشرفت و عدالت است؛ چيزى كه در دهههاى قبل، اين امكان با اين گستردگى براى ملت فراهم نبود."
محور بعدي سخنان ايشان به موضوع "اصلاح الگوي مصرف" و ضرورت و جايگاه آن در تحقق عدالت و پيشرفت پرداخته و مصاديق جدي اسراف در جامعه را بر شمردند: "يك اقدام اساسى در زمينهى همين پيشرفت و عدالت، آن مسألهاى است كه من در پيام نوروزى خطاب به ملت عزيز ايران عرض كردم؛ و آن مسألهى مبارزهى با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجىها و تضييع اموال جامعه است" ايشان سپس به ارائه آمارهاي تكان دهندهاي از موارد اسراف مردم ايران در زمينه انرژي، نان و آب پرداخته و همه مردم و مسئولان را موظف به اصلاح اين وضعيت دانستند.
محور بعدي بيانات ايشان تذكراتي در مورد انتخابات رياست جمهوري دهم بود. ايشان در اين زمينه پس از ذكر اهميت انتخابات رياست جمهوري به ذكر شاخصههايي براي فرد اصلح پرداختند و سپس گلايه جدي خود را از افرادي كه نسبت سلامت انتخابات خدشه وارد كرده و همان سخنان دشمن را تكرار ميكنند اعلام نمودند. در نهايت نيز موضع خود در انتخابات را اينگونه توضيح دادند: "دربارهى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانهزنى و شايعه و اينها همشيه بوده و خواهد بود. بنده يك رأى دارم، آن را در صندوق مىاندازم. به يك نفرى رأى خواهم داد، به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كى رأى بدهيد، به كى رأى ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمايت ميكنم، دفاع ميكنم؛ بعضى سعى ميكنند براى اين كار معناى نادرستى جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتى بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانهاى ميشود، بيشتر دفاع ميكنم"
نوروز 88 مصادف شد با اولين روزهاي رياست جمهوري اوباما بر ايالات متحده امريكا. مهمترين شعار اوباما عبارت بود از "تغيير". يكي از وعدههاي جدي اوباما، تجديد نظر در سياست خاورميانهاي امريكا در قبال ايران و كشورهاي اشغال شده بود. همزمان با لحظه تحويل سال نو، اوباما در اقدامي عوامفريبانه پيامي نوروزي خطاب به ملت ايران صادر كرد و در پايان نيز سال نو را به فارسي به ملت ايران تبريك گفت. اين اقدام اوباما با واكنش جدي رهبر معظم انقلاب مواجه شد و ايشان در بيانات نوروزيشان ابعاد پشت پرده اين سياست جديد را افشا نمودند: "حالا دولت جديد آمريكا ميگويد ما مايليم با ايران مذاكره كنيم، بيائيد گذشته را فراموش كنيم. ميگويند ما به سمت ايران دست دراز كرديم. خوب، اين چه جور دستى است؟ اگر دستى دراز شده باشد كه يك دستكش مخمل رويش باشد، اما زيرش يك دست چدنى باشد، اين هيچ معناى خوبى ندارد. عيد را به ملت ايران تبريك ميگويند، اما در همان تبريك، ملت ايران را به طرفدارى از تروريسم، دنبال سلاح هستهاى رفتن و از اين قبيل چيزها متهم ميكنند!
"ما در زمينهى مسائل مهمِ خودمان احساساتى نيستيم؛ از روى احساسات تصميم نميگيريم؛ ما با محاسبه تصميم ميگيريم. ميگويند بيائيد مذاكره كنيم، بيائيد روابط ايجاد كنيم. شعار تغيير ميدهند؛ خوب، اين تغيير كجاست؟ چه تغيير كرده؟ اين را براى ما روشن كنيد؛ چه تغيير كرده است؟ دشمنى شما با ملت ايران تغيير كرده؟ كو علامتش؟ دارائىهاى ملت ايران را آزاد كرديد؟ تحريمهاى ظالمانه را برداشتيد؟ از لجنپراكنى و اتهامزنى و تبليغات سوء عليه اين ملت بزرگ و مسئولين مردمى آن دست برداشتيد؟ دفاع بىقيد و شرط از رژيم صهيونيستى را كنار گذاشتيد؟ چه تغيير كرده؟ شعار تغيير ميدهند، اما در عمل تغييرى مشاهده نميشود. ما هيچ تغييرى نديديم.
اولاً تغيير در الفاظ كافى نيست - كه حالا ما چندان تغييرى در الفاظ هم نديديم - تغيير بايد تغيير حقيقى باشد. اين را هم به مسئولين آمريكائى بگوئيم؛ اين تغييرى كه شما اسمش را مىآوريد، براى شما يك ضرورت است؛ چارهاى نداريد، بايد تغيير كنيد؛ اگر تغيير نكنيد، سنتهاى الهى شما را تغيير خواهد داد؛ دنيا شما را تغيير خواهد داد. بايد تغيير كنيد؛ اما اين تغيير نبايد فقط لفاظى باشد، نبايد با نيتهاى ناسالم باشد." (بيانات در حرم مطهر رضوي-1/1/1388)
دورانديشي رهبر انقلاب در قبال اين مواضع دوگانه اوباما زماني روشن شد كه امريكا در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم به طور جدي در مقابل جمهوري اسلامي قرار گرفت و از آشوبگران حمايت كرد. رئيس جمهور جديد امريكا حتي به وعده ضد جنگ خويش نيز نتوانست پايبند بماند و دستور افزايش نيروهاي امريكايي در افغانستان را صادر نمود.
منبع: پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي
/انتهاي پيام/